Machine transcription
شماره ٦
سال چهارم
لا هنوز متوجه دی به مطلب متنبه دی
خیل نه دای محکمویت چه اسلام وز وینه
بدی زرنده همیشه دعا وار ندی
و تخریب نه د اسلام توجه لری مدام
زره می نه آوری د ترک له و ساله
خيله لو گوله به بولی بوله بله سره بولی
جو چیچلی ی ده زلف و به مار ندی
ای (افغان) دواره لاس پورته که نه به اخلاص
مستغنی زدی مین به خپل گفتار کرم
و خپل رب ته دی زاری که بیا زاری به عاجزی که
ستا یشان کفتار ده هیچ جا کفتار ندی
چه ای خدا به نه قهاری که رحمن بی بیا جار بی
مستغنیم زما نوم عبد العلى دي
کفار در توحد تیری که شبه و ورز برموز بری که
زه يشنون به به بل قوم می کار ندی
تی به خیل میان کی اخته کی عداوت به شده پخته کی
فارسی شعر می مشہور دی به جهان کی
چه به موز سو بالكل هير به خيل جان اخته وی در
به پشتو زبه می شعر شمار ندی
موز د دوی گورو سیلونه دوی همیش کوی جنگونه
(تقریظ شاعر خوش کلام غلام حیدر )
او وموت به توفیق را کی به اخلاق به را عطا کی
جه طاعت دی پرشتیا کو عبادت دی بی ریا کو
به خیل میان کی متفق ہو یو پر بل سره مشفق سو
ته همت و غیرت راکی ته قوت و نصرت راکی
ته موشه کی که معیوب و بری راکی که مغلوب یو
آمین
مذنب تخلص
( روشنی بخش دل و دیده بیدار است این )
( صفحه بر صفحه ورق پرورق انوار است این )
( لاله را خون نکند نقطه اش از رشك هنوز )
( کر بلندی جوفلك صاحب سیار است این )
( اندک افتاده دماغی که به نگهت سازد )
( ورنه از معنی رنگین چه بازار است این )
( جو هزاران نسرايد بصد آهنگ چرا )
( سطر به سطر همه صورت منقار است این )
( زوادش نتوان یافت بجز عنبر تو )
( نقد فطرت بکف آرید که عطار است این )
( مصدر علم و فن و صنع و سیاسی و ادب )
( چقدر از همه احکام خبر دار است این )
( نکته با نکته زاحوال جهان میگوید )
( بیکرگونیش امروز سزاوار است این )
( نفخه روح فزا صرصر عشرت انگیز )
( باغ الفاظ متین و کل بی خار است این )
( جو سکندر اگرت شوق رسانی باشد )
( چشم بکشای که آئینه اسرار است این )
( آه ازین جار که چل ساله ندارد سخنش )
( عقل مع اول بفرما که چه گفتار است این )
( روز و شب در همه جا جلوه نما میگردد )
( آفتاب سحر و ماه شب تار است این )
( مژده من اهل سخن را که بمضمون الحب )
( چند لفظ کم و معنی بسیار است این )
( میتوان قاصد اصناف جهانش گفتن )
( انچه تقریر خدا را و چه اخبار است این )
( مذنب ) آموخته ام درس فصاحت گوئی )
( که بشیرین سخنی نظم شکر بار است این )
تقریظ
م.س
زبان افغانی کلام جناب مستغنی
دا اخبار و تکین کازاردی اخبار نه دی
چه هزاری زه یم ولی گلزار نه دی
علم زده کره گوره جهل به کار نه دی
که دی بلاردی چه جاهل دی په لار نه دی
که بی علمه خبر دار دی خبر دی
که خود سود خواری ده علی سوداشه ده
که هشیار ده زمان دی هشیار نه دی
به گرمی ده دی بازار بل بازار نه دی
که سودا کری دکاندار ده علم کوده
با اضافه بوده بل دکاندار نه دی
خوار همه شی چه ده علمه به ناقل شی
چه د علم دولت مومی بیا خوار نه دی
کافران توره به علم جهانگیر شول
ما و تازه دانستک و را باز به دی
مره ویده دواره پورتک وي په غفلت کی
میر به یون هی سری چه بیدار به دی
نه غذات پورته خوانخواره بلا نشته
که زمری حوله خونخوار بولی خونخوار نه دی
موافق ده زمانی سره رفتار کره
مخالف ده زمانی که رفتار ندی
زمانه وی کے گروہ کی مرده
تل ترنه به حسن کی بہار ندی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
