BrowseAnīs → page 531

Page 531

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 531 of Anīs

Machine transcription

( صفحه ١٤ ) ( شماره ٢٧ ) ( مجلد پنجم ) کتلهٔ عظیمهٔ ملت بود که برای محافظه شرف و ناموس خود بمیدان شرف یك بر دیگر سبقت می جستند و استریا لیهای با همهٔ تیاری های شان امان نداده متصلاً از مقابل خود میرفتند و آنها را به هزیمت مجبور می ساختند . يك دسته از . گارد های متقاعد که با آنها كسبهٔ وفعله آمیخته بود خود شان را بر تو پخانه دشمن انداخته یك واحد توپ ها را تصرف وطوپچیان را متلاشی نمودند . غند های قدیمهٔ امپرا طوری که بشان و شوكت عسكر زیان زد بودند از دست هیرو های گرسنهٔ جمهوریت که ا کثرشان با پیراهن های دهقانی و لباس كاسبی مقتبس بودند و نمیدانستند تفنك را چطور پر کنند ، شکست فاحش خورده با تلفات زیاد فرار نمودند . شرف حقیقی انروز بنام پسران پاریس خاتمه یافت : حملهٔ جناح راست ( ترغیاب ) به نقد پاریسی تفویض شده بود . اینها در مقابل حدود سه عدد از استحکامات بسیار مسلح استریا یهار ایافتند و تا میخواستند سمت حقیقی قـوای دشمن را معلوم کنند که سوارهای شاهنشای مانند سیلاب مدهشی بر آنها ریختن گرفتند . داوطلبان در مقابل این مرگ یقینی ایستاده منتظر شدند تا آنکه رساله بمنطقه نفوذ اتش رسید بعد ازان همه يك جاو بيك آن اتش سریع و مدهشی بر آنها کشاده بعقب نشینی مجبور شان ساختند پاریسیان ازین فتح غیر مترقبه خود ها مغرور شده ، رژیان دیگر دشمن را از استحکامات آخرین شان بیرون ریختند ، ازین فتح درخشان نه تنها اینکه فرانسه از پا مالی اجانب نجات یافت و بلژيك از اسارت وار هید بلکه جمهوریت نو بدنیا آمدهٔ شــان و شوکت مخصوص حاصل نمود . *** در اثنا ئيكه فاتحین برای رفع گرسنه گی بر نهار نشستند تقریباً شب بود . قدح ها بنام ملت و شرف ( مورتل ) سرا فسر بزرگ و بنام مجاس ملی و بلژيك های آزاد وحتى بنام انسانیت تجویز شد ، سر بازان گرم سر گذشت های محاربه گردیده یکی از آنها مقابل خودش را مخاطب ساخته گفت . هیچ حدس زده نخواهی توانست که در اثنای که استریائیها را تعقیب می نمودیم در قلعهٔ لوندال چه یافتیم ؟ رفیق مقابلش : « لوندال بسیار صاحب ثروت است شاید صندوقچهٔ طلا ئی یافته باشی ؟ » سر باز : « يك طفل خورد سال با مو های طلائی !» یکنفر دیگر « بخـدا مادام که قـور تجسس يك طفل را می نمود . زود بگو ا لطفل که یافتی چطور بود ؟» سر باز : « خوب بیاد ندارم ! زیرا معطل نشدم که او را خوب تر میدیدم » پس معلوم می شود که اطقل بیچاره را معرض مخاطرات گذاشته، خودت بر گشته ! از يك سرباز فرانسه چنین يك عمل نا مناسب بود ! » سرباز : « آقای سار جن ، رجا میکنم بحرف من گوش ندهید و بعد از ان سر زنش بفر مائید . من و چندی از رفقا برای تفتیش شاتو تعیین گردیده داخل شدیم ، بخوف اینکه مبادا استر یائیها هنوز هم آنرا تخلیه نکرده باشند بکمال احتیاط پیش میرفتیم زیرا خاموشی مرده نکان اطمینان بخش دیده نه می شد ۰۰۰ سارجن بی صبر شده گفت : « بسیار عاقلا نه ومد برانه بود ! بی ابتر است باصل مقصد بپردازي ! » سرباز خجل شده بحرف خود دوام نمود : « در اثنا لیکه بدر وازه یا ران رفتم سایهٔ مردي را دیدم که عقب عمودها خودش را مخفي می نمود . من هم نشان گرفته تفنكم را بر او خالي نمودم ولي گله به نشان اصابت نکرده وشخص مذکور از نظرم غائب گردید . درین اثنا صداي گریهٔ پسري را از اطاق مجاور شنیدم ، خواستم دروازه را باز کرده به بینم کیست دیدم دروازه را از عقب قفل یافتم بعد از زحمت زیاد آنرا شکسته در آمده دیدم طفلی با چشم هاي گریه الود بیك كنج اطاق نشسته بز بان فرانسه تکرار میکند : « لیونارد گریخت »

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 531. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/531 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/531
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record