Machine transcription
صفحه ۹
با تمامی فوج عسکر کان نباید در شمار
بشکند سد سکندر ك كرش ياجوج وار
گر بسوی شارژ شه ایدی یک فرمان رسید
هر شب از بعد تراویح خنچه های برغم
فری و آیاز ها بوده و نوا که هم
نیست یک نعمت که آنجا بوده باشد متعدم
از برای اکل و شرب افغان ترکان عجم
همچو مود از هر طرف پر کرد دسترخوان رسید
از کرم هر امتی را بی که ارزان ساخته
خوان دعوت را بهر محفل پریشان ساخته
صد چو خانم را به هر معموره مهمان ساخته
جمع عيد و مصلی را چراغان ساخته
همچو موران هوا از سوی او انسان رسید
از سر پیمان گذشتن نیست شرط نام و ننك
ورنه در یکدم بر آرد شیون قوم فرنك
هیچ سلطانی جواو نگذشت تايمور لنك
و ماگر این شهر این شوکت دهد فرمان جنگ
در دمی بینی که چون مور و ملخ افغان رسید
با همه شهزاده کان و با همه چندین غلام
با تمامی شوکت و سامان و افواج نظام
با همه شاغاسیان و جمله کی خپل خدام
کوکیش تابنده باد و دولتش بادا مدام
تا که عقل کس بدرك آسمان نتوان رسید
گرچه من افتاده ام دور از جناب آمورش
غایبا گردیده ام بی سیم و بی زر جا کرش
از رحیمی این کهر قربان تاج و افسرش
طوطی اندر کاشن کابل دعا کوی درش
این سخن بر هر کس و بر زمره یاران رسید
هر قدر من خسته دل اندرتوا چون بقیلم
با وجود آن مريد طوطیان کابل
وز شراب نالۀ شان همچو جام پرعلم
طالبا از شوق شان چون شیشه اندر قلفلم
زانکه در گوشم فغان طوطی افغان رسید
از چنان اخبار خوش کامد زماه روزه دوش
رفت از مضمون او از من قرار و صبر و هوش
نیست همدردی که با من سر کنند یکدم خروش
خود به خود ديك خيالم آمده این که بجوش
تا که اخباری چنان در ملک مرزایان رسید
از عنایت خدا آن پادشاه ذو الجلال
کوست سلطان قدم کشور قدیم لازال
یکهزار و سه صد است و سی و دو تاریخ حال
کان مخمس دلربایی یافت با این قیل و قال
هر سخن در خاطرم از لطف او آسان رسید
سال چهارم
نمره: ٣
غزل افغانی محذف حروف افغانی
شکر شکر باغ مو خپل باغبان مو خپل دی
گل مو خپل بهار مو خپل بستان مو خپل دی
مرو خپله بلبل خپل چمن مو خپل دی
لاله خپل ارغوان خپل دامان مو خپل دی
نشاء خپله خمار خپل پیاله مو خپله
بزم خپل ساقی مو خپل دوران مو خپل دی
کلی خپل بازار مو خپل وطن مو خپل دی
زمکه خپل رود مو خپل دهقان مو خپل دی
شه مو خپل گدا مو خپل قاضی مو خپل دی
سپه خپل رعیت خپل دیوان مو خپل دی
غل مو خپل قاتل مو خپل مقتول مو خپل دی
عسس خپل مفتی مو خپل زندان مو خپل دی
ږدی استه کرد خپل پوشکری و کی
ملک خپل امیر مو خپل سلطان مو خپل دی
شکر شکر بیگانه به میان کی استه
مدیر خپل اخبار مو خپل دوران مو خپل دی
عجب عصر دی (افغان) نظر و که
تر به خپله قلم خپل بیان مو خپل دی
( جمعه تونسمه دیجی اختر سنه ١٣٣٢ )
( س - م )
حوادث خارجيه
( تاريخ حرب )
اين جنك عمومى اول جهان آغاز نهاد؟
معلوم است که اول شرارۀ حرب از صرب برجهيد و بخرمن اوستريا زده در داد، از انجا بروس، و از روس بجرمن، و از جرمن بفرانس و از فرانس به بلژيك و از بلژيك به انگليس سرايت كرده مانند درخت آتش بازى سر تا بيا شعله ور گرديد اما چه شعله؟ شعله هاى سرخ خون آلود!
لہذا ميخواهيم كه قارئين سراج الاخبار افغانيه را از وقوعات حربيه سلسله وار آگاه بسازيم. و وقوعات يوميۀ جديده هم است كه از ترجمۀ اخبارهای انگریزی نوشته ميشود. و اين سلسلۀ تاريخيۀ حربيه را از ديگر ذرايعى كه خود بدست آورده ترجمه ميكنيم در نظر قارئين كرام خود در هر شماره عرضه ميداريم تا در اخريك تاريخ حرب مكمل اين جنك بوجود آيد:
شرارۀ نخستين جهان برجهيد؟
شررۀ اول اين حرب، يك آدم بود كه نامش ( نابرينوويچ ) و از ملت صرب بود. اين ( غار ينوويچ ) بيك جمعيت پروبا كاند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
