Machine transcription
صحیفه ۹
سال دوم
شماره ۳
( ترانه سپاه ایطالیا )
نامه نگار المؤید از مقام بنغازی نقل آن ترانه که سپاه ایطالیه بوقت جنگ می سرایند بعنوان ( سپاهی را از مادر خود رخصت شدن ) فرستاده است و مضمون آن این است : برای جوان ده ساله مصیبت کلان آنست که او برای وطن خود جنگ نکنند. تحالیکه در طرابلس جنك جاريست و يبرق سه رنگ اطاليه و ترانه نظامی هر محب وطن را بطرف خود میخواهد . پس و گریه مکن بلکه خوشوقت شو تا که من خوشوقتی در طرابلس بروم و برای وطن خون خود را بریزم . این جنگ بخلاف مذهب اسلام است که برای سلطان زنهای باکره را جائز کرده است . من برای تا بود نمودن قرآن به قوت تمام خود جنگ خواهم کرد. برای وطن خود را هلاک نکردن هیچ عزت ندارد — ایما در قصه آن
خاتون بادکی که پسران خود را بروطن قربان کرده بود ـ ایمادر من اکنون میروم جهاز من روانه میشود ومن بطرف طرابلس بخوشوقتی میروم — چراکه علم مئات الالوان که زیر سایه آن طرابلس است مرا میخواهد — شما خود را هلاك نسازید که من هنوز زنده ام و اگر من واپس نرسیدم شما برای پسر خود ما تم نکنید بلکه هر روز زیارت قبرم کنید — الفاظ رخصتی شما که شما را از ماتم منع کنند از نیر طرابلس من همراه نسیم صبح بشما خواهند رسید ایمادر ، دعا کن و اگر کسی سبب نکردن ماتم از شما دریافت کنند بگوئید که پسر من در طرابلس از دست ترکان کشته شده است — اکنون طبل کوچ زده شد و من از شما رخصت میشوم — درین زمانه تهذيب بك سلطنت مهذب جوش سپاهیان خود را بذریعهٔ ترانه مذکوره مشتعل می سازد — و گفته میشود که این جنك جنك مانی نيست — اگر جنك هذامانی نمیباشد اطالبه را که
از مناظر دربار عید سعید فطر تفصیلا — در شمارهٔ (۱) سال دوم
رعایای او مسلمان هم میباشند احترام مذهب شان لازم بود — و با وجود ترانه های این قسم مردانگی که سپاه ایطالیه در میدان کارزار نموده است بر کل عالم ظاهر است و چون عربان از مضامین ترانه های مذکور واقف گشته بخلاف ایطالیه خیال جدید قائم کردند آن نیز ظاهر خواهد شد :
مقاله مخصوصه
داکترها — وداکتری
( داکتر — دو فتور — دکتور ) کلماتیت مترادف که بلهجهٔ ملك ما داكتر ، وبلهجهٔ تركى دوقتور، وبلهجهٔ عربي دكتور تلفظ و تكتب میشود. این کلمه لفظ ( لا تینی ) است که در عرب بمعنى (معلم ) یعنی ( استاد ) استعمال میشود ، اصل موضع این کلمه
يك لقب و خطابیست که برای چنان اشخاصی كه بر جميع معارف ، وهمهٔ درجات علمیه را حاصل کرده باشند و اجازهٔ تعلیم آنها را گرفته باشند داده میشود که در عربی بمقابل لقب ( داکتر ) كلمة (حكيم) و در فارسي قديم ( پزشك ) يا ( مؤید ) گفته میشود در اوایل قرن دوازدهم میلادی لقب [ داکتر ) تنها بعلمای قانون دان قانون شناس مخصوص بود و بر دیگری اطلاق نمیشد . و باز یکوقتی شد که لقب داکتری مخصوص علمای آلیات ولاهوتی بود . و باز برای حاذقين اطبا و ماهرين فن موسیقی تخصیص شد . که درین وقت تنها طبیبان را [ داکتر یا دونتور — یا دکتور ] میگویند . لهذا اگر داکتر بمعنى ( حکیم ) باشد اطلاق عنوان جلیل [ حکیم ) بر هر طبیب و جراح جائز نیست ، حكمت ، يك علم عام و محیطی است که طبایت یک شعبه از شعبات آنست و آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
