Machine transcription
(١٠٣)
ببازيچه مشغول مردم شدم در آشوب خلق از پدر گم شدم
بر آوردم از بیقراری خروش پدر ناگهانم بمالید گوش
که ای شوخ چشم آخرت چند با نگفتم که دستم ز دامن مدار
تو هم طفل راهی بسعی الفقیه برو دامن نیکمردان بگیر
یعنی شخصی که بمنازل ابتدائی طریقه سلوک است مثل کودکی
است پس بدیهی است که دامن مرشد را از دست نباید داد.
دیده خواهد بود گربه که فضله پیش را بخاک می پوشاند و پنهان
می سازد ولے بسبب این عمل را عادت دانسته و بهیچ بخیال نیاوردہ
آثار شنیع ازین واقعه مبتذل خیلی برائی نتیجه اخلاقیه استنباط کرده میگوید
پلیدی کند گر به بر جای پا چوزشتش نماید بپوشد بخاک
تو آزادی از ناپسندیده ها نترسی که بر وی فتد دیده ها
یعنی گر به بیقدر اندیشه نگاهدار که فضله بدنمایش را بخاک
میپوشد و تو هزاران کردار بد داری و مردم می بینند و هیچ
شرم و عبرتی بر نمیداری.
شخصی سگآلوده میخواست داخل مسجد شود کلمة مؤذن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 108 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00108.jpg)