Machine transcription
۱۴۸
در مطلع اوّل سلمان هر دو مصرع تقریباً بیک معنی ست برخلاف مطلع ظهیر که
هر مصرع دارای معنی مستقلی ست و مصرع اوّل علت مصرع دوم میباشد و
مضمون مطلع دوم همان مضمون مطلع ظهیر است بر علاوه ذوقی که در مطلع ظهیر است
در مطلع سلمان نیست
ونسبت بکمال میگوید:-
راوی اگر برآید این شعر در صفاهان
روح کمال گوید لله در قائل
وازجهته همین استقبال واقتباس سلمان است که عارف جامی در شان او میگوید:-
«وی رامعانی خاصه بسیار است و بسیاری از معانی استادان بخصوص کمال
اسماعیل در اشعار خود ایراد کرده و چون آن در صورت خوبتر واسلوب مرغوبتر
واقع شده محل طعن و ملامت نیست».
از قصائد سلمان است برف و زمستان:-
زسیم برف زمین شد چو فلزم سیماب
بیا و کشتی دریای لعل را دریاب
تن زمین همه در آهن است غرق که چرخ
سهام بهمنی از چرخ میکند پرتاب
زدست و برد بجائیست پای مرد هوا
که دستبرد هواپای می برد زرکاب
رو د بها د چو دست چنار پنجه مرد
نعوذ بالله اگر آورد برون زرکاب
(۱) سهام بهمنی: درین لفظ صنعت ایهام ست.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
