Machine transcription
(۳)
۲۷ سنبله شماره (۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲ سنبله
شما هم بدان نا شور بو که بغداد افغانستا رسند و چه خدمت نا بود کربران
افغانستا نکرده با وجود ضیاء (۲۳) ساله فنایه خود با نما ئر طغیت
تا دم مرگ ز بوال و پریشا و خرابی تا افغانستا بکش ریایود و صنیعه شد
که با ان اعلیحضرت مکا میفر مودند که در مذهب بد جن ستی
گوشت میدهید یا خودام بخور هم میگذار کے مبارک بواسطه حمد عفو بنجا
ما نغانستا رسید معلوم نتوانسته ام خینیکه سطنت بذات علیحضر
شهید امیر حبیب الله خان سراج الله والجنت آرامگاه
رسید کدام توجهی و کدام خیر و سناد بود که بر ما لکت افغانستا جمع و نثار
نشد در این سال سلطنت شا تمام خرابی با که در افغانستا باقیمانده بود
تمامی اصلاح شد و بر الاحصا کابل در اگر د لایو باد کار حمان خرابی شدند
تا خشت و گل در دیوار و کنگره تمام اجرات آن سمار حال ملت افغانستا
را بایمان و آبے بریکا یا دو بانی کند، صافی و کواین دوزا سر احصان
شانان مرحوم افغان افغانستا کردند این سیر ما و شاطات معلوم دیا نجا
نیری نیست که حاجت بشر و بیان کشته با لیمانه از انکر سلطنت
افغانستا بذات خجسته صفا اعلیحضر غازی امیر امان الله خان
رسیده این پادشاه نامدار واین پاشا شجا مت کر د ارهای باسی با نمونجان
افغانستان دیدند و سنجیدند که جهت تام الخد مت خدمت بزرگیز
و خدمت بزرگ مذکور را که مراد از آزادی و استقلال افغانستا است
بوجی برسانند که تا بروز قیامت باطت افغانستا از عهده شکربان
معه برآرد نتوانیم کوا یحضر ضیا الملة والدین بدارت گذشته
نخته کردید اما ضیر شهید تعمیر کرد داما اعلیحضر غازی تعمیر ند کو را بسرساند
دست وزد را از پیرامونش قطع کردند تا که افغانستا افغانستا شد
اگر چه بعضی از نادانا قدر قیمت این مصاحبها ندانند اما خدا وند ادعا
جل جلاله و رسولش صلی الله علیه و سلم و صاحبان دین مسلما تا با علم
و یقین خوبتر میدا ندرة مطلع میت د میدا نند که علیحضر امیر امان خان
چه خدمستان شاندار با افغانستا کرده اند و چه خد تا بیش کردی دوستی
ر ا بر فاده ارام با عت به میرساند. حال با مد گفته شود که
عبد الکریم نامیکه خود را بچه محمد یعقوبخان
عری میکند و ثبوت نرجی در شجر فا ندارد. سلنا اگر پسر او میر باشد
سل بن بن عاق است باز بکدام غیرت و بکدام قد نمایاه مدربات
دین افغانست خود با کدرام یادگار تاریخی پدر خود قدم در خاک افغانستا
میگذا رد خرت کجانی ؟ حمیت کجار فتر هم شرم و حیا چه شد ؟
اما افسوس من بکمین است که بعضی از بر ادرا نا سمت جنوبی انگفته
پسر جان پدر کر خیفه شد اند که افغان با خراب تر دست او شده بود.
اگر ناظرین بد بر چها گذشته سوم جرائد وطنیه پارسال رجوع نمایند خواندند
دینگذات شاهانه غازی بهرامیر محمد یعقوبخان مقبره به نام و نداها به صفوی
توسطه در پر قیا د اباد اقا بے وزیر صفا خارجه بخوبی فرستاده فرمودند که
با نغانستا مسقط الرأس شاست بیا ئید چو کر مراحیق است مرده خود را
در خاک غیر دفن نکنید و از رخمی که بقرار حکم شریعت غرا خدمت آن را مرید
در یوم النشور بمحشر غیر خاک سلام خود را دفن کنید، اما محمد یعقوبخان قبول در
نشد، چرا قبولند؟ و چرا از امر خدا جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم
سرکشید از خاک کر مدار سلام نیامد در صورتیه پادشا سلام او را دعوت کند
و آن دعوت بطبق امر و فرما خدا وند جل جلاله وسنجر بر حق او بود بیا و او قبول
نکندی علما اندر جیر ختیا بیں می برا در با و هر شها خود انصاف کنید که اطلا بر نجات
پدر چه خواهد بود.؟ حدیث منظر نبوی صلی الله علیه و سلم است کے
( الولد سر لابيه) یعنی پر نمونہ بدار عاقلی فرموده است که عه
بیکوندار دنشان پدر تو بیگا نہ خوانش نخوانش پسر
زنا اہل چشم، بھی دوستین بدو خاک در دیده انساستان
درختی که تلخت او را شرت اگر برشانی بباغ بهشت
دراز جوی خیزش بهنگام آب بہ بیخ انگبین ریز کی شہد نا
سرانجام کو بر بکار آورد همان میوه تلخ بار آورد.
خواجہ حافظ متا میفرماینکه سه من مجرب مجربت خلت پیاندند
از و حیا نا اخلا طوبیت که فرزند شخص الایق با لایق است اجتنان
شاید سعدی صاحبی تا کرده از موده را از مونده خطاست.
حضرة لقمان میفرمایند که اگر چه فریب دشمن مکار مجو ان دوستانبطوریا
جلوه میکند اما اخرش تلخی شدید دارد که از طلخی ناکند ہمہ ابلع فردا
پس ای برا در ا جا با سمت جنوبی ای خوانا دا سنگی مزارید و کفر
نهمید با گفته دشمن عمل نگندن با جانیا دارد اگر خو کنید حاضر میر بن
عبد الکریم امضا میکنند که عبد الکریم دشمن بدین شما شما است با اندکی
دقت کنید حاصرا عبد الکریم دشمن طبا شش ستی دو دشمنی را با شما واسط
تادار به سمت جنوبی امیز کرده شماها را با ر حرکت خوابان کردن
است و خواهد دور محشر گردانند هر قدر که از باد شا کشته شوید ریم
چه نقصد نما کم بدین خانه از ما و شما خراب میشود ( لا یستاه)
اسلام د سلما با ضعف میاید د افغانیان پریشان شد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
