BrowseSirāj al-akhbār → page 565

Page 565

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 565 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۱۲ سال دوم تحقیقه ١٤ چهارم ( سیرونو ) و ( سولانو ) نام بادهای گرمیت که در یونانستان و ایتالیا ، و اسپانیا میوزد ، و سبب ظهور آن نیز قربت صحرای کبیر عد میشود . ه نجم ( با ماروس ) نام باد جنوب غربیست که مخصوص در امریقای جنوبی در ممالك ( ارزانتین ) از سر کوههای پربرف ( اندرس ) بنهایت سردی و نایت شدت میوزد. ششم ( پوره ) نام باد شمال شرقیست که در سمت ساحلهای ( شرق کور فزونديك ) در ایالت ( دالما جيا ) نهایت شدت میوزد ، گاهی چنان بشدت میوزد که جوده کارهای اولیه را برزمین میغلطاند . باقی دارد ادبیات ( خطاب بعالم اسلامی ) حال اسلام است چون زلف کسی در هم چرا خون نگرید هر مسلمان زین الم زین غم چرا ماتم اسلام باشد این زمان از دست کفر مازغنات سور بنداریم این ماتم چرا هم و ماتم دیدگان امروز می باید گریست. آه باشد چشم ماتم دیدگان بینم چرا ربع مسکون بود از اسلام چندی پیش ازین می شمارندش نخود اصرایان این دم چرا پیش ازین بسیار میگفتند عالم را وسیع تنگ شد بر ما زدست کافران عالم چرا عی و راحت ملک و دولت سیم و زر مال و منال جملگی بردند از ماما چنین بیغم چرا پرده است از پیش ما این قوم هر چیزی که بود. دین و ایمان مانده باقی مانده اند این هم چرا رایگان نتوان گرفتن یکمدی از دست کی رایگان از دست ما بردند یک عالم چرا میرود از دست ما ملك جهان ما غیر دهر و غم ما چو طفلان شادمان حرم چرا سایه میگیرد جهان کم کم عیان است این نهان میبرند از دست ما ملك این چنین کم کم چرا روز ما خواهد شدن چون شب سیاه از دست کفر صبح عیش ما نباشد همچو شام غم چرا یکنفس باقیست از بهر خدا اسلامیان در تغافل بگذرانیم این نفس این دم چرا بود از دست شما جنگل نشین این دام و دد این زمان محکوم دام و در بود آدم چرا اتحادی همتی سنگی و فنی غیرتی از نفاق افتاده اید آخر جدا از هم چرا گشت هر غول نصاری آدم از تاثیر علم آدمیت را دهد از کف بنی آدم چرا بود چندی پیش جنگل مسکن این و حشیان از تمدن این زمان گویند حیرانم چرا فاجعه های پاریس ( ما بعد از شماره ۱۱ سال دوم ) بندیخانه رفتن را زمینه بشقیقه خود به تفکیه زده به ترك دغدغه حیات گفت . حالا چون از احوال سابقه فلوسینه تا یک درجه آگاهی حاصل کردیم باز در پیش تلوید و فونت آرمان دوغرانلیو در اوتاق خانه مادام آنغو در آمده به بینیم م که چه میگویند : و سامانی که تصور کرده بود نکردید از اترو قلوتید در نظرش قلو تیلد می بینی آرمان که خدا مراچان زده و هنوز در بیقدر و قیمت يك چیزی آمده بهمان سیصد هزار فرانك او يك زدنست ! به این عدالت حق چیزی گفته نمیتوانم ، اما خدا کند. چیز کمی بدهی قرضدارهای خود انداخته و مابقی ثروت موجوده که غضب الهی تنها بر سر می باشد ، و از جنون جنایتکارانه را به مترسها و قمار بازیهای بزرگ و سفاهتهای بی اندازه بظرف مادرش این طفل معصوم نوزاد جزا دیده نشود ؛ آیا محبتی که یکدوسه سال صرف نمود. تا محال در حق من داشتی بعد ازین در حق این دخترك من عطف غونتران چون سراسر از توانگری محروم گردید به طراری خواهی کرد آرمان ؟ اگر لازم و ضروری بودن تسلیم این طفل و عیاری آغاز نهاد بعد از طراری یعنی حیله کاری به قایزی را توحس نمیکردم شما را تا به اینجا زحمت داده نمیخواستم . ولی پر دراخت ، و همین بود که پولیس از طراری های او و قایزنی های چون دانستم که شما مرا تا بحال بيك شفقت و محبت عاليجنا بانه او آگاه کشته و او را عقب گیری کرده کرده تا آنکه در روز دوست داشته اید امید کردم آن محبت را بعد ازین در حق مذکور در او ناقش او را گیر کردند و او از برای آنکه رذالت اولادم اجرا بکنید. آیا بین وعده میدهی آرمان که دختر مرا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 565. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/565 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/565
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record