Machine transcription
۳
سال پنجم
شماره ٦
علانات معلوم میشود که از مدتهای مدیدی درین غار کسی ندر آمده باشد. ان گفته او را دیگران نیز تصدیق کرده از آنجا در گذشتند. و نامرین فهیره، که از بندگان آزاد شده حضرت ابابکر الصدیق رضی الله عنه بود، در شبها خودانه برای آنها میآورد، و عبدالله بن ای از احوال قریش را به ایشان خبر میداد. در شب سوم (عبدالله بن ار رفته) شترهایی را که پیش ازین حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه مورد اشکرا کرده بود. بدهن مغاره آورده آنحضرت صلی الله علیه و علی آله قرن وسلو، با حضرت پیر غار و عامرین فهیره در همان شب برشترها سوار شده رحمانی، عبدالله بن اریقطه، راه مدینه را پیش گرفتند. خذله مشترکین مانند جمعیت ترکسها جمع آمده به امید واهی بدام احتمال آوردن آن شهباز علوی پرواز کوشش میورزیدند. بهر هر طرف جاسوسها و عقب کبرها روانه کرده آن جسم لطیف را بدست کثیف خود آوردن میخواستند، بهادرترین عقب گیران شان (سراقه بن مالک) ود که مانند سایه در عقب آن خورشید گرم سیرهای قدسیت در رسید و چون میخواست که بر گستاخی حمله آوری جرأت ورزد در اول قدم های اسیش در ريك فرو رفته ازین جرأت گستاخانه خودازه م زمین فرو رفت، و مجبور گردید که از مرحمت بپایان آن کهف الامان استیمان داد. دیگر از عقب گیران (بریده بن الحصیب) بود که از دلاورهای مشهور قبیله، بنی اسلم، بود، وبابك جم غفیری بفکر بدست آوردن رسول الله صلی الله علیه واله وسلم افتاده بود. اگرچه آن همای سعادت را کمیت پیدا کرد، و میخواست که بگیرد. اما تجذبات سامارهای آن ذاب القلوبی که گرفتن و بستن آنرا آرزو کرده بود خودش گرفتار ویانه گردید. و مجرد دید از سعادت شاد بر انوار آن سید الابرار رشته اخلاص و محبت شان بسته شده با همراهان خود یکجا شرف ایمان و سعادت اسلام مشرف گردید. در حالیکه میخواست راه را ران هادی صراط المستقیم هدایت بگیرد. . بگیرد، دفعته خودش رهبری آن رهنمای است را ن در عهده گرفت.
. بریده بن الحصیب، بعد از آنکه بشرف اسلام مشرف شد. همرکابی حضرت رسالتنا همی را اختیار نمود اول کاری که کرد این بود که تمامه سفیدی را که بر سر داشت باز کرده، و بر نون نیزه خود. د که آن نیزه بعد از این سینه شکاف جانستان دشمنان دین و ایمان میشود. بسته کرده بحضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین عرض نمود: يارسول الله: ذات اقدس نبوی که سرور و سردار جنود مجنده ارواح میباشند. و سپهسالار قلبه اشباح هستند و جدانم بین يك راضی شده نمیتواند که بدون، علم و حرکت بکنند، اجازه بفرمائید که در پیش روی موکب اجلال رسالتپناهی شرفیابی، نخستین علمدار و شدن افتخار بکنم. این استدعای حضرت، بریده، که از جوش خالص ایمان عرض شده بود مظهر قبول حضرت رسول كيريا عليه الف تحايا گردید. و جناب ه بریده، آن لوای والا را که به نفحات هدایت، و نسمات ارت موجا موج شده بوه پرروش هدایت همدوش خود برداشته تا به قریه طیبه و قباء برکاب قدسیت انتساب حضرت رسالتناهی رسانید این است که و نخستین عملدار، در اسلام همین صحابی گزین است و، نخستین علم، همین رایت ظفر آیت است که در سبیل الهی کشاده و بر افراشته شده است. اگر چه بعضی از مؤرخین نخستین
علی همان علمی را میدانند که به نخستین قوماندان سریه اسلام حضرت ه حمزه و رضی الله تعالی عنه داده شده بود، اما آن علم، چنان علمی شمرده میشود که اول بار برای حرب برافراشته شده است. حالات که عنوان و نخستینی راه همین علم مبارك حائز است که مذکور گردید و عنوان نخستین علمداری، را نیز مخصوص همین صحابی جلیل و بریده بن الحصيب، میباشد. حضرت زیده رضی الله عنه بعد از مواصلت حضرت فخر کائنات صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه منوره در همه عزوات سنبه موجود بوده است. و چون نویسنده و خواننده بود از جمله کانیهای حضرت نبویه نیز معدود است و بعد از رحلت آنحضرت صلی الله علیه وسلم دره جیش اسامه که حضرت ابابکر الصدیق رضی الله عنه بر دولت روم سوق نموده بود نیز علم برداری نرده است. و یکند و هفتاد و هفت حدیث روایت کرده است. بعد از ان برای جهاد به بصره) و از آنجا بخراسان رفته سال ۹۲ هجری در (مرو) وفات یافته است. رضی الله عنه وارضاه
بمناسبت تجدید سال جدید تبرکاً وتیمناً بهمین يك فقرة تاريخية اسلاميه سیر مقاله این شماره ۹ خود را که مصادف با غره ماه محرم سنه ۱۳۳۴ آمده بود شرف تزئین دادن را از واجبات دانستیم. باقی از درگاه ذات اقدس کبریا جل وعلا ترقی و تعالی دین مبین اسلام را تضرع و نیاز میداریم و رایت ظفر آیت محمدی را بظهر های متوالیه و قصرتهای متمادیه دایما بر افراشته و سرفراز، و بدخواهان دین مبین سید الامام و برهم زنندکان و تفرقه اندازان ملت ناحیه اسلام را مخذول و منکوب و شرمسار و پرچم اعلام دشمنان عالم اسلامیت، و بدخواهان اتحاد و داد امت را مغلوب و مقهور ونگونسار میخواهیم برب العباد آمین.
حوادث داخليه
(يك خبر الميرور از يك رحلت در امر مصیبت)
خبر رحلت سراسر مصیبت جناب غفران مآب الحاج میان غلام قادر صاحب مجددى عليه الرحمن الباري را با دیده اشکبار و قلب جریحه دار درج محايف حزن والم اخبار مینمائیم. این غم رانم جانگاه نه تنها بر دل صفا منزل والدماجد مکرم شان که رهنمای هدایت و پیشوای طریقت میباشند تأثیر جگر خراشی بکار برده، بلکه قلوب به الم مجلوب اکثر مسلمانان و عموم مخلصان و دستگیران آن دودمان بالارا غمخانه بأس و حسرت داشته است. سبحان الله! جلوه های تجلیات ام های حسنای ذات اقدس کبریا، برخاصان بارگاه جلالش چه تازهای بی نیازی بکار میبرد و دیت خون شهیدان میدان ترکتازی قهاریش را نجرحم نمودن سرتسلیم و رضا ذکر چه چیز است که ادا بتواند! اهل دلی در نغمه آهنگ حجازی نوازی چنین میسراید:
در مشهد شهیدان هنگام ترکتازت
رنك ديت نگیرد خون شهید نازت
چون جنگ نازگیری در بزم بی نیازی
از جای نغمه بیرون خون میچکدر سازت
بر آتش عثابت از سوز دل چه پرسی
مردم چو شمع سوزم در بونه گدازت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
