Machine transcription
صفحه ۱۳
نامورانِ زَنانِ جَهان
ما بعد از نمبر ۹
آذلاییده (۱) - دختر رودولف دوم است که از پادشاهان ( آلا پور فونیا ) (۲) بود پدرش رودولف میخواست که ملک ایطالیا را از دست ( هوغ ) نام حاکم ( پردو آند ) (۳) ضبط کند ، ولی بنا بر معاشقهٔ ( اذلاییده ) و پسر هوغ مذکور که ( لوتر ) نام داشت رودولف به ازدواج دختر خود روی رضا نشان داده از فکری که داشت صرف نظر نموده بعد از وفات ( لوتر ) مذکور ملک ایطالیا را ( برانژه ) نام حکم داری ضبط و استیلا نموده خواست که ( اذلاییده ) را به پسر خود ( آدالبیر ) بدهد و دل اذلاییده از عشقی که به شوهر متوفای خود داشت به این امر راضی نشد . به این سبب ( برانژه ) مذکور او را در یک قلعه محبوس ساخت ، تا اینکه پانها ( البرتو آچه ) که پرنس یعنی شهزاده ملک ( قانونه ) بود او را از محبوبسیت رهائی داده در تاریخ ( ۹۵۱ ) میلادی با ( اوتون ) نام پادشاه ( ساکس ) ازدواج نموده ، و بسبب این ازدواج خود حق ضبط کردن ایطالیا را به اوتون مذکور بخشیده است . در زمانیکه نوبت حکومت به نواسه اش ( اوتون سوم ) رسید بیا بر
فاجعههای پاریس
ما بعد از نمبر ۹
— بن گفت که پیش تو خواهد آمد . اما تا به این ساعت هم که نیامده نمیدانم از چه سبب است ؟ هر چه که به او گفته باشی بگو . مرا از شهر آن رهائی ده . زیرا از شهر ساری بسیار هلاک میشوم ، و جا میکنم چیه اش را بده .
— اگر چه امشب ادا کردن این قرض ممکن نیست ، ولی فردا بهمه حال ادا میشود . هم فردا ازین سفالت خانه بر آمده در یک محلهٔ بسیار با صفا و دلکش نی در یک خانهٔ بسیار لطیفی جابجا میشویم ، هیچ اندیشه مکن فلوتیله ، فردا انشاء الله موافق شرف اصالت خاندانی خودت یک خانه برایت پیدا میکنم .
— معلوم میشود که از یک جائی بدستت چیست بسیاری می آید ؟
صفحه ۱۲
غزل
معارف
ای نوجهان علم دبستان معارف
جهدی کن و میشو تو سخندان معارف
جمع است معارف که شده جمع ز عرفان
شو بهره ور از مفرد عرفان معارف
گر معرفت حق بودت مقصد و اقدام
این جنس بیابی تو بدکان معارف
در آرزوی ثروت و مسعودی دنیا
باشد هوست یابی از احسان معارف
گر مهر و وفا بود مقصدت ای معرفت آگاه
یابی بخدا باز ز همیان معارف
شد فخری صید معارف تو بقیه باین
بشناس بقیه قدر نمایان معارف
( محمود ) شناسائی هر چیز به دنیا
مبنی است و بر پایه ارکان معارف
فاجعههای پاریس
ما بعد از نمبر ۹
— یک روزه دو روپیه پنج آنه علی در جیب دارم اگر در شب دزدی یا شقی بر من حمله کند به بسیار خوبی مقابله خواهم کرد .
— دیدی . آیا حالا خاطرت جمع شد ؟ پس بامان خدا من میروم .
— به جا میکنم ، یک کمی توقف کن . ببین یک سخن دیگر مرا بشنو ، آدمیکه این اوتاق مردانه را به کرایه داده دیروز در پیش دروازه مرا گرفت .
— خوب ! چه میخواست ؟
— چنان معلوم میشود که گویا پانزده روز کرایه خانه به او قرض دار هستی ، حریف پیشه خود را میخواهد .
— او هم تحریک بیجائی بوده ها ! ۰۰۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
