Machine transcription
(٢٤٩)
ترجمة اللفظ
این صنعت هم مخصوصا ایجاد خود امیر است و شارب
آن دارد چنانکه هر لفظی بمد می آید لفظ دویم آن بلحاظ زبان دیگر
ترجمه لفظ اول میشود، مثلا ، سودای رخ تو کشت مارا،
اگرچه مصرع بزبان فارسی است لکن اگر لفظ کشت را به اردو
ترجمه کنیم ما را خواهد بود و لفظ مارا و کشت هر کدام بزبانچه ومعنی آن
دارند، وامیر باین صنعت عبارت زیاد بر صفحا بیشماری نوشته .
محتمل المعانی
در یک شعر یک لفظی می آرند که ہفت معنی بخشد واز ہرمعنی او
مانجا مراد گرفته شود .
موقوف الاخر : یک رباعی نوشته که ہر قافیه آن بآغاز مصرع
دویم محتاج است، مثلا
درجشن نرا ، کسی نماند الا خورشید که هر صبح برون آید، تا
تمدمت کند و، پای تو بوسد، اما بینی تو بسوی او، چو پا بوسد ، تا
بهمین معتیا دوکاو شبهای جمالیه با اند قلم کشیده اند . هرگاه میشراز امیرخسروکسی را
ذوق ومقصد کاوش مانع باشد مجاز خسروی حاضرست مطالعه فرما نیند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 254 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00254.jpg)