BrowseAnīs → page 195

Page 195

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 195 of Anīs

Machine transcription

صفحه ١٦ شماره ١٠ جلد پنجم اش از اظهار احساسات خود داري نتوانسته کاترين باو حکايت نمود که چطور در گفت :- قريب ده ( لازلين ها ) تولد شد و دران « آه بلا نش عزيزم چقدر خوشگل جا با ماد موازل بلانش يك جا نشو ونما است ... اگر من بميرم باو بگو که یافته است . نامش را بانفس آخرين ياد کردم و خيالات دم مارکی حصة زياد سال را در در بار مرگم مشغول او و ... » درينجا دفعتاً میگذراند وبلانش ووالده اش را به سنت خاموش ماند و کاترین برای تسکين قلق ارامين میگذاشت . بلانش بيک حيات واضطراب او گفت : « تو نمي ميري تو بايد روستاییانه که مراد از گشت و گذار زنده مانده و بوصال کسي که دوست ميداري در جنگلها ، سواری و شکار در قرب نائل گردي وبراي شخص ديگري که وجوار بود ، بسر مي برد . با دها قين ميخواستي نامش را ببري - شبه نیست که بسیار مهربان و اکثراً بخانه محقر کا ترین آنهم پدر او مارکیز لاولین باشد . من رفت و آمد می داشت . تا انکه ماو کی دو سه بار او را در لساسي ديده ام يک پدر بلانش دختر و خانمش را بدر بار مرد شریف و خيلی نجیبی است نیم تنۀ ( ورسای ) تقدیم کرده کا ترین ودو سه مخمل آبی رنگش همین دم در پیش چشم دختر روستائي ديگر با آنها يك جا به پاريس من است ، كاترين حس نمود که در اثنای آمدند . بعد از چندی که در پاریس تذکار اسم مارکیز بر روی چهره فدريك اثار بخوشي حيات بسر بردند مادام لا ولین کدورت ظاهر گرديد و خود بخود گفت : زن مارکی وفات یافت . وچون خود « آنها با هم دوست معلوم نمیشوند مارکی بصورت ایلچی بلندن فرستاده میشود بسیار خوب شد فهميدم هيچ شبه نيست از عدم پرستار دختر خودش را نيز با خود که مرد پير بعروسي شان مخالفت داشته برد ، بلانش چون محبت زيادي با خواهد بود . » با کاترین داشت دوکان قصاري برای او کشاده و با يک آه ضنكاء جوان را درست حیات او را تأمين کرده است . بعد ازان نموده آهسته گفت . من بسيار پرگوئی وقت ماد موازل بلانش را ندیده و از و میکنم و این برای تو خوب نیست .... اگر خبری نداشته است . میتوانی بخواب ، خواب تست را کم خواهد کرد . » كاترين سر گذشت خودش را باين الفاظ فدريك سر خودش را به صورت منفي مختصر تمام کرده میخواست بر خیزد که حرکت دادم گفت : « بمن از بلانش در وازۀ دو کان بار دیگر زده شد . سان صحبت کن ! صحبت وياد نام او بهترین ترین : « خیال نمیکنم که له فيور باين معالجه هاست برای من ! » زود ي بر گردد ؟ باز هم اگر تنها باشد با كٹ ندارد ولی رفقاي او خوا هند بود خیر با ک نیست ، من آنها را بصحبت مشغول داشته از بن اوطاق دور مي دارم . » این را گفته در وازه را بکشاد . در حالیکه منتظر بود یک جماعة سربازان را باله فيور ملا قی خواهد شد ، یک خانم جوان سراسیمه و پریشان بد كان در آمد . خانم نو وارد : « آيا اينجا خواهد بود ؟ بمن گفتند که یک سرباز زخمي را دیده اند ؛ با ينطرف آمده است ، آیا هنوز زنده است ؟ » کاترین مربية سا بقه خودش را بیگ نظر شناخته پاسخ داد : « بلي ماد موازل بلا نش ! او در اطاق من وبشکار اسم شما مشغول است . بيا ئید او را بشما تقدیم کنم . » این را گفته او را بر بستر بیمار برد . ورود بلانش بر کولت تاثیر عمیق نموده او را بوجد آورد ، خواست بر خیزد ولي قوۀ متحدۀ دو نفر زن او را مجبور ساخت بر بستر بماند . بلا نش با یک لهجه شیرین پر نمک او را مخاطب ساخته گفت : «ي عاشق نمک به حرام ! آ يا با ينصورت مي خواستي بميري ؟ » ( با قید ارد ) ( مطبعة شمس )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 195. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/195 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/195
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record