BrowseAnīs → page 355

Page 355

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 355 of Anīs

Machine transcription

صفحه ٦ شماره ۱۸ مجله پنجم امروزه روز روز داکترهاست و بازار بازار دوا فروشان ! شنیدم چطور که مامورین مفلس و معامله داران خود را سر تنخواه وعده میدهند حکیم های افلاس کیش هم از مردم قرض گرفته و وعده پرداخت بهاء نسخه میگذارند دوا فروشان این ماه را باید مبداء سرور گرفته و جشن بر پا کنند چه دوای خوب و بدی که در یازده ماه دیگر ذخیره شده و کسی نمیخرد درین ماه بفروش می رسد ، وای بر حال هموطنان مریض و مریضداران مفلس ، در خانه یکی از دوستان بواسطه که مرض سر تا سر دودمان را فرا گرفته بود از خانه يك خویش دیگر خود يك آدم بفرض آورده بود تا پر هزانه مریضان را پخته کنديك روز نه گذشت که او هم مبتلا گشت و سر بار دیگران شد آسوده سر بیمار این شفاخانه بدرخانه هر کدام خوابیدنیست ولی جای شکرش باقی است که درد است مرگ نه اگر چه بگفتند (حافظ) برو از دو واره شو داخبرگیر! ولی در عین زمان او هم از دل پر درد خود هذیان میگوید حقیقتش اینست که خطر این نا خوشی الحمدالله کم است . من پیش خود کمی خوشحالی داشتم که اگر چه خود در خطر هستم خوب است چوچ پوچ در هرات اند تازه خطی از آنجا گرفتم که آنها هم از نا خوشی نالید و بزرگترین مرض را بی داکتری دانسته و نوشته اند . از شد و مد عبارات مکتوب اینقسم فهمیده می شود که من میتوانم ازینجا داکتری اعزام کنم و یا اقلاً نسخه از داکتر گرفته و برای تسلی آنها بفرستم خبر ندارند که از من بجز لاف کاری ساخته نیست بسته هم نسخه دوا را پیش از ٢٤ - ٢٥ روز بآنها رسانیده نمی تواند چه خطوط تاریخی ٩ اسد به ٤ و ٥ سنبله بما میرسد . بهر حال این موضوعات خارج از مقال ماست برویم سر مطلب که از مریض های راستی و دروغی صحبتی کنیم ما از دو باز داکتر ها بخواهیم شکایت کنیم که درین روزها پر مشغله ین است و بغریب غربا دستگیر ندارد ولی از حال مریضها بی خبریم که اکثر بستر نا جوری را يك تفرع گاه قرار داده اند روزی یکی از قوام بناخوشی زکام بازا دچار بود بزحمت زیادی داکتری بدست آورده و دوائی برایش آورديم يك خوراك دوا را بصد زحمت باو خورانیده روز دیگر آمدیم که کاسه آلو و یخ را پیش خود مانده با رنگ پریده و بدن مرتعش سر گرم خوردن است پرسیدیم خیر یت است چه حال دارید ؟ گفتند بلی دوای داکتر بسیار گرم است و حرارت تب را زیاد میکند . از چه فهمیدید ؟ خیلی تلخ است ، بلی بیخور است معلوم شد که آقا هوسانه میخورد نه دوا ! همین مقصد است که اکثر بعوض مسهل (استیصال) هندوانه و آلو بخارا میل میفرمایند . خيال من این معالجه از نفع آن نقصانش بیشتر است خوب است از شدگوم کار بگیریم در یکی از شماره های روزنامه اطلاعات خواندم در زیر عنوان خراسان در فرنسکه تن نوشته بود از جمله عقاید زنها یکی اینست که هر گاه حصه یه سیب روی (کچالر) را بدزدی کب کرده و بخورد آن سیب زمینی او را از مرض رو ماتیزم شفا داده و خوش خواهد کرد ، ازین نسخه های بی تکالیف و شکم پر کنا در هر بزی ها زیاد داریم . مثلاً میگویند اگر شب نمك (تو) دو روز در میان) کسی داشته باشد مرغ سیاه همسایه را دزدیده و همه را تمام خورده و بکسی دیگر ندهد فوراً صحت می شود ، همچنان برای يك ناخوشی دیگری که رسم آن فراموشم شده منققه (کشمش سیاه) از دکان بقال دزدیده و بخورد خوب می شود باز برای يك قسم تب شب های مخصوصی دارد که کاسه و چمچه گدائی گرفته و خود مریض از خانه ها غذای پخته مجان شب را جمع کنند عیناً دواست همچنان شدگوم های دیگری است که بی خوردن توتکه های با قیر هم علاج پذیر است . مثلاً : اگر کسی بگوید کیلونم درد میکند فوراً باید چوب گفت اگر نمی گفتی می مردی ! یا گوش های دهن کسی خراشی پیدا کند (لباسك) سه روز صبح زنبور دروازه را بآن حدود آشنا کرده و بگوید لباسك من از تو ، درد ازو می شود مقصد در دنیا ازین درد ها و معالجات بسیار است که قسمت عمده از عقاید زنان خواهد بود و اگر اینها رواج پیدا کند آبره بیمار ها از احتیاجات داکتری و دوا و مصارف زیادی با خوردن دواهای تلخ فراغت پیدا خواهند کرد .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 355. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/355 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/355
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record