Machine transcription
٢١٤
مرزا هنوز در مکتب بود که طبع موزونش بمیل طپغره کرد و نخستین نظمی که از قریحه سرشاراُ
سرزد رباعی ذیل است در شأن یکی از همدرسان که اکثر قرنفل میجائید :
یارم هرگاه در سخن می آید
بوی عجبش از دهن می آید
این بوی قرنفل است یا نکهت گل
یا رائحه مشک ختن می آید
و از حداثت سن مرزا کس باور نمیکرد و اینجهته مدتی شعر میگفت و بکس نشان نمیداد
و بتدوینش هم نمی پرداخت و بعضی را هیچ نمی نوشت تا سن بیست بعد ها بتکلیف
احباب بتدوین آثار خود توجه برگماشته و بعد از این رباعی از درس ظاهر دست کشید
در چار عنصر می نویسد :
همانسا لنسخه اکتساب ؛ در رق اشغال ظاهر بر گرداند و مطالعه اسرار دل
پس زانوی تفکر بنشاند. در این احوال هرگاه اندیشه ببرنگی پرواز ؛ بعروج اهتزاز
می پیوست و شوق بی نشانی آهنگ ؛ در پرده تخیل کیفیتی نقش می بست ؛ بیخواست
مصرعی چون هلال از اوج طبیعت جلوه میفرمود و بی تأمل معنی چون قوس قزح آبروی
رنگینی مینمود و چون شغل بی تعلقی با طبع حیرت اکتساب ؛ تعلقی تمام داشت مدت ده
سال بر توجه ترتیب آن تغافل میگماشت . اکثری در عالم خیال جلوه ها کرد اما سرموئی شوخی
اظهار بر نیاورد و اگر بعضی برجاده بیان نیز گذشت ؛ موصول سرمنزل تحریر نگشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
