Machine transcription
صفحه ۳
( شماره ۲۷ )
جلد پنجم
مؤلف : له پلاتیه فرانسوی : (۲۱) مترجم حبیب الله طرزی :
مادام سان ژین
از فصل یازدهم
داماد غیر مترقب
پیبرگ : « فردا من باید بجنگم وفریضهٔ خودم را ادا کنم ، به جز دیگه ( سان کولوت ها ) را براه شان روان ساختیم عقب بد بختانی که اولاد مارا دز دیده اند بشتاب روانه خواهیم شد . یک سرباز باید بیشتر از همه چیز فریضه اش را ادا کند ... مگر تا وقتیکه جنگ خاتمه یابد تو چه خواهی کرد ؟ یک زن در میان یک عالم مرد ؟ من نه میتوانم برای حمایه تو از جنگ دست کشم . در صورتیکه هیچ یک مناسبتی با تو ندارم ، نمیتوانم که از مافوقان و یا ما تحتان خودم کسی را به حمایه تو بگمارم ؟ بلانش عزیزم آیا تو مدعای مرا خوب درک نمودی ؟ »
بلانش گردن مقبول خودش را خم نموده خاموش ماند .
پیبرگ : « اگر با پدرت ، با دون مقابله شویم آیا چون طفل ترا در دست دارند میتوانند که بر تو فشار بیاورند . آیا من بکدام حق میتوانم ترا مدافعه کنم یگانه راهی که مارا ازین اشکالات وتکالیف نجات میدهد ... ؟
بلانش : « بگو به بینم چه میخواهی بکنم ؟ »
پیبرکت : « بیا فورا زن و شوهر شویم هر چیز برای عروسی ما آماده و مهیا است کشیش در کلیساء ( نونار ) بالا بر توده کاغذات خودش خوابیده است . تنها اینقدر لازم است که او را بیدار ساخته و بگوئیم نام داماد را در کوترات تبدیل کند و کشیش هم نکاح ما را به بندد بیا محبوبه من بیا و مرا در زمره مسعود ترین مردهای دنیا داخل گردان ! »
یک ساعت بعد در آن لحظه که گله اولین توپ یغماي مهیب خودش شروع محاربه را اعلان نموده ، عروض و واباد غیر مترقب از زینه های کلیساء در بین کف های شادمانی سربازان استریائی ونعرهای تبریک افسران ، بایان آمدند .
فصل دواز دهم
بعد از محاربه
یک منظره شانداري که هیچ گاه در تاریخ فراموش نه میشود از طرف دها قین بلژیکی که سر تاسر تپه های اطراف ( ژماپ ) را مملو داشته ومنتظر نتیجه محاربه استریا تیها و ( سان کولوت ) ها بودند به مشاهده پیوست .
در انا تیکه شفق خیرهٔ صبح از افق مشرق بنای سرکشی را نهاد عساکر دا هشاهی که در قرب و جوار تپه ها
متوقف بودند در جنبش در آمدند.
مواقعی که ایشان در اشغال خود داشتند وسیع و در عین حال بر اطراف حاکم بود.
بدامنه تپه ها استحکامات سه قطاره منبنی بشکل نصف دائره تعمیر گردید ، وباتوُپ های سریع الاتش دهن بزرگ تسلیح شده بودند .
تفوق ظاهر عساکر منتظم امیرا طور ودارائی شان در اسلحه و ذخایر حرب وقوما ندان های صاحب تجربه مثل ( کلیرفت ) و ( بولیو ) فتح را برای شان نین ولابدی گردانیده بود . علاوه بران شب گذشته سربازان شان استراحت خوبی کرده وطعام های مکلف خورده بودند ، در حالیکه فرانسویان بیچاره تمام شب را در میادین تمشك بسر کرده و قادر به تهیه نهاری هم نشده بودند ؛
بچه پارسی گفته شده بود که بعد از فتح ناشتای صبح را در ( مونس ) خواهند خورد ، یا بصورت داوطلبان بیچاره با قلب های سبك ومعده های خالی بمیدان قدم نهادند .
سربازان بشنیدن اولین صدای توپ به پیش حرکت کردند وموزيك ها نت های هیجان آور ( ماوسیز ) را نواختن آغاز نمودند . آواز موسیقی با الحان خوش به هوا بالا میرفت وهزار ها نعره ( زنده باد انقلاب ) در فضا منعکس می شد !
به خوبی دیده می شد که سربازان فرانسوی تنها عسکر نبودند که بمقابل دشمن مقتدر خود پیش میرفتند بلکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
