Machine transcription
صفحه ۳
( شماره ۳ )
مجلد پنجم
بقلم آقای میر غلام محمد خان :
یادي از شعرأي وطنی
دقیقی بلخی
نصف قرن چارم هجری
مقدمه : در جهان ادبیات مشرقزمین ، زبان فارسی موقعیت نفیس و بلندی را ، همیشه دارا بوده است. و درین میانه ادبای افغانستان و فارسی افغانستان ، رولهای مهم و سحر پروری بازی کرده اند .
افغانستان در زمانه های قبل المیلاد یعنی هنگامیکه در ممالك هند و فارس زبانهای سانسکریت و فرس قدیم مراحل ابتدائی را طی مینمود ؛ هم در عالم ادبیات جای مخصوصی را احراز کرده ، و در همانوقتهـا بود که اوستای مشهور در زابل باکتریای تورکنت ( افغانستان ) یعنی زبان « زند » مرقوم و منتشر گردید .
ولی بعد از انیکه اسکندر مقدونی زبان فرس قدیم را که جانشین زبان زند نیز گردیده بود از تخت به تخته کشید و سلوکیها ( جانشینان سکندر ) یونانیت را بتمام معانیش در ممالك افغانستان و پلو چستان و فارس ترویج نمودند ، تا زمان خاتمه کار پارتها در غرب افغانستان با کلدانهای ساسانیان فارس، دیگر اثری و خبری از ادبیات افغانستان در روز کارها باقی نماند.
در زمانیکه ساسانیان فارس زبان پهلوی را ترقی میدادند ، بعلاوه زبان پشتو در جبال افغانستان ، زبانهای : زابلی ، سیستانی ، هروی نیز در بلاد افغانستان معمول و مروج بود . اما دخول عربیت
با مذهب و شمشیر ، آثار علمی و ادبی این السـنـه را فی المثل اگر بوده است، هم بکلی محو و نابود نمود . تا حدیکه در یکقرن بعد الاسلام زبان پهلوی از جمله آن السنه اعم معدوم ومنسی گردید ، و کتب علمیه او در بطون حمامها بسوخت .
هکذا زبانهای : زابلی ، سگزی، هروی تنها زبان پشتوی قدیم در سایه عاریت جبال شامخه خویش از دستبرد صر صر حوادث ، و تركتازان سپای وسطی در قلال کوها الی یومنا باقی و مسلم ماند . ولی جای علم و فن از جانب تمام السنه اسای وسطی اسلامی ، همان برای لسان عرب تخلیه گردیده بود .
از اختلاط زبان عرب با پهلوی فرزندی بعرصه شهود بر آمد که آن را فارسی موجوده نامند ، ما در میان خراسان برای پرورش این طفل نوزاده که نتیجه اختلاط چیزی کم دو قرنه زمانی بود ، بذل مساعدتی نمودند ، و ادبائی در آن میانه پیدا شدند ، که شعر های فارسی آمیخته بعربی سرودند ، حتی ابو العباس مروزی اولین شاعر خراسان بود که در سال ۱۷۳ هجری صله اشعار خود ، از حضرت مامون که یکی اجله فضلای وقت بود ، بعطایای خوب تمتع و سرفراز گردید .
بعد از مامون الرشید دیگر عوامل عرب وقعی بزبان فارسی نداده ، بلکه در امحای آن بذل غیرت مینمودند ، زبان علمی ، ادبی ، رسمی همان زبان عرب بود. نظامی عروضی سمرقندی در تذکره مشهور
خود ؛ که بنام علیشیر اهدا کرده مینویسد : ۔ اعراب کتب فارسی را ( فارسی مقصد از پهلوی داشته ) در مملکت فارس محو کردند ، در خراسان نیز عبدالله بن طاهر عامل عرب ( اینشخص ذاتاً فارسی بود ولی تسلط معنویه عرب روح ملیت اورا سقوط داده بود ) شخصی کتاب وامق وعذرا را که بنام انوشیروان جمع شده بود اهدا نمود . امیر عبدالله بفرمود تا کتاب مذکور را در آب بشستند و جواب داد برای ما کتاب کریم کافیست. این امیر در حدود نصف اول مائه سوم هجری نیات خود را نسبت بزبان غیر عربی اینچنین اظهار کرد .
ولی اتفاقاً در نصف های ثانی مائه سوم هجری ، وسایلی در مملکت افغانستان و حواشی آن فراهم آمد ، که علی الرغم این نیـات ، زبان فارسی سر از نو در حوزه السنه ادبی آدنیا داخل گردید . این وسائل عبارت بودند از حکومتهای فاضل و ادب پروری که در افغانستان ، مثل صفاریان سیستانی و ناصریان غزنوی ، و یا از اهل افغانستان مثل سامانیان بلخی ، باحیا و ترقی ادبیات فارسی مساعدت و مسارعت ورزیدند .
صفاریان سگزی در نیم قرن اخری مائه سیوم هجری از شعار فارسی حسن استقبال نمودند . سامانیان بلخی اواواخر قرن سیوم تا اواخر قرن چهارم هجری در اسکلت و استخوان بندی این ادبیات روح وخون زندگی را حلول دادند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
