Machine transcription
صفحه 15
صدا زد : این تو هستی ؟ زود بگو در اینجا چه میکنی !
لاويولت يك پسر ساده لوح و میزوپ شکلی بود که در اردو گاه به بزدلی و ترسنده جانی شهرت حاصل کرده بود و در نتیجه هدف مزاح و تمسخر تمام سربازان شده مانده بود .
کاترین پستول را بجایش گذاشته و بر خونی که از دیدن ( لا ویولت ) در دلش جا گرفته بود خندیده گفت « نزديك بيا و از من نترس بگو به بینم درینجا چکار داری ؟ »
لا ویولت بايك وضع انكسار و شرمنده گی چند قدمی بسوی او برداشته گفت : « من دیدم که مادام له قیور از اردوگاه درین تاریکی شب برآمده بهتر دانستم که او را تعقیب کنم »
کاترین مشتعل شده گفت « بخیالم برای اینکه جاسوس من باشی ! »
لاویولت « آه هیچگاه چنین نیست مادام بمن ظلم میکنند ! من خیال کردم در جائی که مادام میروند بر خطر خواهد بود شاید بمن احتیاج داشته باشد ! »
کاترین در خطر ! مخاطره را با توجه نسبت ؟ بخيال من که از تعقیب مخاطرات عموماً پهلو می میکنی ؟
لاويولت « برخلاف آن از بسیار وقت
( شماره ٢٤ )
است که میخواهم با آن برخورد و رامشب وا يك موقع خوبی برای این ملاقات یافتم »
کاترین از وضعیت دلیرانه خلاف توقع لا ویولت متحیر شده پرسید « باعث این انتخاب چیست » لاويولت با تردد فوق العاده گفت « زیرا اگر در شب خوف کنم هیچکس ملتفت نخواهد شد ولی در روز چون همه چشمها بر من دو خطوف مینگرم از خوف میلرزم علاوه بر این يك حسی بمن میگوید با شما هیچگاه از هیچ چیز نخواهم ترسید ! »
کاترین « خیال همراہی مرا که نداشته خواهی بود ؟ »
لاويولت « یکی از بهترین آرزو هایم همین است ! رجا میکنم مرا با خود ببرید و مایوس نسازید . مادام عزيز من شما را بسیار دوست دارم هیچگاه جرئت کرده نمیتوانستم که این افزار را در وقت روز بشما بکنم ولی لاویولت هنوز اقرار خودش را تمام نکرده بود که کاترین او را گذاشته روان شد و در حینکه میخواست جواب تعقیب کننده دیده درای خودش را دهد که دو فیر تفنگ بغتتاً شنیده شده .
لا ویولت تعقیب کا ترین را ترك نموده بجانب تفنگ خودش دوید کا ترین درین حرکت او متوحش شده نعره زد « باش کجا میروی ؟ هوش کن »
هنوز طنين صدای کاترین از فضا مرتفع نگردیده بود که ( لا ويولت )
مجلد پنجم
خودش را به پشته خوردی که از آنجا تفنگ فیر شده بود انداخته از نظر غایب گردید .
کاترین از موضع خودش حرکت نکرده منتظر نتیجه ایستاده صدای شر شر شاخهای خشکیده و آواز بر زمین خوردن های سنگینی از پشته بر خواسته او را متيقن گردانید که مجادله مدهشی بر پاست يك لحظه بعد قيافه مرد مجددی را دید که از پشته بر آمده و بطرف اردوگاه استر با بگریختن آغاز نهاد .
کاترین بخیال اینکه این شکست خورده ضرور لا ويولت خواهد بود با خود گفت بیچاره لا ویولت ! راه فرار را غلط انتخاب نموده است اگر از اینجا زنده بر آید بدست استر باقیها اسیر خواهد افتاد . و با يك آه پر دردی بر سخن او اقدام نمود « بسیار افسوس ! اگر چه ترسو بود ولى يك پسر خوبی بنظر می آمد من برای یافتن عوض او در اردوگاه دچار اشکالات زیادی خواهم شد
کاترین این فقره خودش را تمام نموده میخواست که بطرف قلعه که مناره های آن از دور نمودار بود روان شود که دفعتاً لا ویولت از پشته برآمد و در حالیکه با برگ های خشکیده کارد خون آلود خودش را پاک می نمود در مقابل او ایستاده کاترین راه از دیدن او حیرت فوق العاده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
