Machine transcription
صفحه ٤ (شماره ٦) مجلد پنجم
و من هفت سال بود از خراسان غيبت کرده بودم .» لہذا بعض فارسی ها او را بخراسان حاليه منسوب مینمایند .
سياحت در اسياي وسطي وشرقيا بي مکه مکرمه از راه فارس واذربایجان به بطلیس وميا فارقين بشام واز انجا بفلسطين وقدس شريف شتافته بعدها حج کرده است حکیم بعد از حج بقدس بر گشته واز انجا براه بري به طينه وبراه بحري به تونس وباز به مصر عزیمت نموده است، حکیم در مصر بشیوه خلفاي فاطمی مفتون گردیده وبطریقه اسمعیلیه گویند که شیفته شده بهر حال از سال ٤٣٩ هـ تا ٤٤١ هـ حكيم در مصر اقامت کرد و درینمدت سه مرتبه دیگر بزیارت کعبته الله شتافته است : حکیم بعد از وداع بامصر در سال ٤٤٢ اداي حج نموده جانب یمن و بصره حرکت کرده است واز انجا با كشتي به مهرویان واز مهرویان بایر جان رفته و متعاقباً براه اصفهان وسرخس در جمادي الاخر ٤٤٤ وارد بلخ گردیده است حکیم درین مسافرت طولاني هفت ساله زحمت ها دیده وچیز ها نوشته که براي دانستن ان سفر نامه بايستي رجوع کرد. حكيم ميل مخصوصی داشت در جهان سیاحت کند چنانکه با تحمل زحمات این مسافرت وقتیکه بخانه خود رسید در خاتمه سفرنامه خویش مینویسد که چون صفر مشرق کرده شود انچه مشاهده افتد به این ضم کرده شود.»
اما هفت اقليم محيايبي درين موضوع مینویسد . حكيم با علي سينا معاصر بوده حتي گويند در مرو با او صحبتی نیز نموده است. وقتیکه حکیم از مازندران بخراسان عزیمت می نمود در راه صحبت خواجه ابو الحسن خرقاني را درک نموده شیخ با حکیم گفت این دو بیتی که در قصيده مشهور خود سروده ئی معاً در مدیح خود و پورسینا نگاشته ئی، حالا که این مبالغه و شما هر دوان ناقصید : آن دو بیت اینست که حکیم در مدح عقل وروح منظوم کرده است :
بالاي همت ماق مقراض دو گوهرند كز كائنات وهر چه در و هست بر ترند
پرورد گان دایه قدسند در قدم گوهر نیند اگرچه با وصاف گوهرند
واقعاً راجع بحال واحوال حكيم روايات مختلفه وعجيبي مشهور است . شمس الدين سامی در قاموس الا علام حکیم را اصفهانی واز نسل امام علي رضا رضي الله عنه شمار کرده . در صورتیکه فاضل محمود غنی زاده فارسی در مقدمه کتاب سفر نامه حکیم معقولاً با استناد باشعار ـ خود حکیم این سلسله نسب او را ابطال نموده است : پیشتر گفتیم مسقط الراس حکیم را مشخص نکرده اند ، ولی معلوم میشود که همین نکته ثابت میکند مسقط الراس او نيز وطن او بلخ بوده است . تاریخ تولد حکیم از قول خود او در سال ٣٩٤ هجري بوده و در فوت او روایات مختلف است .
صاحب هفت اقلیم حکیم را پسر حارث بن علي بن حسين بن علي بن محمد ذکر کرده است . بهر حال حکیم در زمان خویش بابلغ تحصيل نموده در لغت ، صرف ، نحو عروض ، قافيه ، اشتقاق ، رسایل حیات، سیاق ، نجوم ، هندسه ، هیئت ، رمل فقه وحديث ، حکمت طبیعیه والیهیه و کتب سماویه تبحر حاصل نموده و يکي از بزرگترین رجال عهد خويش بمیدان برآمده است ، حکیم با مشرب شوخي که داشت با مور حکومت به پرداخت ، و در سال ٤٣٧ هجري از مشرب مدام کناره گرفت وبقصد
حكيم در هندسه وفلكيات تبحري بزرگ داشته ! اگر چه تالیفی ازو بدست نیست خودش در سفر نامه میگوید : چون در سمنان رسیدم طلب اهل علم کردم ، مردي نشان دادند که او را استاد علي نسائي میگفتند نزديك وي شدم مردي جوان بود سخن بزبان فارسي همي گفت بزبان اهل دیلم وموي كشوده ، جمعي پيش وي حاضر گروهی اقلیدس میخواندند و گروهی طب و گروهی حساب . در اثناي سخن میگفت که بر استاد ابوعلي سينا رحمت الله عليه چنین خواندم و از وي چنين شنيدم . همانا غرض وي آن بود تا من بدانم که او شاگرد
مشهور است حکیم در طلسمات ونیر نجات دست درازي داشته ، قاموس الا علام نيز اشارتي بدين معني مينمايد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
