BrowseAnīs → page 721

Page 721

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 721 of Anīs

Machine transcription

( صفحه ١٤) ( شماره ۳۸ و ٣٩ ) ( مجلد پنجم ) و خشک ـ لوازم نصب خیمه ها در ارتفاعات بلند ـ کمره های سینماتو گرافی ـ و را دیو تلگرافی ـ فیلم ها ـ پلاک ها لوازم مکانیگی ـ اسباب لازمه مرمت کاری و کملک رسانی ـ اسباب های جراحی ـ ادویه و غیره را در میان بکس ها نهاده . بعد از وزن و ثبت بر کدام گروپ های کوهی تقسیم نمودند . در اثر التفات مها را جای کشمیر در باغ که اشجار صد ساله و گل های گلاب در آن سایه افگنده بود هیئت در خیمه موسوم به « خرگاه شاه » و خیمه های که شایسته مقام شاهزاده گان بود فرو آمده بکمال فعالیت به آمادگی خودها که سه هفته طول کشید مشغول شدند . بتاریخ ٤ دیه یعنی ٨ روز بعد از ورود هیئت به « سری نا کار » رئیس هیئت تحت قوماندن « موسیو ها کن » اولین دسته را که وظیفه آن ساختن راه و تا صورت ممکن معاینه نمودن نقاط باريك آن بود فرستاد . خود رئیس هیئت موسیو هارت بتاریخ ١٢ ژویه با دو موتور شنی ( کوه گرد ) « ميخا نيك و ٦ نفر اعضای هیئت حرکت نمود . آنچه که يك انسان پیش بینی بتواند بالنسبه این مسافرت پیش بینی شد و تمام این منازل را کمتر از ٤٥ منزل پیشین گوئی نه دیدند . در نواحی « سری ناگار » وحتی در خود شهر هم مجدداً در اثر باران های زیادی که در مناطق کوهستانی باریده بود رود ها از حد زیاد سیلابی شده بودند . از طرف دیگر در اثر شورش مسلمین در نواحی « هانی » ( کومول ) دسته که بایستی تحت قوماندانیت نایب سفینه و « پون » از پکن بقصد الحاق هیئت عازم شود شود به تعویق افتاده بود . آیا « عبور سد هیمالیا موفق خواهم شد ؟ ـ آیا عقب این دیوار چه حاله است ؟ آیا روزی خواهد رسید که دو دسته هیئت بهم ملحق شوند . این سئوالات همه مهم واضطراب بخش است . بتاریخ ٢١ ژویه گروپ آخری تحت اداره « موسیو اودون دو بروی » روان شد این دسته با خود کمره تلگراف بی سیم دستی هم برداشته است که توسط آن انطرف « میز کار » با آخرين پوست تلگر فی هند که بالای کوتل کیتک واقع مخابره میکرد . از کلتک که به ارتفاع ٤٩٠٠ متر واقع است راهی بطرف « سن » کیانگ » رفته است . بعد از ین تنتبیات وتصميمات گروپ « هارت » با کرو شنات ميخانيك ها توانست بصورت بطی در مدت ٧٦ روز ٢٠٠ کیلو متر راه رطی نماید . ( بقید ارد ) ادبیات فراق بقلم آقای محمد زمان خان : دپلومه فرانسه دوستش داشتم ، از من هجرت گزید و بگذاشت که شب های دراز فراق با مساعدت زلفین سیاهش روزم را چون مردمک نا اهل نرگس شهلا سياه نماید ! پیرحم همینقدر با خود نگفت : دل بسته چند شبگو نم را خاطر پست تاریکتر از تارمو و روز گار پست تاریکتر از ظلمت گیسو ! الان که پوستش بر استخوان چسبیده وخون بدن از هم رفتن رمیده ، میان وی و مرگ فاصله جز آهی نیست ... نه ! هیچ نگفت . اینکاش گوشت و استخوانم آب گردیده بصورت اشک از دیده گانم خروج یافته از خویش بجز ناکامی برجا نگذارم . درقعر شب های فراق چون یاد از خورشید جمالش می نمایم ، مانند دیوانگان خود به خود بسخن زدن مشغول میگردم و گاگهی نظر بر فلیک افکنده مهتاب را مخاطب نموده میگویم : ـ ای ملکه تیره فلک ! که امشب عالم را غریق انوار سیماب نمای خویش نمودهٔ آیا میدانی که محبوبه ام حالا چشم های نرگسین خود را بهم نهاده بالای بستره خویش بخواب رفته است و یا هنوز

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 721. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/721 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/721
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record