Machine transcription
مؤلف : له پاوانته فرانسوی
ما دام سان ژين
فصل دوم
سقوط تویاری
دود بارود كه فضاي پاریس را پر ساخته بود
استشمام نموده خودش را براي محاربه آماده
یافت و هر خطرات را با ک نکرده بطرف
میدان محادله پیش میرفت و له فیور را
تجسس میکرد !
درین اثنا چنانچه بالا ذکر نمودیم
در نتیجه شلیک غیر مترقب ( گارد هاي
سویس ) هزیمت غیر مترقبی در اهالی پیدا
شده به عقب نشستند ، این موج منهزم
کاترین را بر داشته با خود یک جا برد
تا کاترین از خود خبر گیرد ؛ دید در کوچه
( سنت انوره ) رسیده است . خود را
بمزار مشقت از هجوم خلاص نموده راه
خانه خودش را پیش گرفت ، اگرچه از
فتح يقيني وطن پرستان مطمئن بوده ، ولی
از ینکه شکست موقتی شان عروسي اورا
برای ده سه روز دیگر عقب خواهد انداخت
خیل عصب شده با خود میگفت : –
« این ها هم خود را مرد می نامند ؟
عجب وطن پرستان ! . اه ازین شجاعت
و مردانگی ! . . . اگر من یک تفنگ
میداشتم به هیج صورت بر نمیگشتم ! یقین
دارم که له فیور نگریخته است ! »
این کلمات را با حرارت فوق العاده
(٦)
مترجم : حبيب الله طرزي
بسرعت صرف نموده ومنتظر نتيجه نشست .
طوپها بار دیگر بغرش در آمد وفضاي
پاریس را نعره هاي فتح ملت چنان بار ديگر
باهتزاز آورد ، کاترین از جا جهیده
نعره زد : -
« آه ! آنها هستند ، براو و پسران من
آفرین شیر مردان ! یقین دارم فتح كرديد
میدان را برید ! آفرین له فیور ! من گفته
بودم كه تا فتح نكند بر نخواهد گشت ! »
این را گفته خاموش شد .
فصل سوم
( سوالیه دا کر )
نصف روز بود که کاترین در چینه ذرعي
دو کاش دو سه فیر تفنگ شنید . دروازه
مقابل را باحتیاط باز کرده به بیرون نظر
افگند. دید چند نفر سر باز فرار میکند
و چندي دیگر آنها را بشدت تعقیب می نمایند
با يه الفاظ دیگر آنهای که از فرار کرده
بودند در کوچه شکار مي شد .
درین اثنا اواز قدم هاي بسيار سريعي
از راهرو که دروازه عقب دوکان را با
کوچه سنت ( اونوره ) اتصال میدهد
شنیده شد .
كاترين : - « كسي است كه از عقب
بجانب سراج، پایان مي آيد ؟ صداي پاي
او به خوبي شنيده مي شود ، پايش به پوترم
مجله پنجم
که خواهد بود ؟ » این را گفته و بکمال
سرعت بطرف دروازه رفته و انرا باز کرد
بمجرد باز شدن در وازه مرد رنگ پریده
خون الودي را در مقابل خود یافت که با
نهایت زحمت ومشقت خود را کشیده بطرف
او مي آمد . لباس او مراد از یک نیم تنه
سفید و پر جس تایزانو وجراب های
ابریشمی بود . براي اينكه خوني را
که از زخم هايش جاری بود بند داشته
باشد دست هاي خود را برسینه
مي فشرد . بوطن پرستان شباهت
نداشت ! اگر جنگیده است پس
بيا الضرور در قطار دشمنان ملت جنگیده
خواهد بود . کاترین به حیرت او را
مخاطب ساخته گفت : « تو کیستی ! و
درینجا چه میخواهی ؟ »
من یکی از مغلوب شده گانم علاوه
بران زخمی هم برداشته ام ... آنها
مرا تعقیب میکنند ... خانم بنام خدا
مرا پناه ده و حماه ام کن ! من كانت
( دو نیر گت ) یکی از افسران !. تریش
هستم ! » این کلمات را هنوز تمام نکرده
بود که یک کف گلابی رنگی برلب
های او ظاهر شده رنگ چهره اش به
گلی پریده باستانه در وازه افتاد . کاترین
نعره از روی ترحم وخوف بر آورده
پهلوی او بژانو شد . وخود به خود
گفت : « کار او را خوب ساخته اند
ولی چه باید کرد که یک شخص
ارستو کرات و بر خلق آتش کرده امت
فرانسوی هم نیست علاوه بر اجنبیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
