Machine transcription
صفحه ۱۵
نمبر ۲۲
بہائی صوبه سنگ سفرکیشوداسس مصر بنده برکت ایشر داس ایشرو اس ایشر داس قوم
تجار بر همن بر همن چودرے پر شکار پوری
در چی می خطار قوم
د کنی
بہائی و نی چند چوری فقیر چند تجار دیوانی شنکر باش بہکو ان سنگہ چاچه کشن
قوم ملطان پسر لاله نند و من ولد صفی جواهر لال قوم شو در چودری
تجار قوم ملطان دیالو
دلال
کیتل لعل دکشن بہکت دیوان تندلعل دیوان بہکت ایشر داس ہری چپ چودری
تجار قوم ملطان قوم مستان بیریل نگر قوم به همن
چودری رام چند رام چند کوجر دیوان چوچه دیوان رام چند
قوم چتری قوم دکنی قوم و ارجن سین چتری
ویش قوم بر همین
بیگوان داس دیوان بال کند مصر
ولد دیوان ایشر برهمن
داس
شنگر ملی تجار لیب سنگہ شکر د اس کوالی
قوم کو کران تجار چودری
کهتری
اجرا شد ۱۰ ست.
— یکی از خفیه ما — بلی بلی ، تو میرا فندی بہن جد حد قونت ( دور ندال ) است . ما از بسیار زمان هاست که عقب گیری او را داشتیم امروز این چنین گرفتار آمدن او از احوال بسیار عجیبی است؟ این چنین نوجوان بچه یهودی مرد . ازین فاجعه الم انگیزی که در ظرف یکه و دقیقه جو قوع آمد قلو تیلد را یک حیرت و بهله گی عظیمه وستدا ده هیچ چیز می نمیدید، و هیچ چیزی نمی شنید در حال قلو تیلد یک سکته عارض شده بود.
اما سخن آخر می خفیه باعث بخود آمدنش شده، مانند بیمارانی که بعلت سیر فی الهام گرفتار آمده باشند مدہوتا نه گفت : — از مرده سخن میرا بند ها ! اما که مرده ؟ بعد از آنکه این سخن را گفت هر دو دست خود را بر جبین خود گذرانیده موهای پریشان زر تا بر خودش را که مانند یک چادر گاچ زرین کار بر شانه هایش به یک وضع پریشانی پردہ پوشی داشت با پنجه های خود بنچه نیچه کندن گرفت .
[ باقی دارد ]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
