Machine transcription
شماره ۳ سال چهارم صفحه ۸
مي نمايد في المثل با هم جو شیرو چون شکر
آن بمعنی پر سرور و این بصورت براثر
بلکه نثر او چو لعل و نظم این همچون گهر
هر دو تا عیده با هم در یکی اعلان رسید
ماه صوم است این ندانم یامه تابان عرش
کش فرود افکنده بر ما حضرت سلطان عرش
رشد از نورش زمین با طارم اركان عرش
مشرقستان ریاضت با طلوعستان عرش
کوکبستان شرف با مشعل ایمان رسید
چون شب قدر طلب یا چون صفای روی خود
با مثال ليل مقصد يا جو صبح پر سرور
با طلوع شمس رحمت با تجلی های طور
با فروغستان فضل و یا بهارستان نور
با شعاع الامكان در عرصه امکان رسید
شکر این نعمت کجا آید ز دست بندگان
زانکه هست این نعمت عظما از شاه الامكان
باز کرده اندرین شعبه همه باب جنان
صحبت روحیان و خصلت کروبیان
سیرت قدوسیان در صورت انسان رسید
گوش دل بکشای و بشنو اصطف رب العلمین
کاندرين دم فخر دارد برفلك من زمین
زانکه این نعمت ندارد اهل افلاك برين
نکہت اثمار طوبي باشميم حور عين
يا گل گلزار عفو از گلشن رحمن رسید
قدرت یزدان ببین و رحمتش را کن نگاه
کر کرم یکجو نماند روزه دار ا را کناه
روزوشب تسبیح کوی و بلکه هر شام و پگاه
یعنی ماه روزه آمد با هزاران عزو جاه
مزده از فرقان اعظم فتح از سبحان رسید
از وفور رحمت دادار باك كبريا
پس که هست این روزها ماتم زدانی جانفرا
خوشتر از صد جان بود در نزد ارباب صفا
يا مه عشرت فزا يا كوكب برج وفا
با نگار خوش لقا با سرعت و جولان رسید
اندرين ماه مبارك جرمی با قوم روس
در جدال افتاده از شوق زر و ذوق فلوس
بر مسلمانان بود این ماه تو چون نوعروس
آسمانش پایگاه و آفتابش پای بوس
هر که ماه روزه دارد در صف خاصان رسید
فاسق و نادان چه داند قدر جاه روزه را
متقی داند طریق رسم و راه روزه را
کی ندارد طاقت باز گناه روزه را
هر که او بی امر شرعی خورد ماه روزه را
از د حق مردود گشت و در صف شیطان رسید
گشته بین آسمان ها جمله کی پیراسته
حوريان اندر طرب از هر طرف برخاسته
ارغوانی شان جو طبع نازك من كاسته
ذروه های عرش باصدها علم آراسته
دور ماه روزه بهر مغفرت خواهان رسید
بسته دارای بوالهوس در وی زید گوی زبان
تا نکرده روزه ات مستوجب نقص زبان
از خدا نازل شد است این تحفه نغز گران
با همه چندین مجمل خوشتر از صد جسم و جان
ليلى ملك عرب با یوسف کنعان رسید
میرسد ایندم بگوش مردوزن افغان عدل
کر سراج دین ملت کشت روشن جان عدل
باد يارب همچنینش دیدی و دوران عدل
سیه بنیاد ظلم و حامی ارکان عدل
عالم ارباب فقر آن دجله احسان رسید
تاج صد کاوس وکی اندر وهش با دا جوخان
وقف نام القدسش صد كوه كوه درزو ضحاك
صدهزاران همچو من از عشق رویش سینه چاك
داور اسلامیان سلطان حبيب الله باد
آنکه صیت عدل او تاجر من و جابان رسید
یی که هست این خضر و بادل بحق دلباخته
قدر ماه روزه را از جان و دل بشناخته
زان جهت شبدیز عشقش در جگرها تاخته
باز بر طرف چین شد صحن عشرت ساخته
وقت جود و طاعت شاهنشه افغان رسید
هست ذات او سراج الملل و دین در لقب
با همه علم و عمل با یک جهان علم و ادب
از طریق بندگی آمد بپاس حکم رب
بهر تسبیح و تراویح وقيام نیم شب
چون ملك از بهر ختم خواندن قرآن رسید
باد يارب همچنین پیوسته کار و بار او
هم فروغ روی خوب و پرتو دیدار او
با حبيب اللهوش یکسان بود کردار او
خرس و خوك وسك بود هر کو کند انکار او
زانکه نور خلق او تا طارم کیوان رسید
از خدا خواهم که باشد تخت و بختش بر قرار
تا بود دوران انجم تا که باشد روز کار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
