BrowseSirāj al-akhbār → page 1419

Page 1419

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1419 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ٦ سال نجم مبارك و ميمون گرداند. و پرچم علم اسلامی را در تمام دنیا بر افرازنده انوار هدایت منور سازد بسمت الرأس مدینه بلندی گرفت. تقصیر فوز و فلاح داشته قوت و ترقی، شوکت و روی دین مبین اسلامی را این اعمال اینکه:- روز افزون دارد. دولت متبوعه مقدمه ما افغانستانرا زیر سایه همایانه قبل از تشریف فرمانی آنحضرت به هجرت، چنانچه در بالا بیان پادشاه تکونی آمال ترقی خصالش ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) اول مأذونیت هجرت انتخاب کرام اجرا گردید، و اول کسیکه از اصل یک شکوه و هیبت و جلال تجدد مثال ظفر و شوکت عطا فرماید و از کرام وطن خود را ترک کرده از مکه مکرمه بمدینه منوره هجرت نمود فرصت ثمره های عزت و سعادتش حاصل آید. است حضرت ابو سلمه بن عبد الاسد و میباشد. بعد از آن حق و . عمر الفاروق رضی الله تعالی عنه با برادران شان حضرت و زید عباس، با دیگر رفقای شان که از بیست نفر مرکب بودند بسمت مدینه منو ه پرویت ماه تو دیدم مبارکباد ماه من هجرت فرمودند. از همه بعد او حضرت عثمان، رضی الله عنه هم حضرت فخر کائنات علیه افضل الصلوة و التسلیمات از مکه مکرمه فرمودند، حضرت فخر کائنات علیه أفضل الصلوة و التسلیمات بالحضر بمدینه منوره نخستین علم و نخستین علمدار در اسلام ( ابو بکر الصدیق ) و حضرت علی المرتضی، رضی الله تعالی عنهم در مانده صدور اذن الهی انتظار داشتند. اگرچه واصل شدن حضرت فخر کائنات و مفخر موجودات علیه مشرکین قریش چون دیدند که اصحاب آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم افضل الصلوة و التسلیمات در و قباء نام قریه ( مدینه منوره ) بیوم یکان یکان بمدینه الهجرت کردند و در آنجا قوه اسلامیه کسب شوکت و عطا تا دوشنبه دوازدهم ماه ربیع الاول در سال نجاه و جارم ولادت با سعادت کرده راه شام که یکانه تجار نگاه شانست در زیر تهلکه خواهد افتاد لهذا من نشان، مصادف به سنه ٦٢٢ میلاد عیسی علیه السلام بوقوع آمده است. ( دار الندوه ) اجتماع نموده قرار دادند که وجود مسعود قدسیت به اما رأس سنه هجری از غرّه ماه محرم الحرام ازین سبب اتخاذ شده است روح کائنات را از میان بردارند، و رشته حیات اسلامیت را به این که مأذونیت هجرت به انتخاب کرام در ماه محرم عطا فرموده شده بود. نمودن آنحضرت از هم برکنند این قرارداد فاسد کفار معاند از بعد از ارتحال جد واجب التبجیل حضرت رسول جلیل، حضرت جلیل حضرت رب العالمین بواسطه جبرئیل امین به آنحضرت صلی الله اسماعیل بن خلیل علیهم الصلوة و السلام، یک چند عصری نگذشته بود که و سلم انبیاء و برای هجرت فرمودن شان بسوی مدینه در خصت اعطا فرمودند اما پرده کثیف جهالت دیده بصیرت ساکنان حجاز را پوشانیده، و تنها اشقهای مشرکین اطراف خانه سعادت را بعد از شام درز و مجار دو حجازیان، بل همه گم گشتگان بادیه جهالت جزیرة العرب، در میان گرفته وقت خواب آنحضرت را منتظر بودند. حضرت خاتم الان علیه التحایل حضرت علی کرم الله وجهه را در فراش خوابگاه مبارک یک ظلمت آباد تیره ضلالت مانده بودند. هنگامیکه