Machine transcription
شماره ٤ سال دوم صحیفه ۱۱
حال برای شما يك مثل می آورم شخص يك باغ داشت که از همه گونه میوه های لذیذه در ان موجود بود. اتفاقاً روزی در بین باغ خود آمده دید که سه شخص در میان باغ آمده میوه های باغ را حیف و میل میکنند یکی آن سید و دیگر ملا وسیومین عامی بود صاحب باغ با خود فکر کرد که چگونه بازخواست میوه خود را از آنها کنم بعد روی خود را بطرف سید کرد که توسید میباشی و حق تو هست که از میوه های باغ بخوری و به ملا گفت که تو هم ملاهستی حق تو هست این شخص عامی چه حق دارد هر سه باتفاق شخص عامی را بستند بعد از ساعتی روی خود را با طرف ملا کرده گفت که این شخص سید است انچه از میوه های باغ بخورد حق دارد ترا که گفت که آمده میوه های باغ مرامی خوری ملا لاجواب شد صاحب باغ و سید هر دو با تفاق ملارا لت کرده يك لحظه بعد صاحب باغ برخواسته سید را محکم بسته کرد. و هر سه نفر را انقدر چوب زد که بی هوش شدند. اگر سید و ملا و عامی در ابتداء متفق می بودند صاحب باغ هیچ نمی توانیست چون در بین شان نفاق پیداشد هر یک برای خود رسیدند حال برای شما میگویم که اگر شما با دولت خود متفق باشید و دولت را از خود دانسته خیر دولت را خیر خود و شر دولت را شر خود بدانید کیفیت ملا وسيد و عامی بر شما واقع نخواهد شد و اگر هر يك متفرق شديد البته احوال شما مثل آنهاست باز آمدیم بالای حرف - من رشته را موقوف کردم که از شما به آن قیمت گرفته نشود منصب دارانیکه در آنجا میباشند معلوم کنند چقدر اسپ و بارگیر سرکاری در انجا توقف دارد اسپ ها نیکه قابل رشته دادن باشد بقدر خورا که آنها از روی جری آنچه شود بقرار نرخ روز خریداری کرده و چه آن به مالیه صاحب زمین مجری داده شود - امروز جای شکر است که شما نزد ما آمدید و ما از خدمت شما خوشی کردیم و برای شما نشان خدمت و خلعت دادیم و برای شما و اولادتها و تمامی افغانستان از خداوند می خواهم که نیکی های عالم را نصیب کند حرف ما و شما ختم شد.
( نطق اعلحضرت والا )
برای ملکان منگل واحمد زای - بدین موجب آنچه لایق گفتن بود و گله که از شما داشتم پدر بار گذشته تنها باشما گفتیم و دیگر از افعال شما یاد نخواهم کرد — شما با خبر باشید که دل ما صاف است حرفی را که لایق گفتن ندانیم اظهار نمی کنیم و آنچه با شما گفته ایم راست است از خداوند میخواهم که در آینده از شما کاری سر نزند که نیکی های ماعیت شود ما حال در میان شما و دیگر ملکان سمت جنوبی هیچ فرق نمیبینم در باب خدمتی که آنها کرده اند پاداش خدمت خود را دیدند شماها آنچه کرده بودید گذشت ما بعوض آن با شما نیکی کردیم در آینده باز آنچه دل شما خواست بکنید آنچه دل ما بخواهد ما نیز خواهیم کرد امید بخداوند است که نصیحت های ما فراموش شما نخواهد شد حال برای هر دو فریق میگویم برای فریق
اول نشانها و خلعتها و برای فریق دوم خلعت های شما مبارک باشد. از خداوند عالم برای اهالی افغانستان نیکی و خوبی و برکت دین و دنیا را میخواهم چون امروز در عالم ملت اسلام کم زور شده است چنانچه دولت عثمانیه که برادران ما و شما هستند و نیز دولت ایران در کشمکش های کوناکون گرفتارند يك نقطه که افغانستان است باقی مانده از خداوند عالم میخواهم که از انوار صفات خود این نقطه را منور و روشن و محفظ خود داشته باشد .
( على احمد )
( جناب جنرال محمد نادر خان )
( جنرال عساکر خاصه حضور اعلیحضرت همایونی )
< عيناً مكتوب >
بعد الالقاب
چون در متوقت بعض اخبارهای اجنبی در باب وقوعات (منگل) بعضی سخنان کم و زیاد بسیاری درج میکنند و آن سخنان موجبه تشویش اذهان میشود - لهذا از حقیقت کواینی که در آنولا روی داده و خود آن جناب سرافسر اردوی حرکت بودید و واقعات کا حقه بشما معلوم است بعضی معلومات استدعا دارم ، و امید میکنم که در بنباب لطف خودتانرا دریغ نفرمائید . ( ۱۸ ذی القعده ۱۳۳۰ )
مدیر و سر محرر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
