Machine transcription
صفحه ۱۳
نمبر ۱۲
ادبیات
شعر - موسیقی
(استها) دستهای انسان بسیار حساس است.
از آگر و از هوا اعضا زیاده تو سردی و احسش میکنند که در زمستا بها
دستکش پوشیدن لازم است. و اگر جنگ بخور و در پیش اقتش
گرفته گرم کر نادان لازم نیست بلکہ بالیدن همدیگر یا مجیب ونقل
نها دن لازم است . دیگر اینکه دستها را از مرد بگری و از گرمی پسر و نباید اندا
(دندانها) - برای حفظ صحت دندانها نیز بسیار
وقت و هوشیاری لازم است. زیرا برای خوب مضم کردن اقوام
د خوب ادا کرون سخن و بریم نخوردن شکل و رضا ر حفظ صحت
دندانها بسیار ضرور است. هر کس که محکم و درستی دندانها
خود را آرزو دارد میباید که نه چیز های بسیار گرم . د نه چیز های بسیار
سرو نخورده و چیز های سخت مانند با دام دسته و غیره چیز با را
هیچگاه با دندانها با یه شکست ، ماده که انر العاب دہن میگوید
نیز برای هضم طعام بسیار لازم و ضرور یک چیزیست بوندا از
چیز نائیکہ موجب غایب شدن آن باشد. حذر باید کرد.
( حسن رجال ) - اگر مرد باشد اگر زن ، برسن
که باشند محافظه حسن و جمال شه و جمال شان محض اسلامت و صحبت وجود
متوقف است. هر کس که میخوا به طراوت و تازه گی رخدار آب و نان
و قوت و تندرستی بدن و اندام خودرامی خطه کنند میاید که مرا به
بیرونی قواعد حفظ صحت بر ا نماید، مقبولی و خوش صورتی
که بعضی زنان بواسطه بعضی استعمال رنگهای سرخ و سفید
ساخته گی برای رضا به خودشان حاصل کنند در آخر فتحه خدایی
و بر همی حسن خدا دا د طبیعی شان میگردد، زیرا اکثر آن گونه ها از
بعضی مواد ضرر ناکی دارد که برای پوست رفتار خیران
میرساند. جذب محبت تنها بقبولی و خوش صورت
خارجی میسر نمیشو را بلکه خوش صورتی و مقبولی روح لاز مترا
یعنی کردا را طوار گفتار افکار خود ر امقبول و محبوب باید
ساحت، سہی صاحبان حسن و جمال را می بینیم که سبب
طبیعت های بدر خود مردم را از خود بیزار کرده اند و
بسیار می از بد رنگها را دیده ایم که سبب حسن طبیعت
خود مقبول و معتبر شده اند. بهند ابر کس چنانچه محا فظنه
حسن و جمال و صحت و عافیت وجود خود مجبور است
بمحافظه اخلاقهای خوب و حسین طبیعت خود نیز بسیار
کوشش باید بکند . فقط
شعر موسیقی - دو همشیره توا نیست که مادرشان
عشق است !
شعر موسیقی - دو تا جو مشترک المنفعه ایست که زبان
موجب نقصان آن دیگر هم میشود !
شعر موسیقی - دو رفیق هدم مسجد الکلیست که سخن
از دیگر خود شانز ا شرح و تفسیر میکنند !
شعر موسیقی - دو دلداده سود از ده مفتون دیگرا
بهرست ان دیا کا رشته نامی حیات خود شانرا با همدیگر تاب داده و برای جدا
شدن از همدیگر در عالم ازل عهد دیمان بسته اند
آب و نان در جوهر عظیمیست که رزاق عالمیان آن را
به درسش ( جسم ) مقرر فرموده آب دنان
(روح) شعر و موسیقی است که خلاق جه جهان آنرا غذای
روح معین نموده .
از کلامهای اهل تصوفت که چون جد حضرت آدم
از گل و آب خلق فرموده شد. روح لطیف از داخل شدن
آن جسم کثیف بابا نموده حضرت رب عظیم الشان شعر و موسیقی را
در جوف جسد آدم علیہ السلام خلق فرمود یک شعر پر آہناک خوش تقریباً
لطیفی از جمه بظهور آمد. روح به آن شعر خوش صوت یک میل طبیعی
پیدا کرده در چه داخل شد.
روح بر موسیقی عاشق است، موسیقی بی شعر نفس ندارد.
و هر دو به دن عشق وجود نمیگیرد. عشق بحر محاسن طبیعت معدوم مطلق ہیں !
شعر چیست ؟ شاعر کیست ؟
هر جو پیار ، هر چمن زار، هر آبشار و الحاصل مہر بدیعه
همچنان طبیعت یک مصرع یک بیت، یک غزل ، یک قصیده، یک نشید و یاک
یک مقام ، یک آهنگ، یک نغمه ایست که معنی (شعر) و(موسیقی)
را تغییر میکند. شاعر یک مخلو قیست که از شهر شیر جو بیا را از اینتران
شاخسار، از رنگ آمیزی گلزاره از آواز مرتک نفقه کار علی الخصوص
از حسین سرشا به یک دلبر طاحت بار والحاصل از بیر به اجرا می حسین
طبیعت قائد الشخص گردد، و این تاثیرات مخنسات خود را
خواه به نشر، خواه منظم ترجمه بکند.
از (تعلیم قرائت) ترجمه شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
