Machine transcription
(۳۷۳)
فرصت نگر که فتنه در عالم اوفتاد عارف بجامی ز دوار غم کران گرفت
حافظ چو آب لطف نظم تو میچکد غیری چگونه نکته تواند بران گرفت
مستم کن آنچنانکه ندانم ز بیخودی در عرصه خیال که آمد کدام رفت
در حق من لبت آن لطف که میفرما سخت خوبست و لیکن قدری بهتر ازین
همای همتم عمریست کز جان هوای آن قد و بالا گرفت است
دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمیگیرد ز هر در میدهم پندش و لیکن در نمیگیرد
رخ و چشمی باین خوبی تو کو کل زو برگیر برو کینج وعظ بمعنی مرا در سر نمیگیرد
میان گریه میخندم چو شمع اندرین مجلس زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد
بدین شعر تر و شیرین ز شاهنشه عجب دارم که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمیگیرد
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب بازی چرخ ازین یکدو کله در نکند
نقد ها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
خرقه پوشان همگی مست گذشتند و کند قصه ماست که در کوچه و بازار بماند
مطرب عشق عجب سازی و نوائی دارد نقش هر پرده که زد راه بجائی دارد
در راه نظر مرغ دلم گشت هو اگیر ای دیده نظر کن که بدام که در افتاد
بس تجربه کردیم درین دیر مکافات با درد کشان هر که در افتاد برافتاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 380 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00380.jpg)