Machine transcription
۱۳۲
مطلع ظهیر
تا غمزه تو تیر جفا در کمان نهاد
چشم تو رسم خیره کشی در جهان نهاد
اندیشه که گم شود از لطف ضمیر
گردد من بزار با کرت در میان نهاد
ادخال (با) بکلمه را ز لطفی ندارد .
و کمال در مدح بیتی باینمضمون رسانده ولی به بیت سلمان و ظهیر نمیرسد:
سری که از سپهر نهان داشتی قضا
با منهیان فکر تواند در میان نهاد
قصیده
سخن بوصف رخش چون بخاطرم سر زد
ز مطلع سخنم آفتاب سر بر زد
دلم ز درج دانش چه کام خواهد یافت
علی الخصوص که قفلی ز لعل بر در زد
دلم ز عقده دانش عجب که بکشاید
ز بس گره که بدان طره معنبر زد
خنک صبا که بمیدان سنبل و چوگان
ز مشک ساخت و بدان گویهای کافور زد
مگر ز حلقه زلفش دمید باد بهار
که بر دماغ دلم دوش بوی عنبر زد
اگرچه سنگ ستم زد نسیم بر ساغر
امید توان گله کرد از کسی که ساغر زد
در لفظ ساغر زد ابهام است اگرچه از سنگ ستم زدن نسیم بر ساغر مدعای
اثبات نمی شود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
