Machine transcription
نمبر ۱
صفحه ۸
فغان یک افغان از مصر
صورت یک مکتوبیست که بعنوان فوق و امضای (یک محب وطن) از مصر گرفته ایم:
حضرت افاضل مآب مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه ادامها الله بالسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
بعد از دعا گوئی وجود مبارک پادشاهم اعلحضرت سراج الملة والدین معروف اینکه شماره ۱۲ اخبار وطن مقدس خود را با رساله (علم و اسلام) که جدید آن بود خواندم . نعم الاخبار و نعم الهدیه، بر حال خود بسیار افسوس خوردم که نه بخیر دنیا ام را به تحصیل علم و عرفان صرف نکردم که نه بخیر دنیا باشم و نه بدرد اخرت خوردم پس بهترین این است که از اخلاص دل دعا کنم که خداوند عالم پادشاه ما را کریم عاقل پادشاهم اعلحضرت سراج الملة والدین موفق فرماید که برای خیر ملک و ملت خود اخبار جاری فرمودند و به آن خیر عظیم رهنمائی قوم و ملت خود را بعلم و با خبری خود نمایند. مانند من بخیری اگر صد سال زندگانی کند گویا خسارت است . و یکروز صاحب خیر افضل از صد سال من است . شما هم دانند من چند سالی از عمر عزیزیان را درین مملکت ممالک شام و روم گذرانیده ام که تا ترا میبود و صرف نکرده به بلکه تحصیل علم و دانش کوشش در زیورید . و حالا اگرچه نوک قلم باشد یک خدمتی بوطن خود و هموطنانیده ام . افسوس که از دفتر نصیب براقی اسمم خزینه چی علم حاصل ننموده ام . و بدر شدم در هر جا مفلس علم را مطلس مال یافتم و اعتباری جلوه دادم . در بعض مجالس دیده ام که محبت اهل علم با خویش و اقربا بوده و با خوشی و اثر با هم در اکثر مقامات سیاحت بر آمده ام و پای تخت استانبول دیده ام . و هرگز رسم و طریقه مفید افغانی خود را ترک نکرده ام . و چون درین طرف علماء کرام دستار بسر ندارد از اثر و مردگان یاد کرده اند . و چون یکی دو سخن رد و بدل شده دانستم که میدان بر آمدن مرکز جهالت و کرسیهای علم است چنین شد . او بسبب بند و ملاقات یک صاحب علم با دیگر صاحب وقار شده است و آن رفیق دیرینه خود را دیده ام که سبب علم از من صد چندان والاتر و قریب تر به او شده است . و پشیمان شده ام از ملاقات نکردن آنها با یکه پرستان . و در بعضی مجالس که صاحبان علم است تازی کرده اند این خورد تازیانه های جهالت خورده ام که ضرب آنها از پوست تا به استخوانم رسیده است و کاریگری به نام کرده است . چون مأس ایف ، فسوسی بلا سود میلے پاینده ام مانند کنده های کرم خشک شده باشند رایج اتش بیر سوختن راست گردیدم .
ای فاضل محترم ! این یک فغان جان سوز نیست که در کانون دل برخی است و آرزو میکنم که برای عبرت گرفتن برادران این وطن ازین حال پر محن من در یک گوشه اخبار مبارکه خود درج نمایند . اگر چه این کوشش از دل چنانکه باید نه نموده ام و به چند اصول لازم کاروان راه نیافته ام و تنها بر خواندن یک چند کتاب شعر مانند گلستان و بوستان و دیوان حافظ اکتفا کرده ام و چون ملاطفه و انشراح خلیفه را با یک چند اصطلاحات رقوم یاد گرفت میرزا و منشی شده گاهی بر دشمن می افتد حال آنکه واجب ترین علمها درین وقت صنعتها نیست که وطن و ملت بدان محتاج و از دشمن مستغنی و بر اسایش نگاه دارد؟
ای جوانان وطنی! بر خیزید به بینید که خاطر یه کارها مشغول است اور کانها در این صنعت کان کنی ! بیاموزید و ممالک خود بر رشته کانهای خود را بکار اندازید ، در فابریکه ایشگری ها می جرمن مزد در شوید خوب و تحرک سازی را بیامورید در این خود را برای مدافعه کنید . از جوار طرب ریز عمراً تعلیم طیاره ستانی زرین را در یابید السعاده با افسوس ملک طیب است که مردمان تنومند قوی بازو به قوت افغان از مردمان خورد و ریزه ایران هم پس بمانند . با این دست های شما را بهمت می فشارم یا علی فی ۲۹ ربیع الثانی سنۀ ۱۳۳۰ من مصر
(یک محب وطن)
***
از طرف عسکر جناب امامیه چینی که با دولت علیه عثمانی اتفاق نموده مغلوب کردیا است.
استیلاء روس در ایران
روس در شنبه اول ماه ربیع الثانی و بنا بر نقل و تناقل را بطرف دار السلطنه شاه بر انگیخت چون جمع غفیر مدارک خود همه را برای جمع آمدن در انجا جمع شده و به بهانه های شاه را در و زبان خان تشویق و تحریک را و بعد از یکی دو ساعت و حمایت خوبی و نیکوئی خود را ظاهر نموده جامع مذکور را در زیر توپ گرفته جامع و با جامع نشینانش از بین بر انداخت و به اینصورت چنانچه حکومت مشروطه طور جدید خود در این زمان در پیش همت نهاد های مذهب اورتودوکس و استیلا پروری خود را نشان داد که بنا بر بعض شدید یکه مصلی نیا دارد جوامع و معابد مسلمین را خراب نمود ! فاعتبروا يا اولي الابصار .
