Machine transcription
صفحه ۲ (شماره ٤) مجلد پنجم
انظار علما و متفکرین گردیده کتاب ها و آثار بزرگ و قیمتداری در اطراف حیات، موقعیت، اهمیت، و استعداد شان نوشته و سخنان بسیاری گفته شده است. و هنوز هم چه چیز های دیگر که نوشته و گفته خواهد شد، این موجود کوچکی را که ما غالباً تحقیر میکنیم انسانهای حقایق و صحیح، مجموعه استعداد، برگزیده و دسته امکانات، بی قاعده، «انسانهای حقیقی» می خوانند. و هم چنانکه می گویند فی الواقع اهمیت و مقام ایشان را درك نموده، دانسته، و اثبات کرده اند. دانشمندان و مدققین در حرکات طفلانهٔ شان بسیار چیز های محیر القواع را مشاهده می کنند که هنوز ما ندیده و از اوضاع کودکانهٔ شان معانی بسیار بزرگی را استخراج می کنند که هنوز به کشف آن موفق نیامده ایم.
بلی همین اطفال خُرد موجود، روزی در صحن این، وطن صورت پدران بزرگ گردش خواهند نمود، و مانند خود، عدهٔ از اولاد های كوچك را مالك خواهند گردید، و موقعی را که پدران امروزهٔ مملکت ما دارند (نی بلکه يك موقع بلند تر ازان را) اشغال خواهند نمود.
همین اطفالند که روزی بزرگ شده از کارهای ما یادی خواهند کرد و چنانچه ما بر کار های ایشان (بیجا) می خندیم آنها کار ها و اوضاع ما را (بجا) مضحکه قرار خواهند داد.
همین اطفالند که روزی در میدان حیات داخل گردیده مصروف کار خواهند شد و گاه گاه از بین دریچه های تاریخ نظری به ما نیز افکنده به بسیار کارهای که ما امروز می کنیم، خنده های مستهزیانه نموده و بسیاری از اوضاع و حرکات ما را تحت تنقید قرار خواهند داد. و در آن وقت طبعاً مرد خواهند بود.
اما تنها دانستن این امر، یا محض تفسیر عنوان مقاله ما کفایت نمی کند یعنی تنها اینکه بدانیم رجال آتیهٔ ما همین اطفال كوچك اند کافی نیست بلکه لازم است بدانیم چطور مرد می شوند و چه چیز آنها را مرد می کند و ما درین امر وظیفه داریم یا نه؟
اگر در حقیقت امر نظری کنیم دنیا برای يك وظیفهٔ خلق شده است و سر تا سر آنرا وظائف اشغال نموده ولهذا هیچ چیزی نیست که محض از دانستن آن وظیفهٔ ترتیب نکند و بدوش ما بار نگردد بسیار چیز هائیست که دانستن آن ما را به پرهیز و کناره جوئی ازان وا دار می کند. و نیز بر عکس دانستن بعض چیز ها یا اتکاء بدان و کردن آن و دانستن بعض چیز های دیگر به بدست آوردن مکلف می سازد یعنی هیچ نوع «دانستن» در دنیا نیست که ازان يك نوع وظیفهٔ بدوش ما نیفتد. و به همین صورت دانستن معنی و حقیقت طفل از يك طرف و دانستن اینکه رجال آینده عده اطفال موجوده اند از طرف دیگر بر ما وظیفهٔ را تحمیل نماید، و آن وظیفه اینست که به ایشان در مردشدن امداد و كمك كنيم یا به عبارت واضح تر آنها را برای مرد شدن تربیه نمائیم: اين يك وظیفهٔ ایست که چه از روی لیاقت و چه از روی قوانین موضوعه اجتماع و دائره بشر و هم از روی عقل و منطق صحيح ادا نمودن آن برای ما واجب و لازمست و هیچ چیزی وجود ندارد که در صورت ادا نکردن این وظیفه برای ما عذری تشکیل کند. و بدان وسیله معاف و معذور دانسته شویم.
ما نه می گوئیم که در مملکت خود با عدم ثروت و قلت وسائل و هم چنان عدم علاقه با علم و معارف می توانیم اولادان خود را به چنان صورتی تربیه کنیم که ممالك مترقيه يورپ و امريك می کنند. معهذا ما نمی توانیم انکار کنیم که اقلاً، اگر بخواهیم و میل داشته باشیم، و بکنیم میتوانیم از تربیه محض يك نوع خدمت را برای سعادت آتیهٔ اولاد خود مراد دانسته کاری کنیم که اولاد ما به علم و معرفت آشنا شوند و در عین حال اخلاق مصلح و صحیحی پیدا کنند، و بدین وسیله خود و وطن و محیط و عائله خود را در حیات نيك بخت و مسرور بسازند. به کار خوب هر صورت و در هر موقع و زمان که اقدام نموده شود خوب است. ما نیز می توانیم به قدر وسع خود در تربیه اولادان خود بذل همت و مجاهدت کنیم و نگذاریم
(بقیه در صفحه ۹)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
