Machine transcription
(۳)
شماره (١٦) جلد اول
جریدهٔ حقیقت کابل
چهارشنبه (٢٥) سنبله
قدر و قیمت افغانسان با توغان شیرور ملی دوستی امیر امان الله خا
(یک ورق لکتی که یکی از خیرخواهان به یک نظر سرسری نوشته و هذا الکریم العصرارے)
ای ملت محبوب افغانی ای برادران مرغوب دینی من !
ما و شما که برادران عزیز یکدیگر و در یک جایجی همین خطه مبارکه مملکت عزیز
افغانستان آزادانه دین و ملی دنیاداری زندگانی کرده و میکنیم باید که نقد حیثیت
و منزلت و دلجوئی مدام چون بن دل دوست را فرصت نیست که تیغ سرابی
وقیمتی ملی این سرزمین افغانی بردارم . لهذا مجمل ناخوشمند از تاریخ این مسکن
افغانستان تا تجدید بادشاه ایلس مبارک خطه خود با ستفاضه از درگاه احدیت و ثمن
پرتو خردانه عزت شناس بصیرت موهبت مهربانی با او بود و وا سهم !
افغانستان سرزمین مبارکی ست که نیدلان شجاع و یلان کاجها محترم او شهابانی
داشته نا می سهم آگاهی که در خصوص محافظه اینخانه عزیزان از شر اسرار بلا د شامان
برای ابای باهرا بر سیناست افغان ایک لاته كابب آشاندلارا بام زندگانی
آباد میدار دو شمایست که برای او شها با تحاله است افغانستان اوشها و اجداد نامیا
پشت به سهم نازنین خود عمرها پرورش داده تا و پرورش میدهد و از سجی خونها ناگوار کیا
در کناف خود بجان دل مهربانی برداشته حفاظت و صیانت نموده است افغانیک
خنا صورتي ما وشما است در نظر انصاف غور و دقت کنید که کوتاه با چه قیمت محترم
تمام شد بست؟ افغانست ها که خانه شماست باین قیمت محتر الصفر الح
صحائف تاریخ افغانستان با ما و شما بهتر و خوبتر واضح و نمایان کرده ایست که بعداز
فوت آنحضرت پیمبر عظیم الشان چه خرابی کی طاقت سوز است با نجام رسان
و چه ضررهای ملی وجانی است که بساکنان اینجایعزیر یعنی پدران ما و شما و عزیزان
مادشها و اقوام با دشنها وارد نگردیده ہم خطه با دشمها که در بانده پداران دشمما نگرفتم
چشمها و تار بجها آنه در بارزان وطن دوستان بعمل نیاوردند ؟
اما با وجود اینها نقصه ها و ضره ها جمله اوشمها پدران غیرتمند ما د شمها تا دادیکه
اماطنه خود را از دست ندادند. اگر چه یک سر بزرگ ایشان در ما شل ار حصار
کابل که ایم که جمعیت که کور و بقیمت هشت ایران دیگر کوشند و یا خویچه مکید
برای چه شده و از دست غفلت که شده ؟ در زمین الاحصاء اطراف این شهر
و نواحی ان خونهای گلگون کیست که تا امر و لاله امان خود را میروید ؟ اگر خوابت
کنید خونها مظهر پدران و عزیزان و شهاست که واسطه تمادی علی بدون گناه خطا
ریخته و تا امروز تا ران خونهای مبارک لاله میروید !!!
علاوه بدان تا بامانه و کرور رو پیدا این مملکت خانه و جانداد و پستی روش
و ظرف مهر اقبای طلا و نقره دست است و وغیره امان زندگانی ما و شما و پدارن
ما و شمارا جوجه ها و تاراج شده برای چه شده و از دست کی شده و بزار بانها
جوانها و سفید افغانها تا بقتل رسید و یا نفتی شد و چرابی و واسطه چه کا
آیا سیف واسطه این چه خرابی را میداند که کدام مخصوص اینهاست
ہمین وطنیه و همانه اگر فراموش خاطرتان گردید باشد یاد آوری میکنیم که آنچه
و نقصه او قتلها و ظلمها و هم انها مو به اتها لنبي يا قي حمد مصری
از زمان بسیار متمادی که در سلطنت اعلیحضرت امیر علیجان خواد نمود
و اخوالات شجاع و دلیر بان دانشمدانه شد و شنود که چون عضنا و کشی و
از حمله نگذشت اعلیحضرت امیر علیجاح محترم او المجموس گرداندند عاقبت امر کودها
بالحضر شیر علیجان سفر مودند شیر و اشد افغان تا از دست دو لا مر ترانا
بلی بلی آهن پاشان پوستا بانی خود سندان و مدان در مخبوط نمودند راه
چناب ا مشار سلب و قلعه پرینی با حضرت امیر علجان تخلیه مسافر نمودند امام
و تعرض ناکرو د سلطف بھی دھنو انکار انگریزین قدیمی کشور افغانست
مهم معزز کان فلان نامی پدر نامگنگ دیگر هم قبال یکی دو نفر رسل که
رفت نا بماند به خلوصیت خود را بر کابل بپاکی از صاحت و جناب خود
انگلیزان بی لیاقتی ک سعت مصری دادند نذ کالیف شاقه برای
با انگساری شوره سفری مخدومنجو کان سفر کردند. المهم معجوا کافر
قوای انگریزین بی باک نا در هیئت ملکی و عسکری او کابل آمد.
که نارنجی قلعه خود که داشت دستخوش کر در محمد یعقوبحان با گران
د عشر بید پر بنام میدانست که اشتعال که تاری کدام کاست او دظلمه
تا اینکه بواسطه غفلت بی خبری محمد یعقوبجان تنس فساد شعله زن
عساکر فین انگریز تا داخل فغانست شد. محمد یعقوبجان بدون انگلا
را کند و با میسیری ملت سجا و نظر کند با اینکه شیر را نیام برآورد و مفت
منصب دانانگریز کی تسلیم شد و پنداشت از ت د همین حلام مصلحت میری داد
بعد از ان میدانیم بآنچه مبارک شما یعنی افغان تا رسیده جانها
و پر نان تا اسلامیه و چه قصه ها و زیادش با فغان تا رسید که اقامه
ماند تا این امر و برگر دارد. آه بزار افسوس با محال بربها خون شهدان
ریزه میرسد و مقصود این است کہ گوشہ کی مملکت و در موج زنی است
رو بگذار به بماند فغاست بعد ازان نقاله یک حوال بسیار اندکی بحر
و شهدای عرض سید که کدام مقصر بی باک سپاه مقبوق نلوس سمان بعد
بداند که با عنوان موقع تک نصر او افغان تا رسید و امان و بلی سوزان
دار کود نیم این محسو انتخضرت شیا اللہ الدین امیر عبد الرحمن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
