Machine transcription
۲۷
زبد با نباید ستیزه نیز کرد چو پیش آیدت روز کار نبرد
فردوسی اکثر دست خطاب را بکلمه نباید وامثال آن ملحق می نماید و آن بسبب آزردگی
و ثقالت میگردد.
پایه شش
[مبادا روزی؟] نیکی داستان گویم از بهتراوید بهمان بر که کار بد آن بد روید
وگر بدنهان باشی و کینه ش زچرخ بلند آیدت سرزنش
تو زین کرده زهر جام کیفر بری زتخمی که با کشته بر پری
نگر تا چه گفته است مرد خرد که هرکس که بد کرد کیفر برد
چونیکی کند کس تو پاداش کن و گر بد کند نیز پرخاش کن عقابله
گرامی کن آن را که در پیش تو سپر کرد جان ز بد اندیش تو
چونیکی نمایند پاداش کن همان تا شود رنج نیکان کهن
اوغان بنقص خویش معتد بنقص موگی
زخرد و اد دادن بسنرد خرد به از هرچه گوئی تو از نیک و بد
حکم : زآز و نیز وانی بیکسو شویم نیا زانی در پیش خسته شویم
عرو : همه دانش ما به بیچارگی است به بیچاره کان بر بباید گریست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
