BrowseAnīs → page 75

Page 75

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 75 of Anīs

Machine transcription

می توانم ؟ » دختوك قدری بسرخ شده گفت اسم من ( كاترين بوشير ) قصاره و در كوچه «رو پال » رهایش دارم . و له فیور « من هم ( له فيور ) سابقاً در گارد های شاهی سار جن بودم وحال در ملیشیا عضویت دارم . » دختوك : « این چیز ها را پیشتر هم فهمیدن ممكن است حال بیا كه ساز شروع شده است . » این را گفته و بدون انتظار در اغوش سار جن درآمده در انبوه رقصنده گان درآمده ملحق شدند . در اثباتیکه سارجن و رفیقه مقبولش رقص کنان از مقابل ناظرین میگذشتند يك مرد با چهره بسیار زرد و موهای ژوليده بطرف ( كاترین ) دیده خندید و گفت : ( سان ژین ) با گارد هـا يك جا شده است . » پر نادوت كه ندای او را شنیده بود پیش رفته ازو پرسید : « آیا این خانم را می شناسید ؟ » «بلی ! این دختر قصاره من است خیلی دلیر ! نيكوكار ، صاف دل ! و صاحب زبان تیز است . برای نوت گوئی واطوار بی ساخت شوخانه ش بشما رقرب وجوار به ( ما مزال سان ژین ) شهرت یافته است ... به مجردی که رقص بپایان رسید سار جن ما منزل خودش را به جایش رسانید : سكوت وسکوت حكام فر ما گردیده بود . مصاحبه خمر و نقاله ایشان هم طرز خصو صیت را اختیار كرده و آنها را در انظار بهترین دوست ها جلوه میداد . له فیور برای اینکه دو ستی خود شان را زیاد ترتی مستحكم كرد. باشد صرف شامپانی را هم تجويز نمود . كاترین جواب داد : ـ بكمال ممنونیت خاطرم . من منكر تشریفات زیاد نیستم . تويك شخص مدتی معلومی آئی دلیل نیست که این نادان مهر بافانه ات رارد کنم ، بالخاصه كه رقص اشتها را خیلی تند میسازد . بیا بشتابیم . له فیور قدری تردد نشان داده گفت : « ماه مزال میدانید که در نان شازت ندارم تنها مشروبات بنوشم : » دختوك بخنديد گفت : « فهميدم ـ دوستانت را میخواهی دعوت كنى ، خوب آنها را نیز بخواه . راستى من ـ ود می توانم آنها را دعوت کنم . » این را گفته و بر كرسى بر شده بطرف يك جماعة جوا نان ، این دو نفر را در يك فاصله به چشم تعقیب می نمودند اشاره نموده صدازد : « هيه بچه ها ، این جا بیائید . ما شما را نخواهيم خورد . » باین دعوت بسیار بی با کانه کاترین چهار نفر گارد ويك نفر ملیسکی آمده با آنها ملحق شدند و پیاله ها را پرکرده بصحت او نوشیدند . درین لحظه ( سان ژین ) وله فيور آنقدو باهم اشنا شده بودند كه هر دوی شان از يك قدح مشروب می نوشیدند . سارجن برای دفعه ثانی جرئت یافته بدو شیدن بوسی تشبث نمود ولی ( كاترین ) او را به عقب را نـده گفت : ـ « از بن ممكن نيست . مزاج مرا حست ، ولی چیزی كه زیاد تر آن باشد من اجازه نمیدهم . » جوانیک در لباس ملیسکی بود له فیور را مخاطب ساخته گفت « گمان ميكنم كه تو از يك قصاره مشاهده اینقدر پرهیز کاری را توقع نمیکردی ؟ من میتوانم بتو بگویم که دد موارل ( سان ژین ) را نه اینقدر آسانی بدسـت آورده نه می توانی . » كاترین حقارت مندانه و بايكقدر زودی ، هیچ گاه . » وبطرف متكلم دیده علاوه کرد : « هم شهری عزیزم فوشه ، تومرا از بسیار وقت میشناسی و این سوم دفعه ست كه رخت های ترا می شویم . آیا كدام حرف مشتبهی در باره من شنیده ئی ؟ » فوشه : ـ « لا ولله هیچ گاه . » « من از ـ اعت تیری های مشروع مثل رقصیدی ( فریکاسه ) و یا نوشیدن یا بعض اشخاص نجیب مانند شما ها خود داری نه میکنم ، ولی هیچ کس هم ، هیچ گاه به مقاصد دیگر کفشکی خانه ام را عبور نکرده است و خوب احتیاط میکنم که هیچ كس هم بدون يك شخص عبور نكند . » له فيور دست به سبیل های خود برده پرسید : « آن سگ خوش قسمت كه خواهد بود ؟ » ( باقیدارد ) ( مطبعه انيس )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 75. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/75 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/75
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record