Machine transcription
(٢٤١) ٢٢
چشم مست تو که دی بر من بیا فتاد
ز بهر انچنان تاریک باشد خانه چشیم
پیر تو آفتاب نتوان جست
میروی و گریه می آید مرا
داغ بی لطفی رویت شده اس خون کرد
زهی عمر در از عاشقان گر
زلف ترا میبرد انشوخ که شب های غم
راهی است برای بردن د
زلف سر و پا شکسته زان است
یکشب برخ خویش چراغیم کرم کن
خانه چشم من خراب شده است
کسی نماند که دیگر تیغ ناز کشی
شکرین لعل تو کان نمک است
آب روی تو ملاحت فزود
خواهی اینجا برو و خواهی بانترک من
نو فگندی را کودگی خواب افتاد
که هر گز آفتاب در آن پیش زن نمی آید
روزه روشن چراغ نتوان کرد
ساعتی بنشین که باران بگذرد
شربت تا بیفندی که بخانه در آید
شب هجران حساب عمر گیرند
گر شود کوتاه آنجا همہ مویه میکند
ابروی تو کز میان کشاده است
کز سرو بلند افتاده است
تا قصه اندوه تو هم پیش تو خوانیم
که به بنیاد خانه غم رفته است
مگر که زنده کنی خلق را و باز کشی
گر چہ شکر نہ مکان نمک است
گرچه از آب نه یان نمک است
مردنی نیستم امروز که جانا اینجاست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 246 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00246.jpg)