چین
احوال چین اینست که ، عبد الصمد نامی نظیر خود را بسوی (منچوریا) و (تبت) منطبق ساخت در صدد بربادی کردن نفوذ روس و انگریز در انظرفهاست و کوشش خود ، و نیز آرزوی خیالات و تصورات جمع کاران آن سرزمین ما را بخاک نشاند .
حمله آوری ایطالیا نها بر آنهائی که در طرابلس بنام دیگر محبان قلقه
ایطالی حیران مانده است که چه کنند ، بلائی که بر سرش در حبشستان آمده بود حالا در طرابلس هم آمده است . کما یقال اگر چه نوک قلم باشد یک خدمتی بوطن خود و هموطنانیده است . لهذا اگر چه از اصل طرابلس یک کامیابی بدست آورده اند ولی درین اواخر بصورت مرعوب و منقلب افتاده اند . گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف دست و پا میزنند . گاهی بر سواحل ملی حمله میکنند گاهی بر جزائر دیگر ، گاهی بر بیروت ، و گاهی بر سلانیک یورش میبرند . و این تاختن و تاختن دلیل عجز است نه قوت . حال آنکه آخر ترین خبر این بود که ترکان شجاع این قوم را شکست فاحش داده و درین معرکه سیصد تن از ایشان مقتول شده اند . و این شکست مهیب در قلب قاهره و داخل مملکت عثمانیه پیش آمده و پای تخت عثمانیه را بخود لرزانیده است . زیرا خوب فهمیدند و به اینصورت ریزان ایطالیائی خود را امکان برسانند . این است که برین نسبت نیز مجدداً به آبهای مذکور سوق نموده اند و کشتیهای خود را به آبهای مذکور سوق نموده اند . و چون یکی دو سخن رد و بدل شده قاصد فرستاده اند که شاید درین باب مصالحه شود . ولی چون قوت گذشتن آنرا در خود ندید جز آنکه بر یک چند چونی و قلعه یک چند توپ اندازی اجرا و یک مشق جنگی خود را به گله خوب یک قلعه نشانده فرقه دیگر فرار نموده است . و اینچنین جنگ و جدال و کار زار و معرکه و پیکار بی هیچ صرف نبرد و باز در پیش زده و قوت خود را نادیده برگشتند .
افق بصیرت سلطان معظم
روزیکه ایطالیانهای غدار ابتدای جنابق قلعه را در زیر بحر کرده بودند ، بر و به اختصار مجلس مبعوثان پارلمان استانبول برابر آمده بود ، در حالیکه از یک طرف گل ریزی می شد از دیگر طرف اعلیحضرت سلطان معظم با طمینان خاطر در مجلس را باز نمود و این کلمات را ایضاً ایراد فرمودند که بر گوش عالمیان رسانیدند که دولت علیه عثمانیه قابل صلح و اصلاح است ولی به این شرط که بصورت فعلی در حقوق خود تساستی اقرار و نیاید .
یک حادثه مزید برے
در ۱۲ ماه اپریل گذشته در بحر محیط اطلنطی یک حادثه الم انگیزی بوقوع آمده است : (تیتانک) نام یک کشتی تجارتی مافوق تصور انسان از کمپنی وایت استار ، (نام کمپنیست که تا بحال چنین یک کشتی محکم و متین بر زمین ساخته نشده بود ، و به دریا انداخته شده بود) با یک پارچه کوه یخ که از جمود بهای منجمد شمالی خطا خورده به استقبال آن شتافته بود مصادمه و محاربه کرده در قلب لندن در طبقه های زیر زمین در یک حمله آن کشتی با شوکت و عظمت اینچنین نفس بها با هزار و نهصد و نود و پنج نفر کشتی نشینانش غرقه گرداب فنا گردید و قیمت این کشتی (۱/۴۰۰۰۰۰) پوند انگریزی بود . (۲۳۴۰) نفر مرد پیر و جوان و مسافران را از انگلستان بار کرده به امریکه می برد که از انجمله ۷۲۵ نفر نجات یافته باقی شان غرق شده اند . بسیار مردمان اوروپائی و امریکائی از زن و مرد داخل و بیر به آرزوی اینکه از زمره کشتی نشینان اول بار این کشتی عظیم الخلقت بشمار روند انتظار حرکت آنرا داشتند . میگوید قیمت چهار ملیون و یوزان بیست و پنج هزار تن ) اموال گران بهای تجارتی در ان بارت بود از جمله غرق شده گان یکی دسته تی ولیم استید کی ) نام یک نامور محرر انگلیسی بود که قدر شناسان عالم قلم و ادب فرنگستان قیمت انرا با هزار بار از این همه مال و عیال فزونتر شمرده است . مستر مذکور در برد سر سفرنامه سیکی از اراضی و بنای علمی [افغانستان؟] بود ، و در تحت این بصورت رسمی برای این حادثه ماتم گرفته شده است . [او کی روی بیشترست !!! ٠٠٠]
رسید های روس
از اخبار ( المؤيد القراء ) مینویسد : خبر هائیکه از لندن وارد شده بر این امر تائید میکند که روس و ایطالی بهم اتفاق کرده اند و جمع آوری لشکر روسی بحدود ممالک عثمانی از جهت ( قفقاز ) به این مسئله علاقه کلی دارد . دیگر اخبار ( افزون ترک ) از وجود جاسوسان روس در اناطولی خبر میدهد که در مملکت مذکور منتشر شده اند و مرادشان این است که قید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
