BrowseAnīs → page 154

Page 154

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 154 of Anīs

Machine transcription

مؤلف : له پاوانته فرانسوی ما دام سان ژين فصل دوم سقوط تویاری دود بارود كه فضاي پاریس را پر ساخته بود استشمام نموده خودش را براي محاربه آماده یافت و هر خطرات را با ک نکرده بطرف میدان محادله پیش میرفت و له فیور را تجسس میکرد ! درین اثنا چنانچه بالا ذکر نمودیم در نتیجه شلیک غیر مترقب ( گارد هاي سویس ) هزیمت غیر مترقبی در اهالی پیدا شده به عقب نشستند ، این موج منهزم کاترین را بر داشته با خود یک جا برد تا کاترین از خود خبر گیرد ؛ دید در کوچه ( سنت انوره ) رسیده است . خود را بمزار مشقت از هجوم خلاص نموده راه خانه خودش را پیش گرفت ، اگرچه از فتح يقيني وطن پرستان مطمئن بوده ، ولی از ینکه شکست موقتی شان عروسي اورا برای ده سه روز دیگر عقب خواهد انداخت خیل عصب شده با خود میگفت : – « این ها هم خود را مرد می نامند ؟ عجب وطن پرستان ! . اه ازین شجاعت و مردانگی ! . . . اگر من یک تفنگ میداشتم به هیج صورت بر نمیگشتم ! یقین دارم که له فیور نگریخته است ! » این کلمات را با حرارت فوق العاده (٦) مترجم : حبيب الله طرزي بسرعت صرف نموده ومنتظر نتيجه نشست . طوپها بار دیگر بغرش در آمد وفضاي پاریس را نعره هاي فتح ملت چنان بار ديگر باهتزاز آورد ، کاترین از جا جهیده نعره زد : - « آه ! آنها هستند ، براو و پسران من آفرین شیر مردان ! یقین دارم فتح كرديد میدان را برید ! آفرین له فیور ! من گفته بودم كه تا فتح نكند بر نخواهد گشت ! » این را گفته خاموش شد . فصل سوم ( سوالیه دا کر ) نصف روز بود که کاترین در چینه ذرعي دو کاش دو سه فیر تفنگ شنید . دروازه مقابل را باحتیاط باز کرده به بیرون نظر افگند. دید چند نفر سر باز فرار میکند و چندي دیگر آنها را بشدت تعقیب می نمایند با يه الفاظ دیگر آنهای که از فرار کرده بودند در کوچه شکار مي شد . درین اثنا اواز قدم هاي بسيار سريعي از راهرو که دروازه عقب دوکان را با کوچه سنت ( اونوره ) اتصال میدهد شنیده شد . كاترين : - « كسي است كه از عقب بجانب سراج، پایان مي آيد ؟ صداي پاي او به خوبي شنيده مي شود ، پايش به پوترم مجله پنجم که خواهد بود ؟ » این را گفته و بکمال سرعت بطرف دروازه رفته و انرا باز کرد بمجرد باز شدن در وازه مرد رنگ پریده خون الودي را در مقابل خود یافت که با نهایت زحمت ومشقت خود را کشیده بطرف او مي آمد . لباس او مراد از یک نیم تنه سفید و پر جس تایزانو وجراب های ابریشمی بود . براي اينكه خوني را که از زخم هايش جاری بود بند داشته باشد دست هاي خود را برسینه مي فشرد . بوطن پرستان شباهت نداشت ! اگر جنگیده است پس بيا الضرور در قطار دشمنان ملت جنگیده خواهد بود . کاترین به حیرت او را مخاطب ساخته گفت : « تو کیستی ! و درینجا چه میخواهی ؟ » من یکی از مغلوب شده گانم علاوه بران زخمی هم برداشته ام ... آنها مرا تعقیب میکنند ... خانم بنام خدا مرا پناه ده و حماه ام کن ! من كانت ( دو نیر گت ) یکی از افسران !. تریش هستم ! » این کلمات را هنوز تمام نکرده بود که یک کف گلابی رنگی برلب های او ظاهر شده رنگ چهره اش به گلی پریده باستانه در وازه افتاد . کاترین نعره از روی ترحم وخوف بر آورده پهلوی او بژانو شد . وخود به خود گفت : « کار او را خوب ساخته اند ولی چه باید کرد که یک شخص ارستو کرات و بر خلق آتش کرده امت فرانسوی هم نیست علاوه بر اجنبیت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 154. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/154 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/154
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record