حکمت بالغه صمدانیه چنین اقتضا نمود که آفتاب جهانتاب بخوابیدن امر فرمودند. و اما تنهایی که از مردم در نزدشان بود مخف اسه در حقیقت و عدالت، پرتو ستار هدایت آن حوالی مظلمه گردد، و ضیای علی المرتضی رضی الله تعالی عنه تسلیم نموده، و سپردن آنها را بصاحبه پیشوای عرفان چشمان جهانیان را جلا پذیر ایمان سازد. همان بود که وجود توصیه فرموده، آمدن شانرا بمدینه ارشاد نمودند، بعد از آن حقی حق مسعود حضرت فخر المرسلین علیه و علی آله صلوة الملک المعین مانند خورشید پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم سورة ( یس ) شریف را از اول آن عمام فیض تمهیدی در افق سیه دل بلدة الحرام نور افزای عالم شهود گردید. . فهم لا یبصرون، خوانده، و یک مشت خاکی دمیده و نخاله رابط که و طنطنه نبوت و رسالتش گوشهای همه مردمان جهانرا از قاف تا قاف دیده بانه ای ملامینی که اطراف خانه سعادت را به بسیار تیز بینی و هوشید بسته پر نمود. و ظلمت شرک به انوار پرتو بارش از عالم بر طرف گردید. روز بروز رصد میکردند بیفشاندند، و مانند روحی که از جسد براید از درون در آن بلده مقدسه کشتگان بادیه حیرت به ندای ( اجیبوا الله ) برآمده، با حضرت ابی بکر الصدیق رضی الله عنه بمغاره که در جبل نور و محمد اجابت میکردند، و روشی جویان حقیقت مانند روانه بسوی نام فروزان عزیمت فرمودند، اشقیای کفار نا هنجار هیچ چیزی ندیدند. راضی اسلام میپوشیدند. لکن این شعشعه فیض، چشمان جهله مشرکین استند. و چون بوقت موعود بحجره سعادت در آمدند از جامه خوا که را که مانند بوم شوم بظلمت پسندی عادت گرفته بود. کود میساخت حضرت نبوی قیام نمودن حضرت علی المرتضی رضی الله عنه را دیده علمه و سرهای شانرا بدور می آورد. و چون به این فیوضات روشنی آیات ماندند. و چون از حضرت علی رضی الله عنه پرسیدند که، محمد کجاست تحمل کرده توانستند از اثر و میخواستند که با بعضی نسبتات ابلهانه فروغ آن و ایشان بجواب فرمودند که نمیدانم و از حیرت بحیرت افتادند که شده شمس بازغه لاهوتی را ستر و اخفا نمایند، و آن شعاع چراغ الهی را به انقباض فجرة قریش چون برین خبر آگاه شدند بجستجو آغاز نهادند و هو برید هوای نفسانیت خود خاموش سازند اما غافل از آنکه: چراغی را که ایزد برفروزد گر کسی پف کند ریش بسوزد حضرت خیر البشر با صدیق اکبر در مغاره و جبل ثور و سه درین اثنا بود که بنا بر احکام رب جلیل لایزال که در هر حکم آن اقامت فرمودند اگرچه کفار از آثار قدم تا دهن آن مغاره آمده است. حکمتهای بیشماری مندرج است، هجرت با سعادت حضرت ( محمدیه ) ولی چون حکمت ربانی، و بمعجزات حضرت نبوی یک عنکبوتی کشاد صلی الله علیه و آله و سلم بوقوع آمد، یعنی آفتاب سعادتمابی که از افق مغاره تنیده، و یک جفت کبوتر صحرایی در آنجا تخم نهاده بود، و آیه مکه طلوع نموده بود، برای آنکه بادیه های واسعه خلال را بیشتر به نشر خلاف، آنرا به دیگر رفقای اشقیای خود نشان داده گفت که و از

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1419. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1419 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1419
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record