BrowseAnīs → page 194

Page 194

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 194 of Anīs

Machine transcription

شماره ۱۰ صفحه ۱۰ مؤلف : ا. بلانژه فرانسوی (۸) مترجم : حبيب الله طرزی مادام سان ژین فصل سوم «شوليه دو کر» کاترین که قدری از بهت وسراسیمه گی بهوش آمده بود گفت : « طفلك احمق ! توخيال ميکني که اگر عاشق مي بودم او را در اطاق خودم پنهان میکردم ؟ اين شخص دوست ماد موازل بلانش دولا واین ولي نعمه و دوست من است . » له فيور : « یک مرد زخمی مقدس است و بیک سرباز حقيقي هيچ گاه بر زخمي آتش نمي کند ... این بیچاره را پر ستاري کن ونجات ده . من ممنونم که ترا بشبادیه فرست باین خانه معاونت میکنم . مگر هیچ کس باید این را نفهمد اگر فهمید بسیار مضرتات خواهد شد . » کاترین که از فرصت سرشار بنظر مي آمد گفت : « له فيور ، تو يک مرد نهایت پاک نژاد و نيك سيرتي . » وصداي خودش را پست ساخته ايراد نمود : « بهر قدر زود يکه آرزو داشته باشي عروسي خواهم کرد ! » یکی از سر بازان : سارجن له فيور کنراد ها منتظر اند ! » له فيور : « دوستانم شما برويد من شما را تعقیب خواهم کرد ! » فصل چهارم « وعده » بعد از اینکه دکان از سربازان راه عبور خالي شد ، کا ترین شی برلچه مریض خودش مهيا کرده و او را از خواب بيدار نموده با قدري شرب برايش آوردوه کاسه را بنز دروي او گرفته گفت : « بيا ! تو بایدطاقتت را حفظ کني زيرا بسیار وقت درین جا مانده نميتواني ! نه اینکه من ترا از خانه ام بيرون ميکشم ، نه تو مهمان ماد موازل بلانش هستي ! در این در خانه من زیاد از من اختیار دارم . ولي هر قسم اشخاص در دو کان من رفت و آمد دارند ، اگر مشتريان بفهمند که تو درين جا هستی ، دختر لاندش کاره من يقيناً خواهد فهمید و تو رسوا خواهي شد. بداوش بزن ، توميداني که بر خلق آتش کردنی و این یک مزاح نیست . » نيير ک بكمال زحمت جواب داد : « ماشاء را مدافعه وحمايه مي کرديم . » کاترین شانه هایش را بالا برده گفت : « آنرا که اسقاط اعظم مينامند ! اوه ! در مجلس شوراي ملي حق خودش را خواهد یافت آنها زحمت نه مي کشند که بخاطر اوانجا بروند . این اسقاط اعظم تان یک شخص بي آزار ، و بيکاره است که زنش دچار به پوزش انداخته او را باین دلال کشانیده است ! ميار مي زياده برين او را کجا خواهند کشانید ؟ به عدم ! من پوره فهمیده نه مي توانم که این همه معاملات شوم مربوط داشت و تو چه میخواستی بکنی ؟» نيير ک : « این يک ايلچي گري مخصوص نزد ملکه آمده بودم . » کاترین : « آن زن تدبير بافي ؟ براي اوبود که خودت را در همه خطرات گرفتار کردي ونزدیک بود حياتت را ببازي ! » نیيرک : « من خواهش داشتم بمیرم ! » کاترین : « مردن ! باین عمري که تو داري آن هم بخاطر شاه وملکه ؟ هیچ صورت باور کرده نمیتوانم ! ضروز کدام دلیل ديگري غير اين خواهد بود ؟ جسارت مرا عفو خواهی کرد ولي به فکر من وقتيکه یک جوان ۲۰ ساله براي اشخاصیکه نه می شناسد وبراي نقدي که یک پشه هم قیمت نداشته باشد خود را فدا ساختن می خواهند همیشه خانمی در بين مي باشد بکویه بینم که من حق دارم يا خير ؟ » نيير ک با وجود ضعف زیاد بازهم قدري سرخ شده گفت : « بلي حق داريد ! » کاترین : « این هم لغتيال . وازد که حدس زده توانم ... اوه ! من كوشش نه میکنم که براسرار شما واقف شوم ، به من هيچ دخل ندارد . ماد موازل لا واين قال وسزاوار هر گونه عشق ومحبت است . » کونت نیير ک بشنيدن اسم محبوبه.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 194. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/194 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/194
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record