Machine transcription
صحيفة ۱۳
(شماره ۳۰)
مجدد پنجم
فکاهیات
مادر و دختر:
دخترکی از مادرش سوال کرد: مادر عزیزم، آیا بسال نو، من یک گدی برایم میخری؟
مادر: هنوز گدی که سال گذشته برایت خریده ام بکلی نو است و حاجت به گدی دوم نداری!
دخترک: آخر من که نیز نوک و تیارم، پس چه حاجت بود که تو در این سال طفل تازه آوردی؟
داماد صاحب اخلاق:
یک یهودی نسبت بدختر خود با رفیقی چنین صحبت میکرد:
دامادم چه حاجت که متمول باشد دخترم پول کافی دارد!
دامادم چه حاجت که مقبول باشد دخترم که خیلی قشنگ است!
دامادم چه حاجت که شیک باشد دخترم که شیک ترین زنها است!
اما دامادم باید صاحب اخلاق دیانت خوب باشد، زیرا...
قیمت شعر و ادب:
در سال گره شاعر پیری که یکی از مشاهیر آنزمان بود و اشعار پرجوش و شیرین و با معنی اش در اکثر جاها مورد تحسین و آفرین شده بود، عده از رفقا و دوست ها شرف ورود بهم رسانیده بودند.
شاعر پیر همی از زمان سابق و قدر شعر و هنر ادبیات بحث میراند. چنانچه میگفت که اکثر از رجال بزرگ و معتبر شهر ما، فخر مینمودند باینکه اسپ کالسکه ام را به بندند.
شخص جوانی از میان برخاسته گفت: این چیزی که نیست، مرا که همین دیشب از کالسکه ام بسر شاهانه، فرود آوردند و...
دیگران سوال نمودند: که آخر چه شد؟
شخص جوان: آخر در کودل انداخته دهنم را بسته اسپ و کالسکه ام را دزدیدند.
سنگی و زنش:
زن به شوهرش: نیکه باز بسکت خوردی؟ او زوال شده
مرد: نه والله اگر چشیده باشم! بگو دستارم کجاست؟
زن: در زیر بسترت
مرد: یخنتم در کجاست؟
معلم و شاگرد:
معلم بیکوچکترین شاگرد: فرض کن من دو عدد تخم بتو دادم و دو تخم دیگری بدهم، همه یکجا چند تخم میشود؟
شاگرد: مولوی صاحب مگر شما تخم هم داده میتوانید؟
غرور زنها:
زن در حالیکه سرش را روی شانه شوهرش گذاشته بود، چشمش را بطرف شوهر بلند نموده سوال نمود: عزیزم اگر من پیر و قبیح شوم باز هم مرا دوست خواهی داشت؟
مرد: جانم! پیر ممکن که گردی، مگر قبیح تر نخواهی گشت؟
فروشنده رزک:
خریدار: آیا این سگ تربیه هم دارد؟
فروشنده: البته! به بینید اینک من باو میگویم بیا، یا نیا، یقین یکی ازین دو کار را خواهد نمود.
مفت شما:
یکدام تپاشاچانی یک سبد ماهی پخته از کسی فراموش شده بود، شخصی که سبد را یافته بود مجمعیتی که در ان محل گرد آمده بودند ارائه داده و تکلیف خود را مبین کردن میخواست.
اجتماع به او حکم کردند که خوب است این سبد با حش سه نزد شما باشد و برای یافتن صاحبش اعلان بکشید.
اگر پیدا نشد مفت شما بدون همه چیز تصرف کرده میتوانید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
