Machine transcription
می توانم ؟ »
دختوك قدری بسرخ شده گفت
اسم من ( كاترين بوشير ) قصاره و در
كوچه «رو پال » رهایش دارم . و له فیور
« من هم ( له فيور ) سابقاً در گارد
های شاهی سار جن بودم وحال در ملیشیا
عضویت دارم . »
دختوك : « این چیز ها را پیشتر
هم فهمیدن ممكن است حال بیا كه ساز
شروع شده است . » این را گفته و
بدون انتظار در اغوش سار جن درآمده
در انبوه رقصنده گان درآمده ملحق
شدند .
در اثباتیکه سارجن و رفیقه مقبولش
رقص کنان از مقابل ناظرین میگذشتند
يك مرد با چهره بسیار زرد و موهای
ژوليده بطرف ( كاترین ) دیده خندید
و گفت : ( سان ژین ) با گارد هـا يك
جا شده است . »
پر نادوت كه ندای او را شنیده بود
پیش رفته ازو پرسید : « آیا این خانم
را می شناسید ؟ »
«بلی ! این دختر قصاره من است
خیلی دلیر ! نيكوكار ، صاف دل ! و
صاحب زبان تیز است . برای نوت گوئی
واطوار بی ساخت شوخانه ش بشما رقرب
وجوار به ( ما مزال سان ژین ) شهرت
یافته است ...
به مجردی که رقص بپایان رسید
سار جن ما منزل خودش را به جایش
رسانید : سكوت وسکوت حكام فر ما
گردیده بود . مصاحبه خمر و نقاله ایشان
هم طرز خصو صیت را اختیار كرده
و آنها را در انظار بهترین دوست ها
جلوه میداد . له فیور برای اینکه
دو ستی خود شان را زیاد ترتی مستحكم
كرد. باشد صرف شامپانی را هم تجويز
نمود .
كاترین جواب داد : ـ بكمال ممنونیت
خاطرم . من منكر تشریفات زیاد نیستم .
تويك شخص مدتی معلومی آئی دلیل
نیست که این نادان مهر بافانه ات رارد
کنم ، بالخاصه كه رقص اشتها را خیلی
تند میسازد . بیا بشتابیم .
له فیور قدری تردد نشان داده گفت :
« ماه مزال میدانید که در نان شازت
ندارم تنها مشروبات بنوشم : »
دختوك بخنديد گفت : « فهميدم ـ
دوستانت را میخواهی دعوت كنى ، خوب
آنها را نیز بخواه . راستى من ـ ود
می توانم آنها را دعوت کنم . » این را
گفته و بر كرسى بر شده بطرف يك جماعة
جوا نان ، این دو نفر را در يك فاصله به
چشم تعقیب می نمودند اشاره نموده
صدازد : « هيه بچه ها ، این جا بیائید .
ما شما را نخواهيم خورد . »
باین دعوت بسیار بی با کانه کاترین چهار
نفر گارد ويك نفر ملیسکی آمده با آنها
ملحق شدند و پیاله ها را پرکرده بصحت
او نوشیدند . درین لحظه ( سان ژین )
وله فيور آنقدو باهم اشنا شده بودند
كه هر دوی شان از يك قدح مشروب
می نوشیدند . سارجن برای دفعه ثانی
جرئت یافته بدو شیدن بوسی تشبث نمود
ولی ( كاترین ) او را به عقب را نـده
گفت : ـ « از بن ممكن نيست . مزاج
مرا حست ، ولی چیزی كه زیاد تر آن
باشد من اجازه نمیدهم . »
جوانیک در لباس ملیسکی بود له فیور
را مخاطب ساخته گفت « گمان ميكنم كه
تو از يك قصاره مشاهده اینقدر پرهیز
کاری را توقع نمیکردی ؟ من میتوانم
بتو بگویم که دد موارل ( سان ژین )
را نه اینقدر آسانی بدسـت آورده نه
می توانی . »
كاترین حقارت مندانه و بايكقدر
زودی ، هیچ گاه . » وبطرف متكلم
دیده علاوه کرد : « هم شهری عزیزم
فوشه ، تومرا از بسیار وقت میشناسی
و این سوم دفعه ست كه رخت های ترا
می شویم . آیا كدام حرف مشتبهی در
باره من شنیده ئی ؟ » فوشه : ـ « لا
ولله هیچ گاه . »
« من از ـ اعت تیری های مشروع مثل
رقصیدی ( فریکاسه ) و یا نوشیدن یا بعض
اشخاص نجیب مانند شما ها خود داری
نه میکنم ، ولی هیچ کس هم ، هیچ گاه
به مقاصد دیگر کفشکی خانه ام را عبور
نکرده است و خوب احتیاط میکنم که هیچ
كس هم بدون يك شخص عبور نكند . »
له فيور دست به سبیل های خود
برده پرسید : « آن سگ خوش قسمت
كه خواهد بود ؟ » ( باقیدارد )
( مطبعه انيس )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
