Machine transcription
٤٦
بهار عالم جانرا ز اعتدال مزاج بهار خاص مر شعر سيد الشعرا
اگر بكوه رسيدی روایت سخنش زهی رشيد (۱) جواب آمدی بجای صدا
برای رنج دل و عیش ناگوارم خست گوارشی ز تحیت مفرحی ز ثنا
معانیش همه یاقوت بود در یعنی مفرح از زر و یاقوت به برد سودا
در تعریف شب و هلال عید و شفق
گرنه شب ازعین عید خاسته طلسمی محکم عین منعل چراست در خط مغرب برقم
گر درخ آفتاب زرد قوار نا این بر فلک از ما نوشته زر که بسیمین علم
بر ز و سیمین باه گوی زر اختران بسته دران گوی زر وجیب قبای مظلم
گفتی بر چشم چرخ ناخن ابر درگز کز بن ناخن دوید بر سر دامان خون
آب بقم شد شفق درخم و شب رنگرز از لب خم نیمه غرق در آب بقم
ماد و سرانگشت خلق این قدر از خون خلق چو طفلان بود شاد بنون و قلم
(۱) رشید وطواط بمی نسبش بخليفه دوم منتهی میشو د فاضل و اديب واستاد شعرا بود
و از جههٔ صغارت جثه او را وطواط میگفتند که بمعنی خفاش یا خفاش است، بزبان عربی وفارسی
هر دو نظم ونثر میگفت. دیوان او مجموعه از صنایع بدیعی است. حدائق السحر وغيره تاليفات او
مشهور است. وفاتش یا قوت حموی ۵۷۳ و دولتشاه وغیره ۵۷۸ مینویسند. ازوست:-
سیم و زر در وجه نام نیک نداند وی عقل هست گنج نیکنامی به زگنج سیم و زر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
