Machine transcription
صفحه ۱۵ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم
مؤلف: له پلانیه فرانسوی ( ۲ ) مترجم : حبیب الله طرزی
مادام سان ژین
( ناول )
فصل اول
( دوکسپان )
ماه جولای اريک جمعیت مسرور و خندان چهره های بشاش، یونیفورمه های مجلل مملو بود مر د ها اکثراً از دسته سربازان ( گارد نا سیونال ) مركب بوده و حاضر بودند که به شنیدن ضربه اولین نقاره انقلاب بمیدان سر بازی جهیده و در مجادله شرف حصه بگیرند : در میان این سر با زان جوان خوش چهره و ممتازی بود . از علامه تفریقی که بر با زو داشت منصب سار جن او واضح میگردید . از هر جما عه دختران مقبول که با چهره متبسم میگذشت نظر توجه همه شان را بطرف خود ش جلب می نمود . خود اوهم فریفته حسن و جمال يك دخترك مبهوشی بود که چشم های كبود راست بازش باقدری عیاری بطرف گارد قشنگ مینگریست . سار جن جوان با وجود تحريك رفقا باز هم بنکاهه با دخترك متردد بود .
یکی از سپاهیان او را مخاطب ساخته گفت :
« هله له فیور ! موقع را از دست مده این اقدامتی اثر نخواهد ماند . من ضمانت میکنم !»
یکدیگر : اگر تو جرئت کرده نمی توانی من حاضرم که طالع آزمائی کنم »
سومین : « هر کسی می بیند که چشم او بر تست این هم رقص فریكاسه است . . . برو از نزدش خواهش کن ! »
له فیور از شخص چپا ر مین که مانند خودش يك سار جن بود پرسید « برنادوت ، آیا تو مشوره میدهی که ازو رقص بخواهم ؟ »
بر نا دوت : « برو هیچ باك ندارد ويك سر باز فرانسی هیچگاه از مقابل ميك دشمن ويك روى مقبول بر نمیگردد !»
سار جن هم قطاران خود را گذاشته سر راست بطرف دخترك رفت و دست خود را دور کمر او گرفته بطرف خود کشید و در حالی که کوشش داشت او را ببوسد گفت : « منزل ! این فریکاسه را با من خواهی رقصید ؟ »
ظالم قشنگ با کمال سرعت و دلیری خود را از آغوش او کنده و سیلی مضبوط بر خسار سار جن جوان نواخته او را دو سه قدم عقب نشاند . این پیش آمد خفت و حرارت له فیور را قدری سرد نمود ، چنانچه دست خود را به کلاسه کتبچه خودش برده باحترام گفت : « ما مزل ، امید میکنم شما را نیازرده باشم ؟ »
دخترك كه قهرش بکلی برطرف شده بود جواب داد : « اوه ! دوستم حرف آزرده کسی در بین نیست ، خواستم یکدرس بشما بدهم ! دگر دفعه خواهید فهمید که با که مقابل شده اید ! » و بطرف یکی از همراهان خود برگشته آهسته گفت چندان بد رنگ هم نیست . »
بر نادوت با وجودی که رفیق خودش را تحريك نموده بود ازین پذیرائی باطناً مسرور شده پیش رفت و از بازوی له فیور گرفته گفت : « بیا رفیق ، درینجا بکار نیستی . شاید این خانم جوان رقص را یاد ندارد ! »
دخترك از شنیدن این کلمات او براشفته گفت : « این مسئله بشما ربطی نخواهد داشت ! هر وقت و با هر کسی که دلم بخواهم میرقصم ! ولی با شخص شما هیچ گاه نخواهم رقصید ! اگر دوست شما حال بيك وضع مناسب از من خواهش کنند بکمال ممنونیت يك دوره را با او خواهم رقصید و باینصورت دوست های خوبی خواهم شد . چنین نیست سارجن این را گفته دست های خود را بطرف ( له فیور ) برده بدست او نهاد .
له فیور : « بهترین دوست ها ماد موازل . . . من بارهم عفو می خواهم چیزی که حالا واقع شد قصور من نبود رفقا مرا تشجیع کردند ، چیزیکه در معا وضه یافتم مستحق آن بودم . »
دخترك با چهره متبسم ــ : « این قدر عفو ضرورت ندارد . بگو به بینم از اهالی ( الزاس ) نخواهی بود ؟ لهجه تکلمت قدری بآنها شباهت دارد . »
له فیور ــ : « در قریه ( رو فاش ) قریب ( را ین ) تولد یافته ام . » دخترك : « پس ما هموطن و هم سایه هستیم مولد من ( سنت امارمین ) است . »
له فیور ــ : ــ « آیا اسم شما را پرسیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
