Machine transcription
۱۷۰
خراب کرده جهلی و فارغ از دانش عظیم روی دارای و بس شکیبائی
مگو که جوهر الماسم و مصون از سنگ که دهر سنگ بکف حاضر و تو مینائی
بزیر جامه نهان کرده برص لیکن بچشم اهل بصارت برهنه میپائی
سبک عنان نشو و خود را بلک علم میان ازین چه سود که انگشت بهر پیمائی
هنون رسن بند و دست عقل گیر و بیا کزین بهانه مسلم نه که شیدائی
غزل عرفی رتبه قصایدش ندارد و با منوچری در یک درجه واقع است از جهت
چندان هیچ نباشد.
غزل
از گریه شبانه اثر برده ایم ما ناموس گریه های سحر برده ایم ما
سرمای عافیت نشناسیم کز ازل در گرم سیر عشق بسر برده ایم ما
باد مراد گر نوزد دمبدم چه باک کشتی زموج خیز بدر برده ایم ما
سود متاع ما چه بود کز دیار عمر مژگان خشک و دامن تر برده ایم ما
خامی نرفت عرفی گشتیم بحرو بر بنشین که آبروی سفر برده ایم ما
وله
صد جویان دجله را می پرستند فقیهان دفتری را می پرستند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
