Machine transcription
( شماره ٦ )
مجلد پنجم
حکیم در سفر نامه وسائر تالیفات خویش از سلسله
نسب ومساقط الراس خود سخن نمیراند
ولی از وطن خویش بلخ مکرر یاد کرداده
است ، عایله واقوام حکیم نیز در بلخ
بوده اند ، چنانکه در عودت از مکه
مکرمه براه فارس میثقبا واودبلخ شده و
در آنجا بملاقات فامیل و برا در خود
ابوالفتح عبدالجلیل که او را ابوالنصر
میخواندند مسره روواصل گردیده . برادر
او در آن عهد و زارت خراسان داشت
و پایه تخت خراسان شهر مروو امیر آن
ابو سلیمان جغرى بيك داود بن مكائيل
بن سلجوق بود . چنانچه حکیم درسفر
نامه گوید :۔ بشهر مر والرود رسيديم
وبعد از ده روز بیرون شدیم ، براه آب
گرم نوزدهم ماه ( جمادی الاخر ٤٤١ مجری )
بیار یاب رسیدیم سی و شش فر سنگت
بود و امیر خراسان جغرى بيك بوسليمان
داود بن مکائیل بن سلجوق بود ، ووی
بشبور غان بود وسوی مر و خواست رفتن
که دا رالملك وی بود . حكيم يك وقتى
در مملکت فارس اقامت داشت و در آنجا
از وطن خویش بلخ یاد کرده و در یکی از
اشعار خود میگوید :۔
بر گیر دل زبلخ و بینه تن زنبورغین
چون من غراب وار بماند در ان درون
علیمای فر هنگت نیز حکیم را بلخی دانسته اند
حکیم در اشعار خود خراسان را
گاهی ستوده واز یاد آن وطن خود بلخ
را منظور داشته چه هر دو خراسان نامیده
میشدند چنانکه حکیم در سفر نامه
میگوید وقتیکه از حج به بلخ برگشته بود که :
ابو مطيع بلخى . ابو اسحق خالد ابادی
ابو لفتح شهر ستانى : ابو بكر عبيدالله
سجستانی . ابو بكر بيهقی . ابو ذر هروی
ابو داود سجستاني . ابو عبيد هروى
هكذا اسار جال مشهور دیگری افغانستان
دارد که درین مختصر نگنجد مثلا اوزدیف
تاریخ ونثر نویسان : ابوالفضل حسن بيهقى
عبدالحی محمود بن ضحاك گردیزی
استاد رشید وطواط بلخي : حميد الدين
نصر الله غزنوی ، ابن العمید . و ازصنف
نسوان : چون مادر ابو الفتح بستى . رابعه
بلخى . عایشه درانی ام مقری ، واز جنس
روحانیون ما قبل ومابعد الاسلام : مانند
زرتشت مشهور . خواجه مهدی ور دگی
وغیره .
پس اگر فضلای مملکت به تحریر
شرح حال هريك ازين مشاهير كبار
و طن پرداخته ودر یکی از مجلات منتشر
سازند ، از يك طرف اسباب انتباه و
ايقاظ ملت چنانکه گفتیم گردیده
و از طرفی تقریبا تاریخچه مشاهیر وطن
بعر صه شهود مییر آید .
حکیم ناصر خسرو :
ابو معين ناصر خسرو در آغاز کتاب
خويش يعنى سفر نامه مصر و شام، جزير
ة العرب وحجاز چنين میگويد : ابومعين
الدين ناصر خسرو القبا دیانی المرو زی
تاب الله عنه ( چنان گوید ) که من مردی
دبیر پیشه بودم واز جانبه متصرفان در
اموال واعمال سلطانی ، وبكارهای دیوانی
مشغول بودم ومدتی در آن شغل مباشرت
نموده ، در میان اقران شهرتی یافته بودم ،
بقلم آقای میر غلام محمد خان :
مشاهیر رجال افغانستان
حکیم ناصر خسرو بلخى
( قرن چهار هجری )
( ٢ )
استادان صنايع وفنون :
ابو معشر منجم بلخی . ابوریحان بیرونی
میر عبد الرحمن خطاط مشهور هراتی . میر
عطا محمد شاه خطاط کابلی .
اد با وشعرا :
دقیقی بلخی . منو چهری . عنصری
عسجدی . فرخی . انوری . ازرقی
ظهیر فاریابی .صابرتر مذى ، شهید بلخی
عضايرى .
طبقه سلا طین در داخل وخارج :
محمود غزنوی . شهاب الدين سام غوری
شمس الدين كارت . مير ويس هوتك
عبد الله خان ابدالی . احمد شاه بابای بزرگ
جلال الدين فیروز شاه خلجی
قطب الدين ايبك . غياث لدين تغلقشاه
بهلول لود هي . شیر شاه سور محمود شاه
خلجيس ، محمد مختار خلج. شمس الدين سكرد
قطب الدین لنگاه . شاه محمود خلجای .
سر برآورد گان سیاسی .
شيخ بایزید جلال آبادی ( پیرروشن )
آزادخان افغان . خواجه محمد حسن ميمندى
علامه سيد جمال الدين افغانی ، وزیر اکبر
خان غازی ، جنرال محمد ظايمخان . ملادین
محمد اندرى ( مشكت ظالم )
فقها و محد ثين .
ابو اسحق اسفرانی . ابو حامد اسفرانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
