Machine transcription
شماره ٢٦ مجله پنجم
بقلم آقای غلام جیلانی خان خطیب؟ در وجود انسان موجود است . لای وجدان خود همانا ننگریسته ، او
اقتباس از مجله کابل : ولی چون از فرط عادات روی و مشق مقابل لوازم آن يك نوع دلایل
اخلاق رذایل يك نوع تسلط قاهرانه در اخلاق ترشی، فتاوی غیر معقول قامه ؟ و با
- ٣ - و عواطف کرده ، و رفته رفته ضمیر قناع وجدان خویش می کوشند .
اعتیاد به ملکات عالیه : را زنگ آلود و قلب را قسی میگرداند گویا آنها عمداً خود را در گرداب
پس اگر تصمیمی در قبول و ارادات البته در چنین انسانی فعالیت وجدانی غرق جهل و بدبختی پرتاب کرده ، ومیل
باطنی خود کرده ، و آنرا به مقاصد مخنق شده ، تا ثیراتش روح را خوب تر دارند دیده روشن بطن خویش را
اعمال مستحسن معتاد بنماید البته تا لم یا انبساط داده نمی تواند ؟ چنانچه کور کرده و پرتگاه نی عدم را نادیده
ارادات و اعمال ظاهری از حدود صحت چشم های علیل و تاریک از منظر شدن لایقنا استقبال نمایند .
و اعتدال تجاوز کرده نمی تواند . پارسا کمتر محفوظ یا متالم می شوند . همت بلند و نیروی عقل و استعداد عالی
برای اینکه انسان از عادات خوب هر گاه انسان در میدان پر از تکالیف و قابل انسانی ، در قبول و انقیاد بملکات
و ملکات فاضله خویش يك حظ روحی نوعیت و مبارزه در حیات حاضر شده و فاضله و خصال حمیده خیلی قوی و زائد
برده و به عکس آن يك انقباض و تاثری میل باشد ؛ طریق پر پیچ تاب ژلده از کفایت است ؛ چه، وقتا که انسان
در روح پیدا شود ، يك قوه ممیز را کنائی را بدون مخاطره و مغالطه مشی عظمت مقام عقلانی وقوه بزرگ اراده
خداوند متعال در باطن انسان خلق کرد بین ارومگاه، ولوله و آشوب مفقود وتصمیمات خویش را در کارهای سایر. ،
که آنرا « وجدان » می نامند . و از لنگند ، یعنی از حدود تکالیف و امر از قبیل اختراعات وكشفيات وغيره
خصایص اعمال وجدانی این است که فرق و تو هی وجدانی خارج نشود ، لا بد است بسنجد يك قدر ملكات وخصال خوب
بین اعمال خوب و بد گذاشته ، در صورت بروز موقع ارتکاب عمدی یا تصادق به یکی تمیم گرفتن و فکر خیالات خود را
اعمال صالحه و خوب انسان در روح خود از اعمال خلاف اخلاق سرزنش باین بنیاد مجذوب و مونس بسازد .
يك مسرت و انبساط و بارتکاب اعمال و تحقیرات وجدانی را تماما بردن نهاده عادت يك عامل بزرگ موثر است که
سوء و بد و خسته مقابل نفس خوديك نفس خود را مذنب و مستحق دلكومش جلو ارادات انسانی را بهر طرفی که میل
خجالت و سرزنش باطنی احساس می نماید بداند و نادم باشد اینتی سرزنش و داشته باشد می کشاند ، وقتا که انسان
همین احساسات خوب و نا خوب باطنی اعمال تو بیخ و جدانی را تا ملت محال وقت خصال خوب را و شایسته انقیاد و مشق
و فعاليت وجدانی انسان را ظاهر نموده و در نفس انسانی تولید اضطراب مینماید . می نماید ، این عادت حمیده ارادت و
گفته می شود که واقعاً قوه شریفه بنام وجدان اگر انسان مطیعانه آنرا تلقی میکند، اعمال او را بطرف خوبی سوق میکند ،
البته آنی خودش را از تکرار اعمال ولی در اولی وحله عادت را به مقاصد
دم المودتي غصان الهموم نهت ،
چونکه وحشی عقدار در فهم نیست سوء حفظ و بری پرهیز گاری و تقوی میلو داری اعمال صالحه وملكات فاصله
زان سبب اورم کند از هر چه است ، قوی باطنی خویش را مستعد کرده جز بعزم وتصميم تسخیر کردن ممکن نه
عفو باید کرد وحشی هر که هست ، خواهد بود . می شود ، یعنی شخص معتاد بافیون که
دم مکن با این خصال بی رفق اشخاصیکه بر خلاف این سر زنش تقلیل آنرا میل باشد با تصمیم ایکند
تا که هر فردی ترا باشد شفیق و تادیب وجدانی ، بالجاجت و پیمبا که از مقدار گذشته کمتر باید استعمال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
