Machine transcription
حصه ۳ سال چهارم شماره ٦
نایب الحکومه صاحب تشریف آورده نماز خوانده شد پس از ادای صلوة عيد سعید نفری نظامی بر جای معین بیرون عيد گاه صف آرای احترام بودند تمام مردم شهر هم به تماشای عساکر در نجا جمع شده بودند. جناب مستطاب نایب الحکومه صاحب در صحن عيد كاه مع ديگر خوانين ملكی ایستاده بودند و فرمان مهر لمعان همایونی که برای تبريك عید رعايا عن صدور یافته بود از طرف نایب الحکومه صاحب خوانده شده بعد از ان از عیدگاه برآمده نایب الحكومة صاحب بوعساكر تشریف آوردند و از طرف قوماندان و همه عساکر بقرار سررشته مقرره مورد سلامی گردیدند و باز باتفاق قوماندان مذکور برتوب خانه ها و كندكها وسپور و خاصه داران نظامی و سفرمینا کردش و احوال پرسی و مبارکباد عید نمودند و پس از ان جناب نايب الحكومة صاحب يك فرمان مهر لمعان را که قوماندان مذکور برای قرائت بایشان داد و از طرف قرين الشرف اعلیحضرت همایونی اسمی برگد و سایر عساکر شرف صدور ارزانی فرموده بود با و از بلند خواندند که مضمون آن تبريك عيد سعيد اضحی بود بعساکر و افسران آنها باختتام این فرمان حیا توسان از عسکر تا افسر سرهای خود را برهنه کرده بعد عجز و نیاز طول عمر پادشاه خيرخواه و بقای سلطنت شانرا از درگاه خداوندی مسئلت نمودند. بعد ازان سلامی اعلیحضرت والا را به فیر سى ويك ضرب توب وباجه بجا آوردند و بعد از ان عساکر به طرح ( چلور سی ) از حضور نايب الحكومة صاحب گذشته مرخص شدند جناب نایب الحکومه صاحب از حسن انتظام و تكميل نفری نظام از نزد برکه و قوماندان صاحب مذکور نهایت خورسند و رضامند شده بالاتفاق رو بشهر آوردند اولاً جمعیت منصبداران نظامی و خوانین ملکی زیارت خرقه مباركه مشرف گردیده و باز بسلامخانه عام رفته و پس از اکل اطعمه و اشربه مقرره منصبداران ملکی و نظامی در وسط سلامخانه مذكور صف بسته ثانياً سلامی اعلیحضرت همایونی را بجا آورده مرخص کردیدند
امضا
ع ٠ ه
ادبيات
حضرت مدير کامل فاضل زاد اشفاقه و دام بركاته — گرچه دوریم از بساط قرب همت دور نیست بنده شاه شما ثم وثنا خوان شما فقیر ندیم هر چند از رهگذر كم سعادتی خود از شرافت صحبت كثير المنفعت صوری محروم است — اما الحمد لله تعالی از فوائد روحانی انجناب که امروز عالمی از ان متلذذ فيوضات میباشند سرشار عوائد فوائد کردیده و میگردد — و سلامتی ذات با برکات را از ایزد متعال درخواست مینماید—
المعروض - پینی چند از قلم عاجزانه ندیم صداقت شمیم سرزده خدمت فرستادم - هر گاه لازم دانند داخل جریده فریده اخبار مبارک گردانند باقی بمزت دارین و سر افرازی کوئین شامل باشند
عريضة داعي مخلص عبد الغفور نديم
تحرير في يوم يكشنبه ۱۳ ذی قعده سنه ۱۳۳۲
چیست مردی و مروت حب کشور داشتن کینه و بغض برادر را زدل بر داشتن
با همه يك روى و یکدل زیستن آینه سان خوب و زشت خویش را با هم برابر داشتن
بردن از آینه دل سر بسر زنكار كين وز کدورت خاطر خود را منور داشتن
اتفاق و اتحاد آئین اسلام است و بس کفر باشد چشم ای مطلب زکافر داشتن
راست کویم راستی بر مؤمنان لازم تر است زانکه زیب تیغ بران است جوهر داشتن
نیست فرق مردم و حيوان بجز تهذيب خلق بایدت این نکته را از بنده باور داشتن
آدمیت کو مراد از خوردن و خوابیدن است چشم این معنی توان از گاو و از خر داشتن
معنى انسان زلفظ انس پیدا گشته است هر کرا لازم بود این نکته از بر داشتن
انس با همجنس خود لطف و مدارا کردن است نی که او را در نظر خوار و محقر داشتن
داشتن پیوسته در دل پاس هم آئین خویش حفظ ناموس وفا از هر چه بهتر داشتن
کوه رخشنده اسلام را چند از نفاق تیره روی و گرد آلود و مغبر داشتن
چند خورشید جهان افروز دین بالا را بهر نفس شوم خود از دره کمتر داشتن
چند در صورت مردم چون ملك كردن سلوك در حقیقت وانگهی از دیو رهبر داشتن
ظاهر ا خود را مسلمان خواندن از دستار و ریش وانگهی در باطن خود خوی کافر داشتن
چند در دل بیخبر بودن ز احکام خدای بر زبان آیات حق را وانگه از بر داشتن
چند از تکریم روح پاك بودن بیخبر رتبۀ نفس دنی را زو فراتر داشتن
تا بکی دادن قماش دين شيطان لعين شمع روشن را چرا در راه صر صر داشتن
چند کردن با وطن دعوای مهر مادری خون او را وانگهی چون شیر مادر داشتن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
