Machine transcription
( ۱٩٣ )
پیرچوان تو کسی گر گزیند کارد گر استنکار نیست
گفتی که چرا جدا ئی از من این از فلک است از حسینت
باز این دلم بسوی دلارام میرود از دام جسته باز سوی دام میرود
ایام در نیامده با ما بدوستی وان شوخ هم بسیرت ایام میرود
ای خواجه در محله تقوی قیام کن در کوی عاشقی نتوان نیکنام شد
غافلم که زبین برابلق ایام می نهاد آخربتا زیانه عشق تو رام شد
طرز سرو قامتت که بای عبدالمعشوق صابر نتوان بود و تقاضا نتوان کرد
از حسن انمچه سوال است که محلش بدست این سخن با چه جواب است توهم میدانی
دو سه بار با تو گفتم که مرا بهیچ لبنات نتوانتفاق شاید که در این کرانم
تلخ کرد جهانبان را خواب زان دعائیکه مستجاب نبود
ای حسن یار گر خطائی کرد هم شکایت از و صواب نبود
به تقوی نام نیکو برده بودم نکو رویان مرا بدنام کردند
گفتی که چوا حال دلم خوش نگویی من خود کنم آغاز بیأ تا که ساند
ازین اشعار دانسته میتوانیم که سوز دگداز و جذبه و اثریکه در کلام
او موجود است در بیگان اسیر محبتش (امیرخسرو) هم نیست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 168 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00168.jpg)