Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۱۸۸)
ذکر فرستادن لشکر بجانب دیبل
منع نموده گفت امسال آنچه از بلادشان تصرف نمودیم ما را بس است تا اینکه بایت درین نواحا صلح کنیم
و مسلمانها در گشتن اطراف و جوانب این بلاد صاحب قوت شوند در سال آینده انشاالله
تعالی باقی بلاد را هم تصرف مینمائیم بعد ازان مکتوبی که مشعر بربیان فتوحات و کار برا که بعد
از ان اراده اجرای آنرا داشت بحجاج نوشت چون مکتوب آن بحجاج رسید حجاج در جواب
آن نوشت که مکتوب شما مانند مکتوب شخصی است که صلح را دوست داشته باشد و بعوام
استراحت نماید و دشمن کم کرده باشد و دریافته باشد از مسلمانها لشکر بکه دریافت غنیمتهای
خوب علایم بزرگی را نموده اس دست میدار م که منع داری از دشمن انخبش بانوی
باشخاصی که از طرف مسلمانها بآنها رحمتی رسیده و انچه تر امر نمایم اجرا نمائی چون داخل شد
ما کا در زمین کفار و خراب کردن حصار ها و مقتول نمودن و اسیر کردن اولادهای کفار بعد از ان
ثانیاً حجاج مکتوب دیگر بمضمون مکتوب سابق نوشت اینکه ای عبدالرحمن مسلمانها نیکه در نزد
تو میباشند امر نمای بمحاربه و اقامت بآن سرزمین که خدا وند فتح و نصرت را نصیب ایشان نمائید
و نیز ثالثا هم حجاج برای عبد الرحمن نوشت که اگر مضمون مکتوب مرا اجرا کردی فی بها الا برادر تو
اسحق برنج امیر مسلمانها باشد بعد از ان عبدالرحمن در امرا جمع نموده برای ایشان گفت ای دوستان
من برایشما نصیحت میکنم و خوبی شما را دوست دارم و نظر در نفع شما دارم و خیال صلح ما بین مائیان و
دشمنان دران جز نیست که خیال جوانان و دانشمندان شما باشد و بهمچون حجاج که امیر شماست
نوشته نمودم و از طرف امیر مکتوبی بمن آمده بدین مضمون که اظهار ضعف و عجز من را نموده و امر
کرده مرا بر اینکه پی مجابا بسر زمین شاما براه شامیان داخل شویم و آن زمین جائیست که برادر های سلاح
شما بمحاربه در انجا و بروز هلاک شده اند من شخصی هستم که اگر شامیان امضا نمایند من امضا میکنم و اگر
ابا کنند ابا مینمایم پس دران شورش نموده گفتند که ما ابا میکنیم بر دشمن ها و مخیله او را نمی شنویم و بابا
او را نمی کنیم و اول کسی که این سخن را گفت ابو الطفیل عامر بن واثله کنانی که از جمله صحابه بود رضی الله
تعالی عنه و گفت بعد الحمد والصلواه بدرستی که حجاج گمان میکند بشما انچه قائل اول سنان میکند
که گفت سوار کن غلام خود را بر اسب اگر هلاک شد از برای توست و اگر نجات یافت هم از توست
بدرستی که حجاج باک ندارد اینکه بخطر اندازد و داخل سازد شما را به تپه و رجات تشنگی تنگی ها و شعله های
آتش شمشیر و مقاتله اگر شامیان ظفریافتند و مال غنیمت گرفتند حجاج هم بلاد را تصرف هم اموال را
مالک میگردد و شوکت سلطنت او اضافه میگردد و اگر دشمنها غالب بر شامیان بعوض آن میگر با هیچ پروائید
و قتل و زحمت شما نمیکند حجاج را که دشمن خداست از امارت خلع نمائید و همرا، عبد الرحمن بیعت امارت
بنمائید و من شما را شاهد میگیرم که اول کسیکه خلع کننده حجاج است منم بعد مردمان از هر طرف آواز کردن
که ما یان هم به عبد الرحمن بیعت کردیم و د شمن خدا را خلع نمودیم بعد عبدالرحمن بن سلت بن یحی در خواست و گفت ای
بندهای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
