BrowseAnīs → page 415

Page 415

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 415 of Anīs

Machine transcription

صفحه ١٦ شماره ٢١ مجلد پنجم دست داده صدا زده تو از کجا می آئی تا حال چه میکردی؟ » لا ويولت بکمال متنانت جواب داد ه همنقدر کرده توانستم که یکی از آن استر یانی ها را از بار بر ساختن تفنگش مانع شوم » کاترین : «میخواهی بگوئی که او را کشته ؟ » لاويولت : چنین خیال میکنم ! مگر دیگرش خیلی خوش قسمت بود که ما نند من تنبلی را درمقابل خود یافت باز هم او را میگرفتم ولی افسوس که این بار منحوس را بردوش خود داشتم ، زیرا من بدویدن سرعت زیادی را مالم » کاترین : « راستی به من نگفتی که این چیست » لاويولت : « تنیور ست که من آنرا از شخصی امانت گرفته ام . » کاترین : « برای کدام مقصد » لاويولت : « بعضاً بسیار مفید ثابت میشود باینکه من آنرا بايك تفنگ برابر میکنم بسیار خوش میشدم اگر يك تنبور چی می بودم ، ولی بد بختانه برای این وظیفه موزونیت ندارم ... این بهتر نخواهد بود که براه خود دوام کنیم ؟ استریانی زخمی سفید پوشان دیگر فورا اطلاع خواهد داد و در آن واحد هزاران مشاق بر ما خواهد ریخت، من بر خود نگران نیستم ولی بر ... » کاترین : « چرا » لاويولت « چنانچه پیش تر بشما گفتم در شب ها هیچ نه میترسم حال بهتر است برویم » کاترین « از عقیده که نسبت بتو در دل داشتم عفو می خواهم ، حقيقةً كه تو يك مرد شجاعی هستی » لاويولت مادام له فيور مرا تمسخر و استهزا نکنید من خود را می شناسم که بجز يك تر سوجیز دیگری نسیتم ولی شما را بسیار دوست دارم » کاترین پسر کم تو باید درین موضوع با من مکالمه نگفتی - خیال میکنم فهمیده خواهی بو . لاويولت حق دارید دستم را خواهم بست بفرما ئید روانه شویم . کاترین پیش کاره خودش با مقداری تحیر نگریسته با خود گفت آیا ممکن است که این سرسو شمشیر در دست با دو نفر استریانی در آویخته یکی را به قتل رسانید و دیگرش را به فرار مجبور ساخته باشد آیا او يك پسری که او را ( فول ) و تراچان میگویند این چنین يك عمل متهورانه عجب نیست ؟ پس بهتر است برای اینکه او را خوب تر بشناسم با خود اجازه همراهی بدهم » چنانچه بايك وضع مهربانانه او را مخاطب ساخته گفت ه لا ويولت من باید ترا خطار کنم که من در يك جائی خطر ناک ـ بسیار بسیار خطر ناك ميروم ، اگر باو جود آن هم به همرائی من مسرهستی بسم الله برویم . » لاويولت : « مادام له فيور من باشما باشم هم خواهم رفت ! » کاترین : « اول باید به آب روی ، زیرا برای رسیدن بشاتو لازم می شود که ازین نهر عبور کنیم . » این را گفته هر دوی شان از دریاچه که موسوم به ( ويم ) است به بسیار مشقت عبور نموده بعد از طی مسافه قلیلی در عقب دیوار های بلندی که اراضی ( لوندان ) را احاطا کرده بود رسیدند بعد از جد و جهد زياد وخسته بافته از آن بالا بر آمدند و در يك لحظه ديگر بکمال احتیاط از عقب درختان در مقابل عمارت بسیار روشن یارون ایستادند . ( باقی دارد )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 415. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/415 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/415
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record