BrowseSirāj al-akhbār → page 427

Page 427

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 427 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ٤ سال دوم صحیفه ۱۰ خلعت لیس دار و شال خلیل خان و نشان طلا — یعنی از برای بيبرك خان نشان صداقت و از برای چهار نفر دیگر نشان خدمت عنایت شد — چرا که نشان خدمت طلا پیشتر از طرف دولت داشت — ملکان سمت جنوبی که خدمت نموده اند از علاقه جدران — و جاجی — خوست — زرمت و فردین — ارگون سلیمان خیل — و خروت — وزير وغيره — سه صد و هفتاد و دو نفر — ۳۷۲ نفر — از برای این نفری قرار درجات خلعت و يك يك نشان خدمت نقره — وفي نفر بیست روبيه كابلی خرجی مرحمت شد — نفری رعیتی که خدمت کرده اند — دو صد و نود نفر — ۲۹۰ نفر — از برای این نفری فی نفره روپیه کابلی خرجی مرحمت شد. ملكان سمت جنوبی از قوم منكل واحمد زائى وطوطا خيل — نود و شش نفر — ۹۹ نفر — ملكان قسم الف شصت و يك نفر — ۹۱ — از برای این نفری خلعت بقرار درجات و فی نفر بیست روپیه خرجی مرحمت شد. ملكان قسم (ب) سی و پنج نفر — ۳۵ نفر — از برای این نفری قرار درجات خلعت عنایت کردید — و در این مدت یکماه دو نفری مذکور بدار السلطنه کابل تا مشرف شدن شان بحضور مبارک توقف داشتند برای همه از روی درجه جيره و خرجی سرکاری داده می شد. كل ملكان سمت جنوبی خدمت کرده کی و بغاوت کرده کی همشان بعد از سر افراز شدن خلعتها و نشانها و خرجی که پدر بار روز یکشنبه ٢٤ ماه شوال المکرم شرفیاب حضور انور شده اند — اول کل نفری بقرار نام نویس فرداً فرداً از ملاحظه حضور مبارك گذارش یافتند و اعلیحضرت والاشخصاً نام نويس مذکوران را بزبان مبارک خوانده نفری از ملاحظه حضور مبارک می گذشتند — بعد نفری مذکور در زیر برنده شمالی همه آنها جمع شدند ذات شاهانه در آنجا تشریف آورده از برای نفری مذکور فرمودند — ( نطق اعلحضرت والا ) ما می خواهیم دو قسم حرف همراه شما بگوئیم یکی به همراه نفری که خدمت کرده اند و دیگر همراه نفری که ما افعال بد ساخته شانرا یاد نمی کنیم و همین قدر میگوئیم که خدمت نکرده اند — حال همراه شما نفری که خدمت کرده اید میگوئیم اول جواب هر چهار فقره که عرض کرده بودید سابق برای شما گفته بودیم که تا بوقت رفتن شماها یک فقره و یا دو فقره آنرا اگر جواب گفتیم و دیگر فقرات آن ماند همه شما ها را معطل نمی کنم سه چهار نفر را از طرف خود منتخب ساخته در اینجا معطل دارید که جواب فقرات شما را برای شما در ملک بیاورد و خود شماها مرخص میشوید — حال جواب هر چهار فقره شما را میگویم و حاجت به معطلی سه چهار نفر شمایان نیست — فقره اول در باب ملکی عرض کرده بودید که تنخواه از سرکار داریم باید بقرار عرض رعیت موقوف نشویم جواب اینست که ما از دفتر معلوم کردیم سال هاست که عزل و نصب ملكها بقرار رضامندی رعیت است ما قاعده دفتر را شکسته نمی توانیم و نمی شکنیم — مگر حرفي كه ملك به قاعده بگوید و رعیت عمل نکند از رعیت بازخواست می شود مثال از پادشاهی حکم برای ملک رسید که غله جمع آوری شود و با سرك آباد شود اگر رعیت قول ملك را قبول نكرد ملك به حاكم همان محال عرض کند که از رعیت باز خواست کرده شود. فقره دوم در باب غله رباط خند خيل عرض کرده اید — جواب اینکه ما حکم کرده ایم که مصارف پنج و باشش ساله غله رباط مذکور سنجیده شود که چقدر غله در يك سال مصرف فوجی میرسد بعد ازين همانقدر غله بقدر كفاف حواله کنند که هم غله اضافه حواله نشود و هم برای فوجی تکلیف نشود. فقره سوم عرض کرده اید که سردار محمد اکبر خان قانون غله مندوی را گذاشته بود هر قدر غله را که در مندوی میرسانیدیم همان تحویل داری که نمایم می شد یك جروار غله را شصت سیر وزن می کرد این سررشته را سردار محمد اکبرخان از برای کار داران همان محال گذاشته بود و این قاعده غلط است زیرا که وجه قیمت غله شما بدرستی نمیرسد در ین باب دو سر رشته است نفری نظامی از کدام سرکاری میگیرند برای حاکم و کار دار و غیره که سر رشته مندوی شده بود موقوف کردیم و فرمان اسمی آنها نوشته می شود که هر شخصی که غله خریداری میکنند باید آدم خودها و بازگیر خودها را و با بارگیری که برضاء وجه نقد داده کرایه کرده است در ملک روانه دارند و در آنجا وجه نقد داده بقرار نرخ روزه خریداری کنند و نیز مالکان خط بدهند که هر وقت آدم کاردار همراه وجه نقد باید آنچه غله پیدایش داشته باشد بقرار نرخ روز بفروش برسانند و اگر نداشته باشند جبراً بالای شان حکم نیست. فقره چهارم در باب رشته که فی جریب شش روپیه قرار قاعده دفتر مقرر است وقتیکه مهترهای سرکاری می آید بالای خود شما جریب چهل روپیه و پنجاه روپیه می فروشد غلط قاعده است اول مال پادشاهی هیچ نمی خورد دوم برای رعیت نقص میرسد و فایده ها چهار نفر آدمان لچه و اوباش میشود در حقیقت نفع شما منافع دولت است و نقص شما نقص دولت آبادی شما آبادی دولت است خرابی شما خرابی دولت شما بدرستی نمیدانید و من افسوس می کنم هر قدر کار داریکه مقرر میکنم یا نمیداند و یا میداند عمل نمیکنند در حقیقت رعیت یک دست و سلطنت يك دست می باشد از تصادف دو دست آواز بر می آید مرغ دوبال دارد اگر هر دو بال متفق بود پرواز می کنند و الاخير همیشه خوراك عقاب كه يك نوع مرغیست خرگوش و روباه می باشد اگر يك بال عقاب بشكنند روباه عقاب را می خورد و من برای شما و تمامی اهالی افغانستان می گویم که بدانید که پادشاهی و شما در حقیقت یک عضو می باشید پادشاهی از شما است و شما از پادشاه می باشید.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 427. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/427 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/427
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record