Machine transcription
سال دوم
شماره ۱۲
مسعود باد یارب، در هر زمان و هر آن
ارواح قدسیانش باشد و را مصاحب
عمرش دراز بادا، تا از کمال و فضلت
گیرد فیوض عرفان، نبود و را متاعب
از فن و علم و صنعت ، از خلق خوب و رأفت
و زهر کمال و حکمت، با بهره با دو صاحب
آمدید هر جسمش ، تاریخ شد زاسمش
نقش نگین رسمش باشد ( حسین راغب )
صبح
بهر هر کاری که داری زود شو بر خیز صبح
چونکه وقت فیض باشد زود شو بر خیز صبح
صبح خیزی شهیر پرواز اوج مدعاست
گر تو خواهی سید مطلب زودشو بر خیز صبح
میخدم تأثیر انفاسی میش در بغل
عبرتی گیر از بهایم زودشو برخیز صبح
جمله طیرو وحش و برانه نباتات و هوام
جان ز فیض صبح گیرد زودشو بر خیز صبح
شب نشینی صبح خوابی را دهد بارای عزیز
صبح خوابی شد فلاکت زودشو بر خیز صبح
شب بخواب و صبح برخیز و خدا را یادگی
کارکن در دین و دنیا زودشو بر خیز صبح
صبح صادق فیض خالق را نمایان میکنند.
بشنو ای ( محمود طرزی) زودشو بر خیز صبح
( باقی دارد )
قیقه ۱۵
کرده انداز ما در اول روز تعلیم علوم
این زمان دانند از ما خویش را اعلم چرا
دزدی علم و هنر کردند از ما این گروه
میخریم از دزد مال خویش را هردم چرا
چند برما میفروشند آنچه از ما میخرند
من بهیچ این غیرت و این سنگ نفروشم چرا
آدمیم آدم چه آموزیم علی از دام و ده
طبع را زین وحشیان رام نبود رم چرا
گر مخالف در نوای راستی باشد خط است.
دوشی از دشمنان آیدزهی فکر محال
در مقام آخر نمیدانید زیرازیم چرا
آشنای خویش میدانید هر بیگانه را
زخم را داشته ایدای غافلان من هم چرا
محرم اسرار فهمیدید نا محرم چرا
این زمان آموخت باید علم کار از کافران
ای مسلمانان چه میگویم چه میگویم چرا
چند غفلت پیشگی تن پروری بی همتی
چون چنین باشید من خاموش بنشینم چرا
استراحت پرداز ما دانش و علم و کمال
اینقدر باشیم در تن پروری محکم چرا
خون نگرید زار مستغنی چرا ای همنشین
همدم صدغم نباشد آخر ای همدم چرا
تاریخ ولادت ( حسین راغب ) فرزند ارجمند عن تمند محترم
جناب ( حسن حامی ) افندی معرفت شیم
(حامی) مبارکت باد، نوزاد خوش نژادت
باقی بماند نامت گاهی نگشت غایب
دوست بداری، وحمایه بکنی، و محافظه نمایی: اگر این وعد بیادم می آرم میترسم. و بعد از انکه روحم بدنم را ترک کنید
را می بکنی بسیار به استراحت بلکه نهایت بختیاری تسلیم روح چشم های مرا بدست خود بپوشید.
خواهم نمود .
آرمان فغان خفه شده جوش گریه خود را بزور ضبط
وقوات دوغرا تالیو دستهای قومی فلوئید را گرفته کرده برای اجرا کردن او امر آخری فلوسیله از اتاق بیرون برامد.
و بوسه داده گفت :
حالا فلوتین را محالت جانکندن و آرمان دوغر انلیو را برای
قلوتيله ! عزيز قلوتيلد، خاطر جمع باشید که دختر راهب آوردن گذاشت از زاجه دیگری که مادام آنغو در وقت
نخواهد ماند . بشرف و اصالت خاندانی خود سوکند میخورم آمدن موسیو غراندیو بیان کرده بود یکقدری معلومات بگیریم
که من پدر او خواهم شد .
که آیا کیست و چیست ؟
( آهسته دست و یقونت را فشرده ) تشکر میکنم دوست در همان شبی که قونت عنتران دور اندال یکچند پیسه برای
من ، منهم از شما همین را امید میکردم. بعد ازین بجز اینکه بخدای فلوسیله بر روی میز گذاشته و بسرعت از اوتاق برآمده برفت و باز
خود توجه کنم دیگر کاری برایم باقی نماند. جناب حق شما را نیامد مکر روزی که پولیسها او ر اکبر کرده خود را بکشت در همان وقت
مکافاتیکه مستحق آن باشید بدهد. حالا رفته برای من يك راهبی که او از خانه برامد یک دختر بدرنگ و چنلی که هم شاکرد .
بیارید ، و مرا با او بکندری تنها بگذارید. و بعد از آنکه راهب و هم خدمتکار دایه ما دام آنمو بود در او تاق صاحبه خود
براید باز در پیش من بیائید. زیرا وقتیکه مرگ خود را در تنهایی در آمده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
