Machine transcription
(۲۳۲)
راست که دی زابروان محرابی می نماید نماز خوابی کرد
من آن ترک طناز را میشناسم من آن مایه ناز را میشناسم
شم تازه شد جان بآوازه مستی تو بودی من آواز را میشناسم
باد صبا جو از رخ او زلف در ربود ابر پاره شد و آفتاب کرد
نو حال من چو ازین رو زرد بیرون که من بروی تو پیدا نمیتوانم کرد
سالها شد که نیابم خبر در کویت داغ یران شده را نیم آواز کنم
من از سر تو ندگردم، گروی از یک من تو میدانم نگوئی، لیک من گفتار میگویم
دعوای خون بها دل خویشتن میکنم یکبوسه بر لبم زن و ما لاکلام کن
امیر از طبع خویش چنان عبارات و نکاتی هم ایجاد کرده اند که غیراز
گفته وران
خودش در بیان دیگری از سخن وران نمییابیم، مثلاً از گروه او
چه میرود، آواز کردن، گفتار میگویم، یعنی یک معمولی و ساده سخن میگویم
مالا کلام کردن یعنی خاموش ساختن،
اما این خیال اشخاص بدگمان را موقع آن بخشید که تا بگویند اثر
سکونت هندوستان است که بسا آثار محاورات هندی از بیانا شان
له پیدا کردن مراد از عرض حال کردن است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 237 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00237.jpg)