Machine transcription
سال نجم
شماره ١٤
سبزه را باز مرد ، لاله را بالعل چه مشابهت : حیات را باسمات مشام عقل حواس جنبه ملکوتی را معطر میگرداند. این فصیله .
جاد را با نبات چه مناسبت و در سبزه روح طراوت در لاله جان لطافت در شهرستان پریستان حضرت سلیمان بهار چون جواهر پوش خود
مجسم، در زمرد موت جمادی، در لعل افسردگی خلقی مبین افتاده است. خوشرنك على شده اند لقب لطافت مكسب (فیلم پری) را احراز نمود
همین مشابهت و مناسبت که هر دو از يك شمس رزق انوار حیات کار را بینید که یک بلبل نشیده دارای بارگاه جمعاء حضرت ( بهار )
میگیرند و بس ..
باشق دلباخته افتاده مصنوعات رنكار تك اوست در حق سرور و سرا
یکنار آبار به سیزه ولانه نظر کن جهان جهان سیره زمان زمان لاله این فصیله یعنی جناب ( بنفشه ) لطافت پیشه چه تصورات تصویر میک
جلوه گری لاله در دشتها و دامانها مرمکان شوخ وشنك ، وير واله
های رنگارنگ پس زرنگ را نیز رقص میدرارد ، لاله اول معلمیست که
درسهای نشید های مدیحه حضرت بهار را به شاگردان طبیعت خوان
دبستان های سلطنت بهار از ر میکنند !
حالا از کلام شیرین مقاله بك صاحب عالی که از عشاق جمال با کمال
حضرت بهار است در مدح ( لاله ) الظما چیزی بشنویم :
رویدا كراز نافه تا تار منقشه
خوشبو بود چون خط دلدار سفته
ای در حین حسن تو بیکار منشه
با تازه کی خط تو چون خار سفته
آتش کده آید بنظر محسن گلستان
کل آتش و هندوی پرستار بده
چون تیل کبود است زبان در دهن او
کرد است زين وصف تو تکرار سف
تابيه كند جان کربیان کل از ناز
بكرته بكف سوزن و هم تارينك
با باغ که گردید جلوه گر لاله قدح گرفته بكف كل زده سر لاله
شکست شاه ریاحین چوا چولشکر سرما زده است جار یخ لعل را بستر لاله
رسید از سفر و باد کردن استقبال گرفت سيرة توخير را بير لاله
رخش سیاه شد از کرد راه و تابش مهر
چرا که خانه نشین بود و تو سفر لاله
مكر هوای تو دارد که گلستان امروز گرفته دامن پر تل ، زده پسر لاله
خارا بكل ولاله واطلس به من داد
سحر خيال کل رو پتو زباغ گذشت چو غنچه کشت بخو تاب دیده از لاله
یکشوده سربار جو تجارت
از خجلت چمنستان عارضت در باغ عجیب سبزه فرو برده است. لاله
كر عكس لب لعل تو افتد بكلستان
باغ از دهاش پاره های دل ریزد که تیغ ناز تو خورد است پر چکر لاله
روید جو کل روتو كلنار من
زباغ ثابت کالچهره ام برون آمد از ده ديده خونبار بیشتر لاله
دید است مرزلف پریشان تو در خواب
چو چشم مست تو و این عشوه چشمک زد
کاشفته بکشن شده بیدار بسته
تاحلقة كيو وهم زلف تراديد
گرفته چون گل بادام از ان ثمر لانه
اران پیاله عمل از راب رنگ پر است که شیشه ساز شده آب و کاسه کر کرلا لاله
مشکین شده چون نامه کانار سفته
بغیر باغ رخت كان دماند سبز در کل همیشه سبزه زیر است و کل سر لانه
کل راست به او نسبت های پگلستان
فرود رونق حسن تو از دمیدن خط پلی استره دهد زیب بیشتر لاله
کان خورده در دارد و معیار بنك
جو آب در حین دم برید کشتم ندیدم از کل رویت شکفته زلاله
باشد زغلامان و کنیزان تو در باغ
منبع کوم زند تا جوكيك پر از شوق بجای برك براورد بالو بولاله
تا نسخه خوبی پرداز دفتر حسنت
جستجوی تو دیوانه کرنش در چه رو همینه کوه بگو هست و در در لاله
از ان بصحن چمن سرخ رود مد از خانه که داغ عشق را داشت پر چکر لاله
به پیش حسن تو چون دلیران صحرائیت
نجهره گرچه شهد خال مشك ولاله
ز شرم رویتو از رشک حابشهر نداشت
بکوه و دشت کرد است زان مقر لانه
ز دست عارض کامکون تو نطرف همین گرفته طشت پر آتش زخم پسر لاله
مین زآب روان میکند بز نجیرش که شوخ زیره در وین است و فتنه گر لاله
تاری خیالت پسر خان نباید
شده سیاهی دانش چو مردمک روشن جو کردها كدرت مرمه عصر لاله
کرد است چین را همه کنکار سنا
غریب طرزی افنان ) رلطف تو خواهد
كه خاك خشك اميدش زند پسر لاله
خواهد که در غنچه رباید از کف کل
دامی به کمر وزده طرار به
دوم جوش و خروش آمد آمد فصيله سنبليه - یعنی بنفشه سوسن ،
زان زر که از کل برد مجالاکی و چستی
سفیل ، رکی و غیره شروع میشود. سفيل باطره طرار پرکشش
آورد و كف حامية زركرت
شکسته بندی دلها میکنند . سوسن با صد زبان بیان شکران بهار را مبین
با گوهر جان تا که خود نگیت زلفت
میسازد، بنفشه بازلفان بهمر عجیده خویش بوی روح پرورد ماغ روح .
باد آمد. دلال و خریدار به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
