BrowseSirāj al-akhbār → page 653

Page 653

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 653 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۲ سال دوم باره ۱۷ عدالت پروریهای اعلیحضرت همایونی همان باریست که هر دو طرف آن برابر باشد که یکمال آسانی منزل میرسد . ( عدالت ) ، چه کلمه مقدس ! هر انقدر که در تعریف شاهین ترازوی عدالت هرمات و جمعیت بادشاه آن ملت و جمعیت و توصیف آن سخن گفته شود باز هم سخن ناتمام میماند . از وقتیکه است. چنانچه تراز و بدون شاهین آن از نشان دادن برابری دنیا خلق شده، و همانقدر علما و حکماتی که بدنیا آمده وزنها عاجز است همچنان ملتها وجمعيتها على الخصوص ملتها و جماعتهای همه شان درین باب به جلدها کتابها نوشته و مخروارها سیاهیها اسلامیه بدون وجود بادشاه از عدالت محروم میاند . صرف کرده اند. لکن هیهات به آنرا بحق آن تعریف کرده توانستند مار است وقت شکر و ثنا پیش کرد کار و نه توصیف آرا به انجام رسانیده توانستند لاجرم این محرر عاجز یکبار تی هزار بصدها هزار بار با وجود این همه بی بضاعه كي در يك مقاله مختصره چسان در باب تعریف خلاق ذو الجلال عنایت ما نمود و توصیف آن خامه جنبان جرأت شده خواهد توانست ؟ يك بادشاء عاقل بافيض وعدل وجود آنانی که بهزارها از نفوس بی بشر را بزنجیرها بسته عرابه های روز جلوس او پسر تخت سلطنت خودشان را بردوش شان کشیدند نیز از عدل و حق بحث را ندند شد روز اول شرف و تخت مملکت (۱) : آنانی که به لكنها بنی نوع انسانی را قتل عام کردند باز هم الحق که شرف، سعادت، عدالت، ترقى تعالى ، ملت افغان عدل و حق گفتند (۲) : آنانی که بی زنان مرد آنرا در آتش و مملکت افغانستان از روز فیروز جلوس ميا من مأنوس ذات انداخته خاکستر ساختند باز هم از عدل وحق دم زدند (۳) : آنانی که قدسیت صفات پادشاه با دانش و دین ما اعليحضرت ( سراج المئة هزارها نوع اشکنجه ها و عذابها برای تعذیبات انسانی والدین ) آغاز نموده است . از ان روز فیروز سعادت اندوزا بواب اختراع کرده عالمی را به آن محو ساختند باز هم آنرا نام حق و صواب مرحمت و احسان ، و شهراه عدالت و عرفان بروی ملک و ملت نهادند (٤) : آنانی که عملیونها نفوس را اسیر ساخته از حقوق افغان باز کردید که ما بعضی از ان عدالت پروزیها را درین شماره آزادی شان محروم کردند باز هم زمزمه عدل و انصاف سرودند خود سرلوحه افتخار مينائم : (٥) اولا این را عرض کنیم که زمان سعد اقتران اعلیحضرت پادشاه یکی در اوج عزت، یکی در حضیض مذلت ، يكي مالك مليارها بزرك ذي شوكت و شان خانان جنت مکان اعليحضرت ( ضياء المله ثروت یکی سرگردان، يك لقمه نان معیشت ، یکی مشغول هوا والدین امیر عبد الرحمن خان ) رحمة الله عليه بجنان يك وقت پرشورش وهوسات ، يكى محكوم تازیانه جفا وتشددات ، يكي مستغرق لذات و اختلالی تصادف نموده بود که اهالی افغانستان سرا سرار دایره وتنعمات، يكي مجبور احضار آن سفاهات، یکی در کلش ، یکی در کاخن نظم و نسق بیرون برآمده و همه مملکت در يك هرج و مرج یکی در گلزار ، یکی در بیکار! همه عدل ، همه داد، همه حق جمله طفیان سرکشی عظیمی در آمده بود اقوام و قبائل مختلفة انصاف ! ... بغیر ازین چه گفته شود. بجز همین چه نوشته شود. افغانستان بانواع خودسری ها و بی احجامها عادت گرفته در هر هر طرف .... حالا ازین گونه محاكمات محير العقول ، وانجنين حكميات معجز خانی ها ، و دره بیکی ها خود مختار انه تشکیل یافته بود که تا بوقت الفحول صرف نظر نموده از قدسیت و عظمت ( عدالت) چیزی آوردن آنها را در زیر دایره قانون و نظام ، وانقياد و اطاعت تمام بنگاریم : به استعمال شدت وحدت مجبور شدند . و بمجازات بسیار شدیده عدل ، داد ، حق ، انصاف ، خوبی ، نیکونی ، احسان . کونا کوئی سرکشان و باغيان و عاصياترا بر جاده راستی و استقامت شرع ، قانون جمله کی عبارت از اصلاح و درستی می بذر است . براه آوردند و به اینصورت رفته رفت، چنان يك امن و اماني ، عدل ، عبارت از يك حال و يك نظامیست که زندگانی جمعیت انسانهار و چنان بك آسایش تمامی در ملک شاهانه شان قایم فرمودند در يك قوام وانتظام تمامی در آورده شیرازه جمعیت بشربه را از بی که در هیچ طرف نام دزد و رهزن و باغی و عاصی را کسی نمی شنید . انتظامی شهر و ضرر وقايه و محافظه مینماید. و انسانها را در عقب وقتا كه ذات مراحم صفات اعلیحضرت بادشاء حقایق آگاه خيرها ونكوئی ها میدواند . عدل برابریست که ظلم ضد آنست ظلم عدالت آئین ) سراج الملت والدين حضرت امير حبيب الله خان ) چیزیست که برابری دران نباشد و هر چیزیکه در غیر موضع ایده الله بالنصر الى مديد الزمان تخت عالی بخت سلطنت سنيه افغانستانرا آن وضع شود ظلم گفته میشود . عدل خیر و احسان است ، ظلم بوجود قدسیت آمود معدلت نمود همایونی شاهانه شرف اندوز در و خسران ظلم بارکج است که هیچوقت بمنزل نمیرسد . عدل عزو مباهات فرمودند ابواب رحمت و عدالت را باز فرموده و تجلی جلال را بجمال تبدیل داده عدل رحم ، عفو ، كرم ، رأفت . شفقت را پیش نهاد مسلک همایونی فرمودند . (۱) فرعونهای مصر ویز انسیها و غیره (۲) آئیلاها چنگیز ها هلاکوها تمور ها بلغارها و غیره (۳) بادشاهان ببود و رومانيهاء (1) انگیز یونها . (۰) انگیزها و روسها و غيره .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 653. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/653 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/653
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record