Machine transcription
( ٣٥٣ )
تمثال معشوقان باوفا را بحضور محبوبه خود پیش نموده خواهش
التفاتی میکند .
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمع اند ای دوست بیا رحم بتنهایی ما کن
موجب فشار از شدن حیا و گریه
ترا حیا و مرا آب دیده شد غماز وگرنه عاشق و معشوق راز دارانند
بر کامروائی دیگران حسرت بردن
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی بیاد آر حریفان باده پیما را
در استاد دلچسپی عشق
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب از هر که هر چه می شنوم نا مکرر است
انتظار محبوبه بر فدای معشوق و هم برا و عرض کردن
است که در اندل در راه عشق
میسوختم که پیش اندر قدم چو شمع او خود گذر بمن چو نسیم سحر نکرد
حظ گرفتن از شب بیدار و بیاد معشوق بودن
از صبا پرس که ما را همه شب تا در صبح بوی زلف تو هما مونس جانست که بوست
مقام حیرت که بوسیله زر و زور از معشوقانها میتواندند و خود التفاتی نمیکند
از بهر بوسه لبش جان همی دهم اینم نمی ستاند و آنم نمیدهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 358 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00358.jpg)